
کتاب دوستان توکایی
معرفی کتاب دوستان توکایی
کتاب دوستان توکایی نوشتهی آنا بلنکمن و با ترجمهی مرتضی شهناسی، روایتی داستانی از زندگی نوجوانان در بستر یکی از مهمترین فجایع قرن بیستم است. این اثر توسط نشر سنجاق منتشر شده است و با نگاهی انسانی و جزئینگر، به روایت روزهای پیش و پس از حادثهی نیروگاه هستهای چرنوبیل در شهر پریپیات اوکراین میپردازد. داستان از زاویه دید دو دختر نوجوان، والنتینا و اوکسانا، روایت میشود که هرکدام با دغدغهها، خانواده و ترسهای خود، درگیر واقعیتی هولناک و ناشناخته میشوند. کتاب با پرداختن به روابط خانوادگی، دوستی، رقابت و اضطرابهای اجتماعی، تصویری ملموس از زندگی در شوروی دههی هشتاد میلادی ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دوستان توکایی
کتاب دوستان توکایی با محوریت دو شخصیت نوجوان، والنتینا و اوکسانا، در شهر پریپیات اوکراین و در بستر حادثهی چرنوبیل روایت میشود. آنا بلنکمن، نویسندهی کتاب، با انتخاب زاویه دید کودکان و نوجوانان، فضای اجتماعی و سیاسی اتحاد جماهیر شوروی را در روزهای بحرانی به تصویر کشیده است. روایت کتاب با جزئیات دقیق از زندگی روزمره، روابط خانوادگی، رقابتهای کودکانه و اضطرابهای ناشی از سانسور و ترس اجتماعی همراه است. ساختار کتاب به صورت فصلبندی شده و با جابهجایی بین دیدگاه شخصیتها پیش میرود و به تدریج ابعاد مختلف حادثه و تأثیر آن بر زندگی مردم را آشکار میکند. علاوهبر روایت حادثهی چرنوبیل، کتاب به گذشتهی تاریخی اوکراین و خاطرات نسلهای پیشین نیز اشاره دارد و لایههایی از هویت، خاطره و ترس را در دل داستان میگنجاند. دوستان توکایی اثری است که همزمان با روایت یک فاجعه، به روابط انسانی، امید و تابآوری نیز میپردازد.
خلاصه داستان دوستان توکایی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان دوستان توکایی با صبحی غیرعادی در پریپیات آغاز میشود؛ جایی که والنتینا متوجه غیبت پرندگان و تغییر رنگ آسمان میشود. او درمییابد که نیروگاه هستهای شهر، جایی که پدرش کار میکند، دچار حادثه شده است. فضای شهر پر از دود آبی و حضور پررنگ پلیس و نیروهای نظامی است. والنتینا و اوکسانا، دو دختر نوجوان با پیشینههای خانوادگی متفاوت، در مدرسه با یکدیگر رقابت و گاهی دشمنی دارند. حادثهی نیروگاه، زندگی روزمرهی آنها را مختل میکند و نگرانی دربارهی سرنوشت پدرانشان، آنها را به هم نزدیکتر میکند. روایت با جزئیات دقیق از اضطراب، سردرگمی و تلاش خانوادهها برای حفظ ظاهر عادی در برابر سانسور و ترس اجتماعی پیش میرود. در ادامه، خانوادهها برای یافتن پدرانشان به بیمارستان میروند و با واقعیت تلخ بیماری ناشی از تشعشع روبهرو میشوند. کتاب با جابهجایی بین دیدگاه والنتینا و اوکسانا، تأثیر حادثه بر روابط انسانی، دوستی، رقابت و امید را به تصویر میکشد. همچنین، با ورود شخصیت ریفکا و اشاره به خاطرات تاریخی، لایههای عمیقتری از هویت و رنج جمعی را به روایت میافزاید.
چرا باید کتاب دوستان توکایی را بخوانیم؟
دوستان توکایی با روایت صمیمی و ملموس از زاویه دید نوجوانان، تجربهی زیستن در دل یک فاجعهی تاریخی را بهگونهای متفاوت و انسانی بازگو میکند. این کتاب نهتنها تصویری از حادثهی چرنوبیل و پیامدهای آن ارائه میدهد، بلکه به موضوعاتی چون دوستی، رقابت، ترس، سانسور و امید در شرایط بحرانی میپردازد. پرداختن به جزئیات زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دغدغههای نوجوانانه، باعث شده است که خواننده با شخصیتها همذاتپنداری کند و ابعاد انسانی یک رویداد تاریخی را لمس کند. همچنین، اشاره به لایههای تاریخی و اجتماعی، کتاب را از یک روایت صرفاً حادثهمحور فراتر میبرد و آن را به اثری چندلایه تبدیل میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای تاریخی، نوجوانان و بزرگسالانی که به روایتهای انسانی از فجایع معاصر علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی شناخت تأثیر رویدادهای بزرگ بر زندگی روزمره و روابط انسانی را دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب دوستان توکایی
«آن روز صبح وقتی به اتاق نشیمن آمد، آنها لبهٔ پنجره انتظارش را نمیکشیدند. او هر روز خرده ریزه های سالامی را برایشان می پاشید. زاغ های کبود می آمدند، گاهی وقت ها توکاها و به ندرت گنجشک ها. آنها لبه پنجره مینشستند؛ پنجه های سیاهشان در مقایسه با دیوار خاکستری بتنی قاب پنجره، سیاهِ سیاه به نظر می رسید. والنتینا پنجره را که باز میکرد، پرمیکشیدند، و بعد از دیدن غذا دسته جمعی برمی گشتند. اما امروز، انگار آنها آب شده بودند توی زمین. والنتینا سرش را از پنجره بیرون آورد تا سرک بکشد. نه از زاغ های کبودی که دور یکدیگر چرخ می زدند و گهگاهی پشت ابرها سُر میخوردند خبری بود، نه از دستهٔ توکاها و گنجشکها. انگار تمام پرنده های پریپیات یکجا ناپدید شده بودند. آسمان خالیِ خالی بود، به جز درخشش سرخی که از افق میتابید. والنتینا چشمهایش را تنگ کرد. معمولاً، ساعت هفت و نیم غروب که می شد، آسمان مانند تخم سینه سرخ به رنگ آبی فیروزه ای در میآمد. اما امروز اینطور نبود. آسمان جنوب شهر قرمز بود. دود و غبار به سمت ابرهای ارغوانی پیچ و تاب میخورد و در تلاطم بود. آن دود، سیاه و یا خاکستری نبود. یک جور آبی غیرعادی بود. آنقدر غلیظ و متراکم که والنتینا نه می توانست شهر را ببیند و نه پس پردهٔ انبوه غبار را. تنها چیزی که می دید، دیوار ضخیم دودی بود که در خود می تنید و به طرف آسمان سرخ اوج میگرفت. اما او میدانست این تودهٔ انبوه دود از کجا بلند میشد. از نیروگاه هسته ای شهر که پدرش آنجا کار می کرد.»
حجم
۲۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۲ صفحه
حجم
۲۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۲ صفحه
نظرات کاربران
از خواندن این رمان لذت بردم. انگیزه ی مقاومت و صبوری در برابر مشکلات را در من ایجاد کرد. به دختران نوجوان پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را بخوانید
نوع دوستی و فداکاری در این کتاب، از نقطه قوت و جذابیت ماجرای واقعی این دو خانواده در حادثه چرنوبیل می باشد. ترجمه روان کتاب، و ماجرای دلپذیرش، مثل فیلم شما را با خود همراه میکند.
نویسنده به دقت جزئیات را بیان و ترجمه روان ، آنرا در مقابل دید خواننده ترسیم نموده است.
داستان زیبای دو دوست بعد از حادثه چرنوبیل، با ترجمه عالی . اینقدر داستان جذاب بود که تا وقتی تمومش نکردم نتونستم هیچ کار دیگه یی انجام بدم.