
کتاب زن گفت، مرد گفت
معرفی کتاب زن گفت، مرد گفت
کتاب زن گفت، مرد گفت (و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی) نوشته حنیف قریشی، ترجمه پژمان طهرانیان، ویراسته الهام نظری و مجموعهای از هشت داستان کوتاه است که نشر افق چاپ دوم آن را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این کتاب که بخشی از مجموعهی ادبیات امروز و جلد ۷۰ از مجموعه داستانهای این ناشر به شمار میآید، به قلم نویسندهای با پیشینهی فلسفه، تئاتر و سینما نوشته شده است. داستانهای کوتاه این کتاب به روابط انسانی، خانواده، هویت و تجربههای زیسته در بستر جامعهی معاصر پرداختهاند. داستانها اغلب حول محور خانواده و روابط میان اعضای آن شکل گرفتهاند و با نگاهی دقیق به جزئیات زندگی روزمره، دغدغهها و کشمکشهای شخصیتها را به تصویر میکشند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زن گفت، مرد گفت اثر حنیف قریشی
کتاب زن گفت، مرد گفت (و هفت داستان دیگر: به همراه یک جستار و دو مقاله درباره نویسندگی) به قلم حنیف قریشی، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که به روابط انسانی، خانواده و هویت فردی میپردازند. حنیف قریشی، نویسندهای با ریشههای پاکستانی - انگلیسی، در این داستانها تجربههای زیستهی خود را با نگاهی انتقادی و گاه طنزآمیز به تصویر کشیده است. داستانهای کوتاه این کتاب اغلب در بستر خانواده یا روابط نزدیک شکل گرفته و شخصیتهای آن در گذر از خانوادهای به خانوادهی دیگر، با پسزمینههای فرهنگی و اجتماعی متفاوت، با چالشها و امیدها و ترسهای خود روبهرو شدهاند. در پایان کتاب حاضر بخشهایی به قلم نویسنده آمده است که به تجربههای شخصی و نگاه او به نویسندگی و نشر میپردازد و تصویری کاملتر از جهانبینی حنیف قریشی ارائه میدهد. این بخشها «تأملاتی در نوشتن» و «عادات و احوالاتِ نویسندگی» نام گرفتهاند. عنوان این کتاب در زبان مبدأ عبارت است از Midnight all day.
خلاصه کتاب زن گفت، مرد گفت
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از برخی داستانها را فاش میکند!
داستانها با جزئیات دقیق از احساسات، خاطرات و کشمکشهای شخصیتها پیش میروند؛ برای مثال در یکی از داستانها مردی میانسال با پدر درگذشتهاش در یک بار روبهرو میشود. این مواجهه فرصتی برای بازنگری در گذشته و رابطهی پدر و فرزندی فراهم میکند. در داستانی دیگر زوجی جوان با خرید چهار صندلی آبی و تلاش برای حمل آنها به خانه با چالشهای کوچک و بزرگ زندگی مشترک و تفاوتهای شخصیتیشان روبهرو میشوند. داستانهای دیگر نیز به موضوعاتی چون بازگشت به خانهی کودکی، مواجهه با والدین، عشق، جدایی و تلاش برای یافتن معنا در زندگی روزمره میپردازند. حنیف قریشی در هر داستان لایههای پنهان روابط انسانی را آشکار میکند و نشان میدهد که چگونه گذشته، هویت و انتخابهای فردی بر سرنوشت شخصیتها سایه میاندازد.
چرا باید کتاب زن گفت، مرد گفت را بخوانیم؟
کتاب زن گفت، مرد گفت تصویری از زندگی معاصر و پیچیدگیهای روابط انسانی ارائه میدهد. این مجموعه داستان کوتاه با پرداختن به جزئیات روابط خانوادگی، عاطفی و اجتماعی، فرصتی برای تأمل دربارهی هویت، نقش خانواده و تأثیر گذشته بر زندگی امروز فراهم میکند. سبک روایتگری حنیف قریشی که بر دیالوگ و فضاسازی تکیه دارد، خواننده را به دل موقعیتهای آشنا و درعینحال چالشبرانگیز میبرد. همچنین بخشهایی از تجربههای شخصی او در انتهای کتاب، دریچهای تازه به جهانبینی و دغدغههای این نویسنده باز میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب زن گفت، مرد گفت به دوستداران ادبیات داستانی قرن ۲۰ انگلستان و قالب داستان کوتاه، کسانی که دغدغهی هویت، خانواده و روابط انسانی دارند و افرادی که بهدنبال داستانهای روانشناختی و اجتماعی هستند، پیشنهاد میشود. همچنین این کتاب برای کسانی که به مطالعه در باب تجربهی مهاجرت، چندفرهنگیبودن و چالشهای زندگی معاصر علاقه دارند، مناسب است.
درباره حنیف قریشی
حنیف قریشی (Hanif Kureishi) زادهی ۵ دسامبر ۱۹۵۴، نویسنده، نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و کارگردانی بریتانیایی است که بهدلیل تبار دوگانهی پاکستانی و انگلیسیاش، آثارش بهشکلی عمیق با مضامینی مانند نژاد، مهاجرت، ملیگرایی و هویت فرهنگی گره خورده است. او که در بروملی از مادری انگلیسی و پدری پاکستانی متولد شد، در فضایی رشد کرد که تحتتأثیر وقایعی تاریخی همچون تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ بود. حنیف قریشی پس از گذراندن دوران تحصیل در کالج تکنولوژی بروملی و کسب تجربهی ریاست اتحادیهی دانشجویی، به تحصیل در رشتهی فلسفه در دانشگاه لنکستر و سپس کینگز کالج لندن پرداخت و مدرک خود را در این رشته دریافت کرد. فعالیت حرفهای او در دههی ۱۹۷۰ با نگارش نمایشنامههایی برای تئاترهایی نظیر رویال کورت و سوهو پلی آغاز شد، اما شهرت جهانی او در سال ۱۹۸۵ با نگارش فیلمنامهی رختشویخانهی زیبای من (My Beautiful Laundrette) رقم خورد؛ اثری که نامزدی جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی غیراقتباسی و جایزهی منتقدان فیلم نیویورک را برای او به ارمغان آورد. نخستین رمان او با عنوان بودای حومه (The Buddha of Suburbia) در سال ۱۹۹۰ برندهی جایزهی ویتبِرِد شد و بعدها شبکهی بیبیسی براساس آن سریالی با موسیقی دیوید بوئی ساخت. حنیف قریشی در آثار بعدی خود نظیر رمان نزدیکی (Intimacy) که نیکی کریمی آن را به پارسی ترجمه کرده است، به واکاوی روابط پیچیدهی عاطفی و بحرانهای میانفردی پرداخت که بهدلیل شباهت به زندگی شخصیاش و جدایی از همسر سابق او، جنجالهای فراوانی را برانگیخت. این نویسنده در طول دوران کاری خود جوایز متعددی دریافت کرد. او که بهعنوان استاد نویسندگی خلاق در دانشگاه کینگستون فعالیت داشته، در سال ۲۰۲۲ طی حادثهای در رم دچار آسیبدیدگی شدید نخاعی و فلج چهاراندام (تتراپلژی) شد؛ تجربهای که او را واداشت تا با انعطافی ستودنی، روند بهبودی و تأملات خود دربارهی ناتوانی و خلاقیت را در وبلاگی ثبت کند که بعدها در قالب کتاب خاطراتش با نام درهمشکسته (Shattered) در سال ۲۰۲۴ منتشر شد. آثار متنوع حنیف قریشی، از فیلمنامهی ونوس تا رمانهای «آلبوم سیاه» و «هدیهی گابریل»، همواره بهعنوان متون درسی در دانشگاههای معتبر جهان تدریس شدهاند، چراکه او با ترکیبی منحصربهفرد از کمدی و سیاستهای نژادی، کلیشههای مربوط به آسیاییتبارهای بریتانیا را به چالش کشیده و تصویری واقعگرایانه از هویتهای چندگانه در دنیای مدرن ارائه داده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
حنیف قریشی در طول مسیر حرفهای خود افتخارات و جوایز متعددی را از آن خود کرده است که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت نشان فرماندهی امپراتوری بریتانیا (CBE) در سال ۲۰۰۸ به پاس خدماتش به ادبیات و نمایش و نیز انتخاب بهعنوان همکار انجمن پادشاهی ادبیات در همان سال اشاره کرد. او در همین سال از سوی نشریهی تایمز در فهرست ۵۰ نویسندهی برتر بریتانیایی از سال ۱۹۴۵ قرار گرفت. در کارنامهی هنری او موفقیتهای درخشانی همچون دریافت جایزهی نمایشنامهنویسی تلویزیون تیمز برای The Mother Country (۱۹۸۰)، جایزهی جورج دیواین برای Outskirts (۱۹۸۱) و جایزهی بهترین فیلمنامه از حلقهی منتقدان فیلم نیویورک برای رختشویخانهی زیبای من (۱۹۸۶) به چشم میخورد که برای همین اثر نامزد جوایز معتبری چون بافتا و اسکار نیز شد. حنیف قریشی برندهی جایزهی معتبر ویتبِرِد برای نخستین رمان خود با عنوان بودای حومه (۱۹۹۰) شد و در سالهای بعد افتخاراتی نظیر جایزهی پن/ پینتر (۲۰۱۰) و جایزهی دستاورد برجسته در هنر در مراسم جوایز آسیایی (۲۰۱۳) را به کلکسیون افتخارات خود افزود.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- londonreviewbookshop.co.uk: حنیف قریشی در این مجموعه داستان خیرهکننده، جایگاه خود را بهعنوان برجستهترین راویِ بریتانیا در بهتصویرکشیدنِ انسانهای بیعشق، گمگشته و محروم تثبیت میکند. شخصیتهای کتاب زن گفت، مرد گفت برای همهی ما آشنا هستند؛ افرادی سرخورده، شوریده، سودازده و حساس که توانایی انجام قساوتهای بزرگی را دارند. این داستان کوتاه کاوش در تکانههای غیرمنطقی میل و شهوت است.
- theguardian.com: کتاب زن گفت، مرد گفت ادامهی فضای جنجالی رمان نزدیکی (Intimacy) تلقی میشود؛ اثری که با نثری زیبا و فضایی کلاستروفوبیک به واکاوی فروپاشی ازدواجها، خشونتهای خانگی و شکافهای عمیق عاطفی میان مردان میانسال خودشیفته و همسران سابقشان میپردازد. شخصیتهای این کتاب مردانی هستند که میان ویژگیهای زنانه (مانند تمایل به گفتوگو و مراقبت) و یک مردانگی بیرحم و خصوصی گرفتار شدهاند. حنیف قریشی لذتِ حاصل از جدایی و رهایی از شریک زندگی را در کنار قساوتهای رفتاری به تصویر میکشد. بیشتر داستانهای این مجموعه بر محور روابط تکراری مردان با معشوقههای جوانتر و درگیری با همسران سابق میچرخد.
بخشی از کتاب زن گفت، مرد گفت
«در ایستگاه ویکتوریا سوار قطار شدند، کنار هم نشستند و آرام گرفتند. قطار که حرکت کرد، زن کتاب قطور نیچه را بیرون آورد و شروع به خواندن کرد. رو کرد به مردِ کنارش و کِیف کرد از دیدن صورتش که دائم زیر نظرش داشت. دستکشهایش را درآورد و همانطور که توی دلش میخندید خمیرریش را از توی گوش مرد، خواب را از چشمانش و خردهنانها را از دور دهانش جمع کرد. آمیزهٔ خودپسندیِ مرد و سادهلوحیِ ناخواستهاش معمولاً زن را سرحال میآورد.
نیکول خودش نمیخواست بعداز آنهمه مدت مادرش را ببیند، اما مجید، نامزدِ بزرگتر از خودش ــــ کلیشهای بود اگر او را دوستپسرش مینامید ، به این کار راضیاش کرده بود. مجید مشتاق انجام دادن هر کاری با نیکول بود؛ این بخشی از عشق بود. مجید میگفت پیوند دوباره برای نیکول خوب است؛ حالا نیکول قویتر شده بود. بااینحال، در طول یک سال گذشته که نیکول از حرف زدن با مادرش خودداری کرده و مطمئن شده بود مادرش نشانیاش را ندارد، انبوه فکروخیالهای عذابآور را در مورد گذشته سرکوب کرده بود و حالا با این سفر، ارواحی که از آنها وحشت داشت بازگشته بودند.»
حجم
۱۴۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۱۴۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه