
کتاب از احساسی که داشتی بگو
معرفی کتاب از احساسی که داشتی بگو
کتاب از احساسی که داشتی بگو (And How Does That Make You Feel) نوشته جاشوا فلچر و ترجمه ریحانه طهرانی و حامد صادقی در سال ۱۴۰۳ توسط نشر مون منتشر شده است. گویی این کتابْ پلی میان دنیای درونی درمانگران و تجربههای مراجعان در اتاق درمان ساخته است. نویسنده تلاش کرده است تا فضای واقعی جلسات رواندرمانی را از زاویهای انسانی به تصویر بکشد. کتاب حاضر نهتنها به روایت داستانهای واقعی و تخیلی از جلسات درمان میپردازد، بلکه به دغدغهها، اضطرابها و چالشهای شخصی درمانگران نیز اشاره میکند. در کنار روایتهای جذاب، مباحثی علمی و کاربردی دربارهی اضطراب، حملات پنیک (Panic)، وسواس و خودمراقبتی نیز در کتاب حاضر مطرح شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب از احساسی که داشتی بگو اثر جاشوا فلچر
کتاب از احساسی که داشتی بگو (آنچه (ن)میخواستید از اتاق درمان بدانید) به قلم جاشوا فلچر، تصویری چندوجهی از دنیای رواندرمانی ارائه داده است. این کتاب سه بخش اصلی دارد. نخست به پشتصحنهی زندگی درمانگران میپردازد و نشان میدهد که آنها نیز مانند دیگران با احساسات، نگرانیها و ضعفهای انسانی دستوپنجه نرم میکنند. بخش دوم فضای اتاق درمان را با کمک روایتهایی ملموس و گاه طنزآمیز از جلسات واقعی و تخیلی، به خواننده نزدیک میکند. در این بخش، تعاملات میان درمانگر و مراجع، چالشهای ارتباطی، مرزهای حرفهای و لحظات آسیبپذیریِ هر دو طرف به تصویر کشیده شده است. بخش سوم به موضوعات تخصصیتر مانند اضطراب، حملات پنیک، وسواس فکری - عملی و خودمراقبتی میپردازد و تلاش میکند مفاهیم علمی را با زبان ساده و ملموس توضیح دهد.
جاشوا فلچر با بهرهگیری از تجربههای شخصی و حرفهای خود، صدای درونی و گفتوگوهای ذهنیاش را نیز وارد روایت کرده است تا پیچیدگیهای ذهن یک درمانگر را به نمایش بگذارد. این کتاب هم برای کسانی که بهدنبال شناخت بهتر فرایند درمان هستند و هم برای درمانگران و علاقهمندان به سلامت روان، خواندنی و آموزنده است. کتاب از احساسی که داشتی بگو بر اهمیت همدلی، پذیرش آسیبپذیری و جستوجوی کمک حرفهای تأکید و تلاش میکند ترس و شرم پیرامون مراجعه به رواندرمانگر را کاهش دهد. عنوان کامل اثر حاضر در زبان مبدأ عبارت است از And how does that make you feel? : everything you never wanted to know about therapy.
خلاصه کتاب از احساسی که داشتی بگو
جاشوا فلچر درمانگران را نه بهعنوان افرادی بیاحساس و فراانسانی، بلکه بهعنوان انسانهایی با دغدغهها، اضطرابها و ضعفهای شخصی معرفی میکند. او با روایت داستانهایی از جلسات درمان، فضای اتاق درمان را ملموس میسازد؛ جایی را که درمانگر و مراجع، هر دو، در آن با چالشهای خود روبهرو میشوند و مرزهای حرفهای و انسانی بارها به آزمون گذاشته میشود. صدای درونی نویسنده و گفتوگوهای ذهنیاش با شخصیتهای مختلف (مانند منتقد درونی، صدای شفقت، کارآگاه، اضطراب و...) بهعنوان ابزاری برای نمایش پیچیدگیهای ذهن درمانگر به کار رفته است. این صداها در موقعیتهای مختلف، از جلسات درمان تا زندگی روزمره، حضور دارند و نشان میدهند که حتی متخصصان سلامت روان نیز با افکار و احساسات متناقض دستبهگریبانند. کتاب به موضوعاتی مانند اضطراب، حملات پنیک، وسواس فکری - عملی، خودمراقبتی و تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان میپردازد. نویسنده با زبان طنزآمیز و درعینحال علمی کوشیده است مفاهیم پیچیده را ساده کند. روایتهایی از مراجعان با مشکلات گوناگون، از ترس تنهایی تا خودزنی و اضطراب اجتماعی، در کنار تجربههای شخصی نویسنده به خواننده کمک میکند با فرایند درمان و چالشهایش آشنا شود.
چرا باید کتاب از احساسی که داشتی بگو را بخوانیم؟
کتاب از احساسی که داشتی بگو با ترکیب روایتهای واقعی و تخیلی، صداقت و طنز، تصویری از دنیای رواندرمانی ارائه داده است. این اثر نهتنها به مراجعان کمک میکند تا با فضای اتاق درمان و فرایند رواندرمانی آشنا شوند، بلکه به درمانگران نیز فرصت میدهد تا با چالشها و احساسات مشترک خود روبهرو شوند. نویسنده با بیان تجربههای شخصی و حرفهایاش نشان داده است که درمانگران نیز انسانهایی آسیبپذیر و درگیر با احساسات خود هستند. کتاب حاضر بهویژه برای کسانی که از اضطراب، حملات پنیک یا وسواس رنج میبرند، منبعی سودمند برای شناخت بهتر خود و فرایند درمان است. همچنین این اثر با پرداختن به موضوعاتی مانند تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان و اهمیت انتخاب رویکرد درمانی مناسب، به دغدغههای روزمرهی بسیاری از افراد پاسخ داده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با اضطراب، حملات پنیک، وسواس فکری - عملی یا چالشهای سلامت روان روبهرو هستند. همچنین اثر حاضر به درمانگران، دانشجویان روانشناسی، علاقهمندان به حوزهی سلامت روان و افرادی که میخواهند با فضای واقعی جلسات درمان و دغدغههای درمانگران آشنا شوند، توصیه میشود.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- الکس جورج، نویسندهی پرفروش روزنامهی ساندی تایمز و کتاب The Mind Manual، اثر حاضر را طنزآمیز و صادقانه و سودمند توصیف کرده است.
- ریچل بار، عصبشناس و نویسندهی How to Make Your Brain Your Best Friend، کتاب حاضر را دارای نگاهی آموزنده و خندهآور و جذاب به پشتصحنهی اتاق درمان دانسته و آن را به همه توصیه کرده است.
- نویسندهای در سایت kentct.co.uk نوشته که این کتاب را به درمانگران، مشاوران و دوستانش پیشنهاد کرده است. او نوشته که تنها نکتهای که دررابطهبا این اثر دارد، مربوط به عنوان کتاب است. این نویسنده زمان بسیاری را در کلاس صرف کرده تا به دانشجویانش گوشزد کند از بهکاربردن واژهی make خودداری کنند و همیشه تأکید میکند که هیچکس نمیتواند ما را وادار به احساسکردن چیزی کند؛ زیرا دیگران رفتار خودشان را دارند و ما مسئول واکنش خود نسبت به آن رفتار هستیم؛ نمیتوانیم مجبور شویم چیزی را احساس کنیم. [عنوان کتاب از احساسی که داشتی بگو در انگلیسی عبارت از And How Does That Make You Feel است.]
درباره جاشوا فلچر
جاشوا فلچر (Joshua Fletcher) نویسنده، درمانگر و چهرهای شناختهشده در رسانهها بوده است. تمرکز اصلی فعالیت حرفهای او بر حوزهی اضطراب قرار داشته است. او دارای مدرک کارشناسیارشد روانشناسی مشاوره از دانشگاه کیل است و در ادامهی مسیر تخصصی خود، دورهی درمان شناختی - رفتاری برای اختلالات اضطرابی و افسردگی را در دانشگاه سالفورد گذرانده است؛ مسیری آموزشی که پایهی علمی کار او را در درمان و آموزش مسائل مربوط به سلامت روان شکل داده است. آنچه جاشوا فلچر را از بسیاری از متخصصان این حوزه متمایز میکند، پیوند عمیق میان دانش آکادمیک و تجربهی زیستهی خودش است؛ چراکه این نویسنده با چندین اختلال اضطرابی زندگی کرده و همین تجربهها را به بخشی جداییناپذیر از رویکرد حرفهایاش تبدیل کرده است. او با ترکیب آگاهی علمی و روایتهای شخصی تلاش کرده است مفاهیم پیچیدهی روانشناسی و درمان اضطراب را با زبانی ساده و صمیمی برای مخاطبان عمومی بیان کند و از این طریق به افراد بسیاری در مسیر شناخت، پذیرش و درمان اضطراب یاری رساند.
جاشوا فلچر نویسندهی چندین کتاب پرفروش در حوزهی خودیاری مرتبط با اضطراب است. این آثار مکتوب، جایگاه او را بهعنوان نویسندهای تأثیرگذار در این زمینه تثبیت کردهاند. حضور پررنگ او در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام و تیکتاک، باعث شده است تا مخاطبان گستردهای با محتوای آموزشی و حمایتی او ارتباط برقرار کنند و از رویکرد همدلانه و بیتکلفش بهره ببرند. او افزونبراین فعالیتها پادکستی با عنوان Disordered را راهاندازی کرده که بیش از یک میلیون بار دانلود شده و به بستری برای گفتوگو دربارهی اضطراب و تجربههای مرتبط با آن تبدیل شده است. جاشوا فلچر همچنین با برگزاری سخنرانیها و کارگاههای آموزشی برای سازمانها و کسبوکارهای مختلف در سراسر بریتانیا و ارائهی سخنرانیهای آنلاین برای مخاطبان بینالمللی، توانسته رضایت و اعتماد افراد بسیاری را جلب کند. اشتیاق مداوم جاشوا فلچر برای کمک به دیگران در مسیر مواجهه و غلبه بر اضطراب، در تمام جنبههای فعالیتهای او دیده میشود و همین امر او را به یکی از متخصصان برجسته و موردتوجه در این حوزه تبدیل کرده است. کتاب از احساسی که داشتی بگو (آنچه (ن)میخواستید از اتاق درمان بدانید) یکی از آثار شناختهشدهی اوست که بازتابی از همین نگاه صادقانه و تجربهمحور به سلامت روان به شمار میآید.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
این کتاب بهوسیلهی نشرهای گوناگونی منتشر شده است؛ فهرست زیر این چاپها را نشان میدهد:
- چه حسی بهت میده؟ : هر آنچه (ن) میخواهید دربارهی رواندرمانی بدانید ترجمهی امید حسینی و صدرا صمدی دزفولی، انتشارات میلکان، ۱۴۰۴.
- از احساست بگو: (در اتاق رواندرمانی چه میگذرد؟): تمام چیزهایی که نمیخواستید ار رواندرمانی و مشاوره بدانید ترجمهی معصومه مظاهری و ویراستهی ماهان مباشر، نشر فانوس دانش ترویج کتابخوانی، ۱۴۰۴.
بخشی از کتاب از احساسی که داشتی بگو
«۱۰. هری: بیدار ماندن تا دیروقت
ژوئیهٔ ۲۰۰۸
مادر: پنج دقیقهٔ دیگه، بعدش باید بره بخوابه.
جاش: باشه، نگران نباش.
رو به هری کردم.
جاش: پنج دقیقهٔ دیگه، رفیق. بریم یه جایی که بازی ذخیره شه، بعدش شب بهخیر رو بگیم.
همیشه بیشتر از حد مجاز بازی میکردیم. حدود پانزده دقیقه بیشتر بازی کردیم تا اینکه مادر وارد شد و ما را سرزنش کرد.
مادر: اون باید بخوابه. تو هم احتمالاً بد نیست یهکم استراحت کنی.
جاش: خودت که من رو میشناسی، مامان. من جغد شبم.
او ابروهایش را بالا انداخت و از اتاق بیرون رفت. هری دندانهایش را مسواک زد و به تختش رفت. تخت من آن طرف اتاق بود. ما همیشه از کودکی یک اتاق مشترک داشتیم و هروقت که به خانه سر میزدم، همین کار را میکردیم.»
حجم
۲۸۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۲۸۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه