
کتاب ستاره دنباله دار
معرفی کتاب ستاره دنباله دار
کتاب ستاره دنباله دار نوشتهی استیون دایتز و با ترجمهی راضیه قلیپور داستان دیداری دوباره در یک فرودگاه برفی است که گذشته و حال دو شخصیت را به هم گره میزند. این نمایشنامهی تکمکانی در ترمینالی شلوغ میگذرد و با دیالوگهای طولانی، رفتوبرگشتهای زمانی و اعترافهای شخصی، رابطهای قدیمی را زیر ذرهبین میگذارد. نشر دیدآور آن را منتشر کرده است و متن فارسی، متن کامل نمایش را در چند پرده و صحنهی پیوسته پیش میبرد. ستاره دنباله دار بیش از آنکه دربارهی یک «اتفاق» باشد، دربارهی گفتوگویی طولانی است که سالها به تعویق افتاده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ستاره دنباله دار
کتاب ستاره دنباله دار نمایشنامهای از استیون دایتز است که تمام ماجراهایش در یک ترمینال فرودگاهی در امریکا و در میانهی یک توفان برفی در سال ۲۰۰۶ رخ میدهد. دو شخصیت اصلی، الینا کارسون و رید مکآلیستر، زن و مردی در اواخر دههی چهل زندگی هستند که پس از سالها جدایی، کاملاً تصادفی در فرودگاه همدیگر را میبینند و در صفهای طولانی، تأخیر پروازها و اعلانهای پیدرپی، ناچار میشوند با گذشتهی مشترکشان روبهرو شوند. در کتاب ستاره دنباله دار گفتوگوهای طولانی، مونولوگهای رو به تماشاگر و رفتوبرگشت میان زمان حال و خاطرات دههی هفتاد، اسکلت اصلی متن را میسازد. دایتز در یادداشت آغازین، از رؤیاهای جوانی، وعدههای برآوردهنشده و «دیدارهای واقعی» حرف زده است و همین نگاه، در تمام صحنهها ادامه پیدا میکند؛ از شوخیهای سیاسی قرمز و آبی گرفته تا بحثهای ریز دربارهی موسیقی، رادیو، سبک زندگی هیپیوار و شغلهای امروزی. کتاب ستاره دنباله دار در چند بخش پیوسته پیش میرود و عملاً با تغییر ساعتهای روی صحنه و اعلانهای فرودگاه فصلبندی میشود: از صبح و اولین مواجههی کوتاه، تا ظهر و بازی با کیف پولها، تا عصر و اعترافهای سنگین دربارهی رابطهی باز، بارداری، سقط و ماشینی به نام «مودی»، و درنهایت شبهنگام، وقتی فرودگاه تعطیل میشود و دو شخصیت با بطریهای کوچک نوشیدنی، موسیقی قدیمی و سؤالاتی که سالها عقب افتاده روبهرو میشوند. ترجمهی راضیه قلیپور تلاش کرده است لحن شوخ، تند و گاهی تلخ دیالوگها را در زبان فارسی حفظ کند و در عین حال توضیحات صحنه، زمان و حرکتها را نیز روشن نگه دارد.
خلاصه کتاب ستاره دنباله دار
کتاب ستاره دنباله دار داستان یک روز و یک شب از زندگی الینا و رید است؛ دو عاشق قدیمی که در ترمینال فرودگاهی، وسط توفان و تأخیر پروازها، ناگهان همدیگر را میبینند. گفتوگویی که با تعارفهای معمول و شوخیهای آبوهوایی شروع میشود، کمکم به مرور سالهای زندگی مشترکشان در مدیسون، رابطهی باز، جدایی، سقط جنین و رؤیاهای جوانی میرسد. در کتاب ستاره دنباله دار هر اعلان فرودگاه، هر تغییر ساعت و هر تأخیر، فرصتی تازه برای کندوکاو در گذشته است: از بحثهای سیاسی و موسیقی و سبک زندگی، تا وضعیت امروز رید بهعنوان پدری نگران و شوهری در آستانهی ازهمپاشی زندگی مشترک، و الینایی که میان شغل خستهکننده، دوستیهای قدیمی و حس مسئولیت نسبت به رؤیاهای دیگران سرگردان است. متن، بیشتر از آنکه به «اتفاق بیرونی» متکی باشد، بر اعتراف، گفتوگو و روبهروشدن با این سؤال میایستد که با رؤیاهای جوانی چه کردهاند و چه چیزی از آنها باقی مانده است.
چرا باید کتاب ستاره دنباله دار را بخوانیم؟
کتاب ستاره دنباله دار روی یک موقعیت ساده تمرکز کرده است: دو آدم میانسال که در فرودگاهی برفی گیر افتادهاند و دیگر راه فراری از گفتوگو ندارند. متن، با دیالوگهای تند، شوخیهای ریز، جزئیات موسیقی و سیاست و زندگی روزمره، بهتدریج لایههای پنهان یک رابطهی قدیمی را رو میکند و نشان میدهد رؤیاهای جوانی، انتخابهای عاطفی و مسئولیت در برابر دیگران چهطور در میانسالی معنا عوض میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ستاره دنباله دار به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشنامههای شخصیتمحور، دیالوگهای طولانی و موقعیتهای محدود علاقهمندند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد میشود که دوست دارند دربارهی رابطههای قدیمی، رؤیاهای ناتمام، میانسالی و فاصلهی میان ایدهآلهای جوانی و واقعیت امروز فکر کنند.
بخشی از کتاب ستاره دنباله دار
«ما گذشته را با طنز درمیآمیزیم و بیدلیل هم نیست. اوه، ببین چهطور لباس میپوشیدیم! - خدای من، موهایمان! - موسیقیهایی که گوش میدادیم! - واقعاً پیش خودمان چه فکر میکردیم؟ و اگر بخت یارمان باشد، میتوانیم حسرتهای بزرگمان را هم پشت این خندههای نوستالژیک پنهان کنیم و بعد با خیال راحت راهمان را بگیریم و برویم. تا اینکه آن چهره را میبینیم. کسی که همهچیز را دربارهمان میداند؛ دقیقاً میداند چهقدر به آن زندگیای که در رؤیاهایمان داشتیم نزدیک شدیم یا چهقدر فاصله داریم. دیدارهایی از این دست، دیدارهای واقعی، چهرهبهچهره که معمولاً با خنده، شوخی، یادآوری گذشته و نوشیدنی همراهاند. آنچه در ادامه خواهید دید، چنین دیداری است! ممنون که با من همراهاید. راستی… دارد برف میبارد!»
حجم
۵۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۴ صفحه
حجم
۵۸٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۸۴ صفحه