
کتاب انسان ها
معرفی کتاب انسان ها
کتاب انسانها نوشتهی مت هیگ با ترجمهی رویا فولادوند روایتی است از مواجههی یک موجود فضایی با زندگی روی زمین و سر درآوردن از معنای «انسان بودن». انتشارات ربط آن را منتشر کرده است. راوی از سیارهای بسیار پیشرفته به کالبد یک ریاضیدان نابغه در کمبریج فرستاده میشود تا جلوی پیامدهای یک کشف بزرگ علمی را بگیرد اما در این مسیر با عشق، ترس، مرگ، خانواده و تناقضهای زندگی روزمرهی انسانها روبهرو میشود. لحن طنزآمیز، نگاه فلسفی و روایت اولشخص از چشم یک بیگانه، فضای خاصی به این اثر داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب انسان ها
کتاب انسانها داستانی است که مت هیگ در آن از زاویهی دید یک موجود وونادوری به زندگی روی زمین نگاه کرده است. راوی در آغاز متن، انسانها را «شکل حیات دوپا با هوشی متوسط» معرفی کرده که در سیارهای کوچک و پرآب زندگی میکنند و بیشتر عمرشان را در توهم میگذرانند. همین نگاه بیرونی، پایهی طنز و تأمل فلسفی کتاب را شکل داده است. او در کالبد پروفسور اندرو مارتین، ریاضیدان کمبریج، قرار میگیرد؛ کسی که بزرگترین معمای ریاضی بشر را حل کرده و به همین دلیل باید از صحنه حذف شود. کتاب انسانها در فصلهای متعدد، مسیر این بیگانه را از لحظهی «تصادف با ماشین» و بیدارشدن برهنه در یک بزرگراه، تا انتقال به پاسگاه پلیس، بیمارستان روانی، بازگشت به دانشگاه و خانه، و آشنایی تدریجی با همسر و پسر اندرو دنبال میکند. فصلهایی مثل «مردی که نبودم»، «اسمهای بیربط و دیگر آزمونهای اولیه برای زبانآموز»، «لباسهای انسانی»، «دیوانگان»، «گاوهای مرده» و «جهان بهمثابه اراده و بازنمایی» هرکدام بر بخشی از تجربهی او تمرکز دارند؛ از یادگرفتن زبان با خواندن مجلهی کازموپولیتن تا کشف قهوه، سرمایهداری، ازدواج، بیمارستان روانی و فلسفه. در کتاب انسانها مت هیگ با استفاده از موقعیت یک «نوزاد چهلوسهساله روی سیارهی زمین» تناقضهای فرهنگ انسانی را برجسته کرده است: شرم از بدن، وسواس لباسپوشیدن، کارهایی که برای شادشدن انجام میشوند اما بدبختی میآورند، عشق به آزمون و طبقهبندی، و ترس دائمی از آینده. در پایان کتاب بخشی به نام «راهنمای گمشدگان در کهکشان انسانی» آمده که اصطلاحات علمی و ارجاعات ادبی متن را با لحنی طنزآمیز توضیح میدهد.
خلاصه داستان انسان ها
راوی در انسانها موجودی از سیارهی وونادور است که برای متوقفکردن پیامدهای کشف بزرگ پروفسور اندرو مارتین به زمین فرستاده شده است. او در بدن اندرو ظاهر میشود، در بزرگراهی تاریک با ماشین تصادف میکند، برهنه در کمبریج سرگردان میشود، به پاسگاه پلیس میرود و بعد در بیمارستان روانی بستری میشود. در این مسیر باید زبان، آداب اجتماعی، پول، لباس، غذا، قهوه و ساختار دانشگاه را از صفر یاد بگیرد. کمکم با همسر اندرو، ایزوبل، و پسر نوجوانش گالیور روبهرو میشود و میفهمد که مأموریتش فقط پاککردن ردهای یک کشف ریاضی نیست بلکه باید انسانهایی را که از آن باخبر شدهاند هم از میان بردارد. در عین حال با دیوانگی، فلسفه، عشق، رنج، مرگ، سرمایهداری و معنای زندگی مواجه میشود و نگاهش به انسانها از تحقیر و انزجار به کنجکاوی و درگیری عاطفی تغییر میکند.
چرا باید کتاب انسان ها را بخوانیم؟
انسانها با قرار دادن یک بیگانه در بدن یک انسان، رفتارهای روزمره را از بیرون نشان داده است؛ از قهوه و مجله و شبکههای اجتماعی تا ازدواج، دانشگاه و بیمارستان روانی. این زاویهی دید، هم خندهدار است هم تلخ و خواننده را وادار میکند به عادتها، ترسها و تعریفهایش از موفقیت، عقلانیت و عشق دوباره فکر کند. ترکیب طنز، فلسفه و روایت شخصی، تجربهای متفاوت از خواندن یک داستان علمیتخیلی-وجودی ساخته است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن انسانها به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی با حالوهوای علمیتخیلی، طنز تلخ و پرسشهای فلسفی درباره معنای زندگی علاقهمندند. همچنین به خوانندگانی که دوست دارند از زاویهی دیدی بیرونی به روابط خانوادگی، دانشگاه، کار، مصرفگرایی و مفهوم «عادی بودن» نگاه کنند این کتاب پیشنهاد میشود.
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۴۶ صفحه
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۴۶ صفحه
نظرات کاربران
حروف چینی (فونت) بسیار بسیار چرت و مسخره.
توصیه می کنم بخوانید