
کتاب چشم های بسته، دل های روشن
معرفی کتاب چشم های بسته، دل های روشن
کتاب چشمهای بسته، دلهای روشن نوشتهی هادی حیدری و منتشرشده توسط انتشارات بوستان کاغذی، روایتی داستانی از عشق، ایستادگی و امید در دل زندگی روزمرهی یک خانواده ایرانی است. این اثر با تمرکز بر زندگی دختری به نام شیرین و خانوادهاش، به فرازونشیبهای عاطفی، اجتماعی و خانوادگی میپردازد و تصویری ملموس از روابط، دغدغهها و آرزوهای نسل جوان ارائه میدهد. داستان در بستری واقعگرایانه شکل میگیرد و با پرداختن به موضوعاتی چون عشق، وفاداری، گذر از بحرانها و اهمیت امید، مخاطب را با خود همراه میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چشم های بسته، دل های روشن
کتاب چشمهای بسته، دلهای روشن نوشتهی هادی حیدری، داستانی معاصر و خانوادگی است که در یکی از محلههای قدیمی ایران روایت میشود. محوریت داستان حول خانوادهای ششنفره و بهویژه دختر کوچک خانواده، شیرین، شکل گرفته است. شیرین دانشجوی هنر است و علاقهی زیادی به تابلوفرش دارد؛ او در تلاش برای راهاندازی کارگاه قالیبافی است تا هم به علاقهاش بپردازد و هم برای خودش و دیگران شغلی ایجاد کند. فضای داستان با جزئیات زندگی روزمره، روابط صمیمی اعضای خانواده و دغدغههای نسل جوان آمیخته شده است. روایت با زبانی ساده و صمیمی، به مسائل اجتماعی، سنتها، چالشهای عشق و ازدواج، و نقش امید در عبور از بحرانها میپردازد. در این میان، شیرین با چالشهای عاطفی و خانوادگی روبهرو میشود و داستان با فراز و نشیبهای احساسی و اجتماعی او پیش میرود. کتاب چشمهای بسته، دلهای روشن با تمرکز بر ارزشهای انسانی و خانوادگی، تصویری از مقاومت و امید در برابر سختیها ارائه داده است.
خلاصه داستان چشم های بسته، دل های روشن
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان چشمهای بسته، دلهای روشن با معرفی خانوادهای ششنفره آغاز میشود که در محلهای قدیمی زندگی میکنند. پدر خانواده، رسول، نجار است و مادر، فاطمه، خانهدار. چهار فرزند خانواده هرکدام دغدغهها و مسیرهای خود را دارند؛ اما تمرکز اصلی بر شیرین، کوچکترین دختر خانواده است. شیرین دانشجوی هنر است و علاقهی خاصی به تابلوفرش دارد. او در تلاش برای گرفتن مجوز کارگاه قالیبافی است تا بتواند هم به علاقهاش بپردازد و هم برای دیگران شغلی ایجاد کند. در دانشگاه، آرش، یکی از همکلاسیها، به شیرین علاقهمند میشود اما شیرین ابتدا توجهی به او ندارد. در همین زمان، امیر، کارمند ادارهای که شیرین برای مجوز کارگاه به آن مراجعه میکند، وارد زندگی او میشود و رابطهای عاطفی میان آنها شکل میگیرد. این رابطه با مخالفتهای خانوادگی و فشارهای اجتماعی روبهرو میشود و شیرین میان احساسات و مسئولیتهای خانوادگیاش گرفتار میشود. پس از جدایی تلخ از امیر و تجربهی بحرانهای روحی، شیرین با پیشنهاد ازدواج آرش مواجه میشود. در نهایت، پس از کشمکشهای فراوان، شیرین تصمیم به ازدواج با آرش میگیرد. اما درست پیش از مراسم، حادثهای تلخ رخ میدهد و آرش قربانی اسیدپاشی میشود و بیناییاش را از دست میدهد. شیرین با وجود این اتفاق، تصمیم میگیرد کنار آرش بماند و با امید و عشق، زندگی تازهای را آغاز کند. داستان با تأکید بر این پیام به پایان میرسد که خوشبختی در زیبایی دلهاست، نه چهرهها.
چرا باید کتاب چشم های بسته، دل های روشن را بخوانیم؟
کتاب چشمهای بسته، دلهای روشن با روایت داستانی ملموس و نزدیک به زندگی واقعی، به موضوعاتی چون عشق، وفاداری، گذر از بحرانهای عاطفی و اجتماعی و اهمیت امید در زندگی میپردازد. این اثر با پرداختن به روابط خانوادگی، دغدغههای نسل جوان و چالشهای سنت و مدرنیته، فضایی آشنا و قابل لمس برای مخاطب ایجاد کرده است. شخصیتپردازی واقعگرایانه و نمایش فرازونشیبهای احساسی، امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند. همچنین، کتاب با طرح مسائلی چون اسیدپاشی، فشارهای اجتماعی و نقش زنان در جامعه، به سؤالات و دغدغههای روز پاسخ داده است. مطالعهی این اثر میتواند نگاهی تازه به ارزشهای انسانی، قدرت ایستادگی و معنای واقعی خوشبختی ارائه کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای خانوادگی و اجتماعی، کسانی که دغدغهی روابط عاطفی، چالشهای ازدواج، فشارهای اجتماعی و نقش امید در زندگی را دارند، پیشنهاد میشود. همچنین برای دانشجویان و جوانانی که با انتخابهای مهم زندگی روبهرو هستند و کسانی که به روایتهای واقعگرایانه از زندگی روزمره علاقه دارند، مناسب است.
حجم
۲۸۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه
حجم
۲۸۲٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۰ صفحه