
کتاب روایت جواد
معرفی کتاب روایت جواد
کتاب روایت جواد نوشتهی عارف مسعودی و با دبیری علمی محسن رنانی به اهتمام پویش فکری توسعه تدوین شده است و نشر کتاب شرق آن را منتشر کرده است. این کتاب به سراغ زندگی فکری و پروژهی نظری سیدجواد طباطبایی میرود و مسئلهی توسعه در ایران را از خلال آثار و مواضع او بازخوانی میکند. نویسنده با تکیه بر گفتوگوها، نوشتهها و سیر تاریخی اندیشهی طباطبایی، تصویری منسجم از پنج دهه اندیشهورزی او دربارهی ایران، تجدد، انحطاط و توسعهنیافتگی ارائه کرده است. ساختار کتاب بر محور مفهوم «امتناع توسعه» و نسبت آن با سنت، تجدد، عقلانیت و علوم انسانی شکل گرفته و در عین تمرکز بر یک متفکر، به تاریخ فکری معاصر ایران و کشاکش آن با مدرنیته نیز میپردازد. روایت جواد بخشی از مجموعهی روایات اندیشمندان ایرانی دربارهی توسعه است که در قالب پروژهی پویش فکری توسعه دنبال میشود و تلاش کرده است از خلال آثار طباطبایی، هم ریشههای تاریخی بحران توسعه در ایران را نشان دهد و هم افقهای ممکن برای بازاندیشی در این مسئله را ترسیم کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روایت جواد
کتاب روایت جواد اثری است که عارف مسعودی در آن کوشیده است پروژهی فکری سیدجواد طباطبایی را در نسبت با مسئلهی توسعه در ایران بازسازی کند. متن با پیشگفتار مفصل محسن رنانی آغاز میشود که در آن طباطبایی را «فیلسوف بحران» و «پدیدهی انقلابی در عالم اندیشهورزی ایرانی» مینامد و جایگاه او را در میان متفکران معاصر توضیح میدهد. سپس مقدمهای بلند با عنوانهایی مانند «پنجاه سال در اندیشهی جهان ناآرام ایرانی» و «تجدد؛ امکان یا امتناع توسعه» میآید که در آن زندگی فکری طباطبایی از تبریز تا پاریس، از انجمن فلسفه تا دانشگاه تهران و از اخراج از دانشگاه تا سالهای پایانی عمر در آمریکا، در پیوند با شکلگیری ایدههای اصلی او روایت شده است. در این بخش، نویسنده نشان داده است که چگونه مواجههی طباطبایی با هگل، آلتوسر، کربن و سنت فلسفی اسلامی، به طرح پرسشهایی دربارهی انحطاط اندیشهی سیاسی در ایران، تاریخ خودآگاهی ملی و نسبت سنت و تجدد انجامیده است. کتاب روایت جواد در ادامه، با تکیه بر آثار مهم طباطبایی مانند زوال اندیشهی سیاسی در ایران، ابنخلدون و علوم اجتماعی، تأملی دربارهی ایران، دیباچهای بر نظریهی انحطاط ایران، مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی و مبانی نظریهی مشروطهخواهی، خطوط اصلی پروژهی او را در قالب بحث از «شرایط امتناع» پی میگیرد. کتاب روایت جواد در چهار بخش اصلی تنظیم شده است. در بخش اول با عنوانی نزدیک به «توسعه در شرایط امتناع» به موانع فلسفی و معرفتی توسعه در ایران از منظر طباطبایی پرداخته شده است. اینجا مفاهیمی مانند «شرایط امتناع»، «مانع معرفتی»، «فلسفهستیزی»، «سیاستزدگی»، «توهم بر سنت» و «برزخ سنت با ایدئولوژی» توضیح داده میشود و نسبت آنها با رواج جامعهشناسی ایدئولوژیک، مارکسیسم سطحی و قرائتهای ایدئولوژیک از دین و سنت در دهههای اخیر نشان داده شده است. بخش دوم به سوی وجه ایجابیتر پروژهی طباطبایی حرکت میکند و ذیل عنوانهایی مانند «تدوین نظریهای عام ناظر بر ایران بزرگ فرهنگی» و «دانشگاه ایرانشهر مکان تبیین علم توسعهی ایران» به این میپردازد که طباطبایی چگونه از دل تاریخ اندیشهی ایرانی، ایدهی ایران بهمثابهی یک کلیت تاریخی و فرهنگی را بازسازی کرده و نقش دانشگاه و علوم انسانی را در تبیین توسعهی ایرانی برجسته کرده است. در بخش سوم و چهارم، روایت نشستها و گفتوگوهای توسعه با حضور عارف مسعودی و دیگر پژوهشگران و نیز مشروح یک نشست تحلیلی دربارهی اندیشهی طباطبایی آمده است که در آن، مفاهیمی مانند «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی»، نقش نسل هزاره، اهمیت مشروطیت و نهادهای حافظ آزادی و نسبت تجربهی معاصر ایران با پروژهی فکری طباطبایی بررسی شده است. کتاب روایت جواد در مجموع، هم یک بازخوانی تحلیلی از آثار طباطبایی است و هم تلاشی برای پیوندزدن آن آثار با بحث توسعه در ایران.
خلاصه کتاب روایت جواد
در روایت جواد، عارف مسعودی مسئلهی اصلی را اینگونه صورتبندی کرده است: چرا ایران با وجود دو قرن تلاش برای تجدد و نوسازی، همچنان با توسعهنیافتگی و بحرانهای ساختاری روبهرو است؟ پاسخ او از خلال خوانش پروژهی فکری سیدجواد طباطبایی پیش میرود. نقطهی عزیمت کتاب، مفهوم «شرایط امتناع» است؛ یعنی آن دسته از موانع معرفتی و فکری که حتی در صورت تغییرات اجتماعی و اقتصادی، اجازهی استقرار علوم انسانی جدید و عقلانیت مدرن را نمیدهند. نویسنده با الهام از تمایز فوکو میان «شرایط امکان» و «اپیستمه»، نشان داده است که طباطبایی چگونه بهجای تمرکز صرف بر عوامل بیرونی مانند استعمار یا ساختارهای اقتصادی، ریشهی توسعهنیافتگی را در زوال اندیشهی سیاسی، گسست میان نظر و عمل و ایدئولوژیک شدن سنت جستوجو کرده است. کتاب روایت جواد در ادامه، سه محور را پی میگیرد. محور نخست، نسبت سنت و تجدد است. طباطبایی به روایت مسعودی، نه مدافع بازگشت سادهانگارانه به سنت است و نه مروج تقلید سطحی از غرب؛ بلکه بر این تأکید کرده است که تجدد جز با «تأسیس بر سنت» ممکن نیست. سنت باید در معرض پرسشهای جدید قرار گیرد، نقد شود و آن بخش از ظرفیت عقلانیاش که میتواند در جهان جدید فعال شود، بازسازی شود. در اینجا، نمونههایی از عصر زرین فرهنگ ایران در سدههای سوم و چهارم قمری، نقش آلبویه و سامانیان، و ویژگیهایی مانند فردگرایی، جهانوطنی و دنیاخواهی بهعنوان دورهای از شکوفایی عقلانی یاد شده است تا نشان داده شود که توسعه در معنای عام، زمانی رخ داده که خردورزی ضابطهی اصلی عمل و نظر بوده است. محور دوم، مفهوم «ایران» و «ایران بزرگ فرهنگی» است. طباطبایی در آثار مختلف خود، تاریخ ایران را بهمثابهی تاریخ صورتهای گوناگون آگاهی به امر ملی بازخوانی کرده است؛ از اندیشهی حماسی و دینی تا فلسفه و حقوق. روایت جواد نشان میدهد که چگونه این تاریخ خودآگاهی، در نهایت به فلسفهی حقوق و ایدهی دولت-ملت متکی بر حکومت قانون میرسد و چرا مشروطیت در این طرح، آخرین آوردگاه پدیدار شدن آگاهی ملی ایرانیان بهشمار میآید. در این چارچوب، توسعه نه صرفا رشد اقتصادی، که نتیجهی استقرار عقلانیت حقوقی، نهادهای پایدار و شهروند خودآیین است. محور سوم، تمایز میان «خرد تکنولوژیک» و «خرد دموکراتیک» است. از نظر طباطبایی که در کتاب روایت جواد بازتاب یافته است، توسعه در غرب بر دو پایه استوار شد: حاکمیت مردم و قانون (خرد دموکراتیک) و بهرهبرداری عقلانی از منابع (خرد تکنولوژیک). در ایران، بهدلیل ضعف هر دو، انتقال تکنولوژی اغلب به اتلاف منابع و تعمیق بحران انجامیده است. نویسنده نشان داده است که بدون شکلگیری انسان خودآیین، فضای باز سیاسی و نهادهای دموکراتیک، سخنگفتن از توسعهی پایدار بیشتر به رؤیا شبیه است. در عین حال، در بخشهای متأخر کتاب، از خلال نوشتههای پایانی طباطبایی مانند انقلاب ملی در انقلاب اسلامی، نشانههایی از یک نگاه ایجابیتر به توسعه استخراج شده است؛ جایی که تجربهی نسلهای جدید، امکان نوعی «انقلاب در ذهنیت» را فراهم کرده است و بحث از دانشگاه ایرانشهر و نظریهای عام برای ایران بزرگ فرهنگی، بهعنوان افقهای ممکن برای تبیین علم توسعهی ایران طرح شده است.
چرا باید کتاب روایت جواد را بخوانیم؟
خواندن روایت جواد فرصتی فراهم میکند تا مسئلهی توسعه در ایران نه صرفا از زاویهی اقتصاد، سیاست روزمره یا برنامهریزی اداری، بلکه از منظر تاریخ اندیشه و مبانی فلسفی آن دیده شود. این کتاب نشان میدهد که چرا بدون بازاندیشی در سنت، عقلانیت، علوم انسانی و مفهوم ایران، بحث از توسعه به سطح شعار و برنامههای کوتاهمدت تقلیل پیدا میکند. تمرکز اثر بر پروژهی فکری سیدجواد طباطبایی، امکان آشنایی منظم با مفاهیمی مانند زوال اندیشهی سیاسی، شرایط امتناع، تاریخ خودآگاهی ملی، نسبت سنت و تجدد و نقش مشروطیت در شکلگیری دولت-ملت را فراهم کرده است. روایت جواد همچنین برای کسانی که نام طباطبایی را شنیدهاند اما با حجم و پراکندگی آثار او روبهرو شدهاند، یک نقشهی راه ارائه کرده است. نویسنده با دنبالکردن سیر زندگی و آثار طباطبایی، نشان داده است که چگونه تجربههای زیستهی او از تبریز تا پاریس و تهران و آمریکا، با چرخشهای فکریاش در حوزههایی مانند هگلخوانی، نقد مارکسیسم، بازخوانی فلسفهی اسلامی و تأمل دربارهی ایران گره خورده است. در کنار این، پیوندزدن بحثهای نظری با رخدادهای معاصر مانند جنبشهای اجتماعی، تحولات پس از انقلاب و نوشتهی پایانی انقلاب ملی در انقلاب اسلامی، به خواننده کمک میکند تا نسبت میان اندیشه و واقعیت اجتماعی را بهتر ببیند. ویژگی دیگر کتاب، توجه همزمان به وجه سلبی و ایجابی بحث توسعه است. از یک سو، موانع معرفتی و ایدئولوژیک توسعهنیافتگی در ایران توضیح داده شده است؛ از جمله فلسفهستیزی، سیاستزدگی، توهم بر سنت و برزخ سنت با ایدئولوژی. از سوی دیگر، امکانهای تازهای که در آثار متأخر طباطبایی برای اندیشیدن به توسعهی ایرانی طرح شده است، مانند ایدهی دانشگاه ایرانشهر، نظریهی عام ناظر بر ایران بزرگ فرهنگی و اهمیت نهادهای حافظ آزادی، برجسته شده است. به این ترتیب، روایت جواد هم برای فهم ریشههای بحران مفید است و هم برای تصور افقهای تازه.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی، جامعهشناسی، فلسفه و مطالعات توسعه پیشنهاد میشود که روایت جواد را بخوانند، زیرا در آن پیوند میان تاریخ اندیشهی ایرانی و مسئلهی توسعه بهتفصیل بررسی شده است. به علاقهمندان به آثار سیدجواد طباطبایی نیز پیشنهاد میشود که برای دستیافتن به تصویری منسجم از پروژهی فکری او و نسبتش با توسعه در ایران، این کتاب را در کنار نوشتههای خود طباطبایی قرار دهند. همچنین به کنشگران فکری و فرهنگی که درگیر پرسشهایی دربارهی سنت، تجدد، ملیت و آیندهی ایران هستند، میتوان پیشنهاد کرد که از این کتاب برای بازاندیشی در مبانی نظری بحث توسعه بهره بگیرند.
حجم
۶۸۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
حجم
۶۸۶٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه