
کتاب پدر شلخته من
معرفی کتاب پدر شلخته من
کتاب پدر شلخته من نوشتهی دیلک جسور با ترجمهی نازلی خلیلی صفا و تصویرگری الیسن اوزر آوجی، داستان رابطهی یک پدر شلخته و فرزندش را روایت کرده است که در خانهای پر از ریختوپاش زندگی میکنند. نشر برکه آن را منتشر کرده است و متن همراه با تصویرهای رنگی و پرجزئیات پیش میرود تا موضوعی بهظاهر ساده مثل شلختگی را به مسئلهای مهم در زندگی روزمره تبدیل کند. در این کتاب، راوی کودک از مشکل بزرگش میگوید: پدری که نهتنها وسایل خودش را جمع نمیکند، بلکه اتاق بچه، آشپزخانه، حمام و حتی خانهی همسایهها را هم بههم میریزد. روایت با زبانی سرراست و موقعیتهای طنزآمیز، رفتارهای بههمریختهی پدر را در موقعیتهای مختلف مثل بیدارشدن، مسواکزدن، صبحانهخوردن، بازیکردن، نقاشیکشیدن و کارکردن نشان داده است و در ادامه پیامهایی دربارهی نظم، مسئولیتپذیری، صرفهجویی در آب و مراقبت از خانه و طبیعت مطرح میشود. در پایان نیز چند صفحهی آموزشی و کاربردی برای تمرین نظم و ترتیب و مشارکت کودک در کارهای خانه آمده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پدر شلخته من
کتاب پدر شلخته من داستانی تصویری از دیلک جسور است که از زاویهی دید یک کودک، شلختگی را بهعنوان یک مشکل واقعی در خانه نشان داده است. راوی در همان جملهی اول میگوید «من مشکل بزرگی دارم» و بعد قدمبهقدم توضیح میدهد که پدرش چگونه از لحظهای که از خواب بیدار میشود تا وقتی سر کار میرود، خانه را بههم میریزد. ساختار کتاب بر پایهی صحنههای کوتاه و پشتسرهم شکل گرفته است: صحنهی عوضکردن پیژامه و پرتابکردن آن مثل هواپیمای کاغذی، صحنهی مسواکزدن و بازگذاشتن شیر آب، صحنهی دوشگرفتن و تبدیلکردن حمام به استخر، صحنهی صبحانه و رهاکردن ظرفها روی میز، صحنهی راهرفتن با نان در دست و ریختن خردههای نان در تمام خانه، صحنهی درستکردن پازل و رهاکردن تکهها روی زمین و صحنهی نقاشیکشیدن و گمکردن مداد رنگیها و قلمموها. در هرکدام از این موقعیتها، کودک از پدر سؤال میپرسد و پدر با بهانههایی مثل خستگی، خوابآلودگی یا بیحوصلگی از جمعکردن وسایل طفره میرود. در کنار متن، تصویرها فضای شلوغ، خردهریزها، لکهها و مسیرهای ساختهشده از جوراب و نان را نشان دادهاند و بهنوعی شلختگی را به چشم تبدیل کردهاند. کتاب پدر شلخته من در ادامهی این صحنهها، به نقطهای میرسد که شلختگی دیگر فقط یک موضوع خندهدار نیست و پیامدهای جدی پیدا میکند. در بخشی از کتاب، پدر بعد از برگشتن از سر کار دوباره «ماشین ریختوپاشش را راه میاندازد» و زنجیرهای از اتفاقها رخ میدهد: کت به چراغ گیر میکند، چراغ روی سر پدر میافتد، پدر روی مبل میافتد، کامپیوتر زیر او له میشود، لیوان آب آلبالو روی پروژهی کاری میریزد و کاری که ماهها برایش زحمت کشیده بوده از بین میرود. این بخش، اوج داستان است که نشان میدهد بینظمی فقط ظاهر خانه را بههم نمیریزد بلکه میتواند وقت، پول و انرژی را هم هدر بدهد. در صفحات پایانی، متن از دل داستان بیرون میآید و مستقیم دربارهی نظم، جمعکردن وسایل بعد از استفاده، بستن شیر آب، خاموشکردن لامپهای اضافی و رعایت حال دیگران صحبت کرده است. سپس «تابلوی نظم و ترتیب» معرفی شده که فهرستی از کارهای ساده مثل تاکردن لباسها، کمککردن در کارهای خانه و سرجایشگذاشتن کتابها را در قالب یک جدول یا پوستر آورده است تا کودک بتواند آن را پرینت بگیرد و جلوی چشمش نصب کند. این ترکیب داستان، طنز، پیامهای محیطزیستی و یک ابزار عملی، ساختار کلی کتاب را شکل داده است.
خلاصه کتاب پدر شلخته من
داستان از زبان یک کودک شروع میشود که میگوید مشکل بزرگی دارد: پدری که اصلاً حاضر نیست ریختوپاشهایش را جمع کند. در همان صفحههای اول، تصویر روشنی از این شلختگی داده شده است؛ پدر وقتی از خواب بیدار میشود پیژامهاش را مثل هواپیمای کاغذی به چپ و راست پرت میکند، جورابهایش را روی تخت و زیر بالش رها میکند و وقتی کودک از او میپرسد چرا لباسها را جمع نمیکند، آنها را بیحوصله داخل سبد لباسهای کثیف میاندازد؛ حتی اگر تمیز باشند. متن در همینجا به موضوع هدررفتن آب و شستن بیدلیل لباسها اشاره کرده است. بعد نوبت به مسواکزدن میرسد. پدر هنگام مسواکزدن آنقدر خمیردندان پخش میکند که انگار «بهجای دندان، قالی میشوید» و شیر آب را هم باز میگذارد. راوی توضیح میدهد که اگر منابع آب تمام شود، برای مسواکزدن باید منتظر باران بمانند. در صحنهی دوشگرفتن، حمام آنقدر خیس میشود که «ماهیها میتوانند در آن شنا کنند». سپس صبحانهخوردن پدر توصیف شده است؛ ظرفها را همانطور روی میز رها میکند و سر کار میرود، نان به دست مثل گربه در خانه میچرخد و خردههای نان روی زمین مسیری میسازد که با دنبالکردنش میتوان پدر را پیدا کرد. هر بار که کودک میپرسد چرا ظرفها را در ماشین ظرفشویی نمیگذارد، پدر به خستگی موقع غذاخوردن اشاره کرده است و از زیر مسئولیت شانه خالی میکند. در ادامه، کتاب به سرگرمیهای پدر میپردازد. پدر عاشق پازل است و کودک هم از کنار او پازل درستکردن را دوست دارد، اما وقتی خسته میشود تکههای پازل را روی زمین رها میکند و با بهانههایی مثل خستگی انگشتان یا خوابآلودگی از جمعکردن آنها فرار میکند. پدر همچنین نقاشیکشیدن را دوست دارد و بوم بزرگی در اتاقش دارد، حتی به برگزاری نمایشگاه فکر کرده است، اما مداد رنگیها، قلمموها و رنگها را این طرف و آن طرف رها میکند، آنها را گم میکند و بعد هنگام عصبانیت فراموش میکند که خودش مسئول این بینظمی است. در بخش دیگری از کتاب، به پروندههای کاری پدر اشاره شده است که آنها را هم در گوشهوکنار خانه پخش میکند و با دستهای کثیف سر میز غذا مینشیند؛ جایی که مادر با جملهای تند واکنش نشان میدهد و میگوید حتی بچه هم به اندازهی او خانه را کثیف نمیکند. داستان سپس به روزی میرسد که پدر بعد از برگشتن از سر کار دوباره شروع به ریختوپاش میکند و زنجیرهای از حوادث رخ میدهد: کت به چراغ گیر میکند، چراغ روی سر پدر میافتد، پدر روی مبل میافتد، کامپیوترش زیر او میشکند و لیوان آب آلبالو روی پروژهای میریزد که ماهها برایش زحمت کشیده بوده است. متن نتیجه میگیرد که اگر پدر آدم منظمی بود، مجبور نبود دوباره روی پروژه کار کند، درد افتادن چراغ را تحمل کند و برای خرید کامپیوتر نو پول زیادی خرج کند. در صفحات پایانی، کتاب از دل داستان بیرون میآید و بهطور مستقیم توضیح میدهد که مرتببودن یعنی کارها را سر وقت انجامدادن؛ لباس را بعد از درآوردن تاکردن و سر جایش گذاشتن، اسباببازی و کتاب را بعد از استفاده جمعکردن، بستن شیر آب هنگام مسواکزدن، خاموشکردن لامپهای اضافی و کمکردن صدای وسایل. در پایان، «تابلوی نظم و ترتیب» معرفی شده است؛ جدولی که در آن کارهایی مثل تاکردن لباسها، کمک در کارهای خانه و سرجایشگذاشتن کتابها نوشته شده تا کودک بتواند آن را پرینت بگیرد و جلوی چشمش نصب کند.
چرا باید کتاب پدر شلخته من را بخوانیم؟
کتاب پدر شلخته من با یک موقعیت آشنا شروع شده است: خانهای که در آن یکی از بزرگترها شلخته است و بقیه باید پشت سر او جمعوجور کنند. این موقعیت برای بسیاری از خانوادهها قابلتشخیص است و کتاب آن را از زاویهی دید کودک روایت کرده است؛ زاویهای که هم طنز دارد و هم گلایه. متن نشان داده است که بینظمی فقط بههمریختگی ظاهری نیست و میتواند به هدررفتن آب، اتلاف وقت، خرابشدن وسایل و حتی ازبینرفتن یک پروژهی مهم منجر شود. در کنار اینها، کتاب بهطور غیرمستقیم دربارهی مسئولیتپذیری، احترام به زحمت دیگران و مراقبت از محیطزیست صحبت کرده است. این اثر برای گفتوگو در خانواده دربارهی نظم و ترتیب زمینهی خوبی فراهم کرده است. شخصیت پدر، هم دوستداشتنی و هم آزاردهنده تصویر شده است؛ کسی که بازیکردن، پازلدرستکردن و نقاشیکشیدن را دوست دارد اما جمعکردن وسایل را به تعویق میاندازد. همین ترکیب باعث شده است که کودک بتواند همزمان هم او را دوست داشته باشد و هم از رفتارهایش انتقاد کند. در پایان کتاب، بخش آموزشی و «تابلوی نظم و ترتیب» کمک کرده است که موضوع نظم از سطح حرف و نصیحت فراتر برود و به یک تمرین روزمره تبدیل شود. این پیوند بین داستان و یک ابزار عملی، خواندن کتاب را برای والدین و مربیان کاربردیتر کرده است و امکان میدهد دربارهی صرفهجویی در آب، خاموشکردن لامپهای اضافی و جمعکردن وسایل بعد از استفاده، گفتوگو شکل بگیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به خانوادههایی پیشنهاد میشود که میخواهند دربارهی نظم، جمعکردن وسایل، صرفهجویی در آب و مسئولیتپذیری با کودکان گفتوگو کنند. همچنین به مربیان مهدکودک و دبستان، مشاوران کودک و کسانی که بهدنبال داستانی تصویری برای طرح موضوع شلختگی و پیامدهای آن در جمعهای آموزشی هستند پیشنهاد میشود.
حجم
۶٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه
حجم
۶٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه