
کتاب دانش قصه گویی
معرفی کتاب دانش قصه گویی
کتاب دانشِ قصهگویی (سینماتوگراف؛ ۱) نوشتهی ویل استور و با ترجمهی هنگامه ناهید اثری است که میکوشد قصهگویی را از دل مغز انسان و علم شناختی توضیح دهد. نویسنده که پیشتر روی موضوعاتی مانند روانشناسی باور و «مغز بهعنوان قصهگو» کار کرده، در این کتاب تجربهی سالها تحقیق، تدریس دورههای نویسندگی و مطالعهی نظریهپردازان قصه را کنار هم گذاشته است. نشر شورآفرین آن را منتشر کرده است و متن حاضر نسخهای است که برای مخاطب فارسیزبان آماده شده. در مقدمه و فصلهای آغازین، کتاب نشان میدهد که چرا انسان بدون داستان نمیتواند جهان را بفهمد و چگونه مغز، واقعیت را بهصورت یک «مدل توهمآمیز» میسازد؛ مدلی که پر از قهرمان، دشمن، هدف، تهدید و تغییر است. نویسنده از مثالهای ادبیات کلاسیک و مدرن، سینما، سریالهای تلویزیونی، اسطورهها، تبلیغات و حتی رؤیاها استفاده کرده است تا نشان دهد چه چیزهایی توجه مغز را میرباید و چرا بعضی روایتها در ذهن میمانند. کتاب دانشِ قصهگویی در پنج فصل تنظیم شده و هر فصل لایهای از جهان داستان، شخصیت، ناخودآگاه، معنا و پیرنگ را باز میکند و آنها را به یافتههای عصبشناسی و روانشناسی پیوند میزند. در کنار توضیح مفاهیم، تمرینها و رویکردهایی مانند «نقص مقدس» برای طراحی شخصیت و داستان پیشنهاد شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دانش قصه گویی
کتاب دانشِ قصهگویی با این گزاره شروع میشود که «درمانِ وحشت، داستان است» و از همین نقطه، جهانبینی ویل استور را دربارهی انسان و روایت ترسیم میکند. نویسنده توضیح میدهد که زندگی و آگاهی انسان روی پسزمینهی مرگ فردی و مرگ کیهان جریان دارد، اما مغز برای تحمل این وضعیت، جهان را به شکل داستانی پر از هدف، امید و توهمِ معنا بازسازی میکند. در پاراگرافهای آغازین، داستان بهعنوان ابزاری تکاملی برای مهار جهان اجتماعی معرفی شده است؛ از غیبتهای روزمره و قصههای پدربزرگها و مادربزرگها دور آتش گرفته تا اسطورههای جمعی ملتهای مدرن. کتاب دانشِ قصهگویی در ادامه نشان میدهد که زبان و قصه چگونه برای مبادلهی «اطلاعات اجتماعی» تکامل یافتهاند و چرا مغز «پردازشگر داستان» است نه «پردازشگر منطق». کتاب دانشِ قصهگویی در پنج فصل اصلی پیش میرود که هر کدام به لایهای از روایت میپردازد. فصل اول با عنوان «خلق یک جهان» از این سؤال شروع میشود که داستان از کجا آغاز میشود و پاسخ را در «تغییر غیرمنتظره» و «نقص اطلاعات» جستوجو میکند. در این فصل، استور با مثالهایی از آنا کارنینا، هری پاتر، ایلیاد، مانیفست حزب کمونیست، بازیهای گرسنگی، سریالهای تلویزیونی و تحقیقات جرج لوونشتاین دربارهی کنجکاوی، نشان میدهد که چگونه مغز به تغییر، تهدید به تغییر و معما واکنش نشان میدهد. سپس به سراغ مدلسازی مغز از واقعیت میرود: اینکه جهان بیرون را مستقیم تجربه نمیکنیم، بلکه در دخمهی تاریک جمجمه، با پالسهای الکتریکی، توهمی کنترلشده میسازیم. در همین فصل، بحثهایی مانند ساکاد چشم، کورشدن نسبت به گوریل در آزمایشهای کلاسیک، محدودیت حواس، رنگ بهعنوان دروغ مفید مغز، رؤیاها بهعنوان داستانهای شبانهی مغز و نقش جزئیات حسی در ساختن جهان داستانی مطرح شده است. فصلهای بعدی که در متن ادامه مییابند، بهتدریج از جهان به شخصیت، از شخصیت به ناخودآگاه، از ناخودآگاه به معنا و از معنا به پیرنگ و پایانها میرسند و در این مسیر، نظریههای سنتی مانند سفر قهرمان جوزف کمبل را در کنار رویکردی مبتنی بر علوم اعصاب قرار میدهند.
خلاصه کتاب دانش قصه گویی
کتاب دانشِ قصهگویی بر این ایده استوار است که مغز انسان ذاتاً قصهگو است و برای مهار جهان، دیگران و ترس از نیستی، واقعیت را به شکل داستانی با قهرمان، هدف و تغییر بازسازی میکند. ویل استور ابتدا نشان میدهد که چرا دادههای خام زندگینامهای برای مغز جذاب نیست و داستان زمانی آغاز میشود که «چیزی تغییر کرده است». او با تکیه بر تحقیقات عصبشناسی توضیح میدهد که سیستمهای ادراکی ما بر تشخیص تغییر بنا شدهاند و به همین دلیل، آغازهای قوی در داستانها معمولاً لحظهی تغییر یا تهدید به تغییر را هدف میگیرند؛ از جمله مثالهایی از ادبیات کودک، رمانهای کلاسیک، متون سیاسی و حماسی. در ادامه، کتاب به «نقص اطلاعات» و کنجکاوی میپردازد. با ارجاع به کارهای جرج لوونشتاین، توضیح داده شده که مغز در برابر مجموعههای ناقص اطلاعات، بهطور خودکار کنجکاو میشود و قصهگو با طرح سؤال، معما، توالیهای نیمهقابلپیشبینی، نقض انتظار و دانستن اینکه «کسی دیگر جواب را میداند»، توجه را نگه میدارد. سپس استور وارد بحث مدلسازی مغز از جهان میشود: اینکه حواس فقط دادههای محدود را به پالسهای الکتریکی تبدیل میکنند و مغز با آنها توهمی منسجم میسازد؛ توهمی که در آن رنگ، صدا، درد و حتی رؤیاها ساختهی مغز هستند. او با مثالهایی از خطاهای ادراکی، کورشدن نسبت به گوریل در آزمایشهای کلاسیک، توهمات بینایی پس از آسیب، و محدودیت طیف قابلادراک، نشان میدهد که «واقعیت» برای ما همیشه یک مدل داستانی است. بخش مهمی از کتاب به این میپردازد که چگونه هنگام خواندن، مغز از کلمات، مدلهای حسی و فضایی میسازد. گرامر مانند کارگردان فیلم عمل میکند و ترتیب کلمات، زاویهی دوربین ذهنی را تعیین میکند. به همین دلیل، ساختارهای فعال، ترتیب طبیعی ادراک را بهتر تقلید میکنند و جزئیات خاص و حسی، مدلهای واضحتری در ذهن میسازند. استور با مثالهایی از مری شلی، پاتریک زوسکیند، تالکین، جنگ ستارگان و بلیدرانر نشان میدهد که چگونه نامگذاری، جزئیات حسی و اشارههای گذرا، جهانهای کامل و باورپذیر میسازند. سپس به «جهان اجتماعی» میرسد: مغز انسان برای خواندن ذهن دیگران، نظریهی ذهن و زندگی در منظرهای اجتماعی تکامل یافته است. داستانها در اصل آزمایشگاههایی برای بررسی این هستند که «چرا مردم کارهایی را که میکنند انجام میدهند». کتاب به مفاهیمی مانند خوداهلیسازی انسان، وسواس نسبت به چهرهها، نظریهی ذهن، اشتباهات در خواندن ذهن دیگران و نقش این اشتباهات در درام و کمدی میپردازد و با مثالهایی از شکسپیر، سریالهای کمدی و رمان جادهی انقلابی نشان میدهد که چگونه سوءبرداشتها موتور روایت میشوند. در لایهی بعدی، استور به حافظه، تداعی و استعاره میپردازد. هر شیء در جهان داستانی، شبکهای از خاطرات و احساسات را در مغز فعال میکند و شاعر یا نویسنده با انتخاب دقیق کلمات، این شبکهها را مینوازد. او با مثالهایی از شعر آلیس واکر، نثر ویرجینیا وولف، مایکل کانینگهام، ریموند چندلر، آرونداتی روی، دنی دیدرو، کارل اوه کناسگور، چارلز دیکنز و جرج اورول نشان میدهد که استعاره و تشبیه چگونه هم مدلسازی را دقیقتر میکنند و هم لایههای احساسی و مفهومی را فعال میسازند. در پایان این بخشها، کتاب استدلال میکند که بسیاری از «قوانین» سنتی قصهگویی، ریشه در نحوهی کار مغز دارند و فهم این «چرا»ها به قصهگو امکان میدهد قوانین را آگاهانهتر بهکار ببرد یا بشکند.
چرا باید کتاب دانش قصه گویی را بخوانیم؟
کتاب دانشِ قصهگویی برای کسانی که به روایت علاقهمندند، فرصتی فراهم کرده است تا قصه را نه فقط بهعنوان مجموعهای از تکنیکهای بیرونی، بلکه بهعنوان بازتاب مستقیم کارکرد مغز انسان ببینند. این اثر نشان میدهد که چرا تغییر، تعلیق، معما، شخصیت نقصدار، جزئیات حسی، استعاره و سوءتفاهمهای انسانی تا این اندازه در داستان مؤثرند و این تأثیر از کجا میآید. خواننده با دنبالکردن استدلالهای کتاب، میتواند بین نظریههای کلاسیک قصهگویی و یافتههای عصبشناسی و روانشناسی پلی بزند و بفهمد که «قوانین» نانوشتهی روایت، چگونه با ساختار توجه، حافظه، کنجکاوی و نظریهی ذهن در مغز گره خوردهاند. کتاب دانشِ قصهگویی علاوهبر توضیح مفاهیم، پر است از نمونههای دقیق از ادبیات، سینما، تلویزیون، اسطوره، تبلیغات و حتی رؤیاها که خواندنش را شبیه یک سفر میان داستانهای آشنا و ناآشنا میکند. این نمونهها کمک میکنند ایدههای کتاب抽 و انتزاعی نمانند و در صحنههای مشخص دیده شوند. از سوی دیگر، نویسنده صرفاً نسخهی واحدی برای «پیرنگ درست» ارائه نداده، بلکه نشان داده است که تمرکز بر شخصیت و فهم کارکرد مغز، میتواند آزادی خلاقانهی بیشتری ایجاد کند. برای کسانی که میخواهند روایت را جدیتر بفهمند یا بنویسند، این کتاب هم منبعی برای الهام است و هم ابزاری برای تحلیل دقیقتر آنچه در داستانها رخ میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب دانشِ قصهگویی به کسانی پیشنهاد میشود که به نوشتن داستان، فیلمنامه، نمایشنامه یا گزارشهای روایی علاقهمندند و میخواهند بدانند مغز مخاطب چگونه با روایت درگیر میشود. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای روانشناسی، علوم شناختی، مطالعات رسانه و ادبیات که کنجکاوند پیوند میان علم و قصه را ببینند پیشنهاد میشود. کسانی که دوست دارند داستانهای محبوبشان را عمیقتر تحلیل کنند و بفهمند چرا بعضی صحنهها و شخصیتها فراموشنشدنی میشوند نیز میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
بخشی از کتاب دانش قصه گویی
«درمانِ وحشت، داستان است. مغز ما زندگیمان را با اهدافی امیدوارکننده پر کرده و تشویقمان میکند با تلاش به آنها برسیم و اینچنین ما را از این حقیقت وحشتناکِ نیستی، منحرف میکند. آنچه میخواهیم، و در راه حصول آن فراز و فرودها را میپیماییم، داستان همهٔ ماست. توهم، به وجودِ ما معنا میدهد و حواسمان را از ترس و واهمه، پرت میکند. بدون داستان، هیچ راه سادهای برای درک دنیای آدمی وجود ندارد. داستانها، مطبوعات، دادگاههای حقوقی، میادین ورزشی، اتاقهای مناظرهٔ هیئت دولت، زمینهای بازی مدرسه، بازیهای رایانهای، اشعار، آهنگها، افکار خصوصی، گفتوگوهای عمومی و رؤیاهای هنگام بیداری و خوابمان را پر میکنند. داستانها، همه جا هستند؛ داستانها، خودِ ماییم. این، داستان است که از ما انسان میسازد. تحقیقات اخیر نشان میدهد که زبان بیشتر برای مبادلهٔ «اطلاعات اجتماعی» هنگامی که اجداد ما در عصر حجر زندگی میکردند، تکامل یافته است. به عبارت دیگر، ما غیبت میکنیم. ما دربارهٔ حقوق و خطاهای اخلاقی دیگران داستانسرایی میکنیم، رفتار بد را مجازات میکنیم، به خوبیها پاداش میدهیم، و اینچنین همه را به همکاری و مهار قبیله وامیداریم. برای حفظ بقای انسان، داستانهایی دربارهٔ قهرمانی یا شرارت مردم و جهت دادن به احساس شادی و خشم آنان، بسیار مهم بوده است. ما برای لذت بردن از آنها برنامهریزی شدهایم. برخی محققان بر این باورند که پدربزرگها و مادربزرگها نقشی حیاتی در چنین قبیلههایی داشتهاند: قدیمیترها قصههای گوناگونی تعریف میکردند؛ از پهلوانان باستانی گرفته تا ماجراجوییهای هیجانانگیز و ارواح و جادو، که به کودکان کمک میکرد تا در دنیای فیزیکی، معنوی و اخلاقیشان پیش بروند. از دل این قصهها فرهنگ پیچیدهٔ بشری پدیدار شدهاست. هنگامی که کشاورزی و دامداری را شروع کردیم، و قبایلمان یکجانشین شده و به آرامی در یکدیگر ادغام شدند، همان قصههایی که پدربزرگها و مادربزرگها شبهنگام دور آتش تعریف میکردند، تبدیل به باورهای بزرگی شد که توانایی نگه داشتن و ایجاد اتحاد بین تعداد زیادی از انسانها را داشت.»
حجم
۲۸۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۵۷ صفحه
حجم
۲۸۱٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۵۷ صفحه