
کتاب پاس شب
معرفی کتاب پاس شب
کتاب پاس شب نوشتهی مایکل کانلی با ترجمهی قاسم کیانی مقدم، روایتی پرکشش و پرتنش از شبهای پرحادثهی لسآنجلس است که نشر سنجاق آن را منتشر کرده است. این اثر با محوریت شخصیتهای پلیس، بهویژه کارآگاه بالارد و همکارش جنکینز، وارد دنیای پیچیدهی جرایم شبانه، روابط کاری و چالشهای اخلاقی نیروهای پلیس میشود. داستان با یک سرقت ساده آغاز میشود اما بهسرعت به پروندههای پیچیدهتر و خشونتبارتری مانند ضربوشتم و قتلهای زنجیرهای در کلابهای شبانه گسترش مییابد. کانلی با نگاهی دقیق و جزئینگر، فضای تاریک و پرابهام شبهای شهر را به تصویر میکشد و خواننده را با لایههای پنهان جامعه و پلیس روبهرو میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پاس شب
کتاب پاس شب با قلم مایکل کانلی، داستانی جنایی و معمایی را در بستر شبهای لسآنجلس روایت میکند. این کتاب با تمرکز بر کارآگاه بالارد و همکارش جنکینز، به بررسی پروندههایی میپردازد که در شیفت شب پلیس رخ میدهند؛ پروندههایی که اغلب به دلیل کمبود منابع و توجه، در حاشیه قرار میگیرند. کانلی در این اثر، نهتنها به روند حل معماهای جنایی میپردازد، بلکه روابط میان اعضای پلیس، فشارهای کاری، بیعدالتیهای ساختاری و چالشهای اخلاقی را نیز به تصویر میکشد. روایت کتاب با زبانی واقعگرایانه و جزئینگر، فضای پرتنش و پرابهام شب را به خواننده منتقل میکند. شخصیتها با دغدغههای شخصی و حرفهای خود، درگیر پروندههایی میشوند که هرکدام لایههایی از فساد، خشونت و آسیبپذیری اجتماعی را آشکار میکند. پاس شب اثریست که هم به جنبههای انسانی نیروهای پلیس میپردازد و هم تصویری از جامعهی شهری مدرن و آسیبهای آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان پاس شب
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان پاس شب با مأموریت شبانهی بالارد و جنکینز آغاز میشود؛ دو کارآگاه پلیس که در شیفت شب لسآنجلس به پروندههای متنوع و اغلب فراموششده رسیدگی میکنند. نخستین پرونده، سرقت از خانهی زنی سالمند است که بهظاهر ساده به نظر میرسد اما نشانههایی از آسیبپذیری افراد تنها را آشکار میکند. بهسرعت، ماجرا به پروندهای خشونتبارتر گره میخورد: ضربوشتم شدید یک زن تراجنسی که در پارکینگ رها شده و بهشدت آسیب دیده است. بالارد با حساسیت و پیگیری، تلاش میکند این پرونده را رها نکند و برخلاف روال معمول، آن را تا انتها دنبال کند. در ادامه، تیراندازی مرگبار در یک کلاب شبانه رخ میدهد و چندین نفر کشته میشوند؛ از جمله پیشخدمتی جوان که بهعنوان «تلفات جانبی» نادیده گرفته میشود. بالارد و جنکینز در میان فشارهای اداری، بیتوجهی مافوقها و حجم بالای پروندهها، سعی میکنند حقیقت را کشف کنند و به قربانیان بیصدا عدالت برسانند. روایت کتاب، همزمان با پیشرفت تحقیقات، لایههای پنهان روابط کاری، فساد اداری و چالشهای اخلاقی پلیس را نیز آشکار میکند.
چرا باید کتاب پاس شب را بخوانیم؟
پاس شب اثریست که با روایت چندلایه و شخصیتپردازی دقیق، تصویری متفاوت از دنیای پلیس و شبهای پرحادثهی شهر ارائه میدهد. این کتاب نهتنها معماهای جنایی را با جزئیات و دقت روایت میکند، بلکه به دغدغههای انسانی، فشارهای روانی و چالشهای اخلاقی نیروهای پلیس نیز میپردازد. خواننده با مطالعهی این اثر، با واقعیتهای کمتر دیدهشدهی جامعه و پلیس آشنا میشود و در عین حال، با داستانی پرکشش و پرتعلیق روبهرو خواهد شد. پاس شب برای کسانی که به داستانهای جنایی، معمایی و اجتماعی علاقه دارند، تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای جنایی، معمایی و اجتماعی پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی شناخت لایههای پنهان جامعه، روابط کاری پلیس و چالشهای اخلاقی در مواجهه با جرایم را دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب پاس شب
«بالارد و جنکینز کمی پیش از نیمهشب بهطرف خانهای در اِل سنتزو پیچیدند. اولین مأموریت شیفت بود. یک ماشین گشت از قبل جلوی خانه کنار جدول پارک کرده بود، و بالارد دو مأمور پلیس را که با اونیفورمهای آبی جلوی در خانه در کنار زنی موخاکستری با حولهٔ تنپوش ایستاده بودند، شناخت. جان استَنلی افسر ارشد این شیفت—رئیس خیابان—و همکارش جِیکوب راس بودند. جنکینز گفت: «گمونم این یکی مال توئه.» در این دو سالی که با هم همکار بودند، فهمیده بودند که بالارد بهتر میتواند با قربانیان زن کار کند. نه اینکه جنکینز خیلی خشن باشد، ولی بالارد احساسات قربانیان زن را بهتر میفهمید. باز وقتی پروندهای داشتند که قربانی آن مرد بود، عکس این مطلب درست بود. بالارد گفت: «گرفتم.» از ماشین پیاده شدند و بهطرف ایوان خانه رفتند که با نور چراغ روشن شده بود. بالارد دستگاه سیارش را در دست داشت. همانطور که از سه پلهٔ جلوی خانه بالا میرفتند، استنلی آنها را به آن زن معرفی کرد. نامش لسلی آن لانتانا بود و هفتاد و هفت سال سن داشت. بالارد فکر نمیکرد کار زیادی در اینجا داشته باشند. بیشتر سرقتها به یک گزارش ختم میشد، و شاید اگر شانس میآوردند و نشانهای میدیدند که دزد سطوحی را لمس کرده که احتمالاً میشد از آنها اثر انگشت پنهان برداشت، یک تماس هم با واحد انگشتنگاری میگرفتند.»
حجم
۳۳۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۴ صفحه
حجم
۳۳۳٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۴ صفحه