
کتاب ادبیات تطبیقی
معرفی کتاب ادبیات تطبیقی
کتاب ادبیات تطبیقی (جریانها و کاربردهای مدرن) نوشتهی سزار دومینگز، هان ساسی و داریو ویلانوا با ترجمهی مسعود فرهمندفر و روشنک اکرمی، اثری جامع دربارهی یکی از شاخههای مهم مطالعات ادبی است که نشر مروارید آن را منتشر کرده است. این کتاب به بررسی تاریخچه، مبانی نظری، جریانها و کاربردهای معاصر ادبیات تطبیقی میپردازد و تلاش کرده است تصویری روشن از وضعیت کنونی این رشته و چالشهای پیشروی آن ارائه دهد. نویسندگان با رویکردی تحلیلی و انتقادی، نهتنها به سیر تطور ادبیات تطبیقی در بستر تاریخی و جغرافیایی مختلف پرداختهاند، بلکه به بحرانها، تحولات و پارادایمهای جدید این حوزه نیز توجه نشان دادهاند. ساختار کتاب به گونهای طراحی شده است که هم برای دانشجویان و پژوهشگران ادبیات و هم برای علاقهمندان به مطالعات میانرشتهای قابل استفاده باشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ادبیات تطبیقی
کتاب ادبیات تطبیقی با تمرکز بر جریانها و کاربردهای مدرن، به دست سزار دومینگز، هان ساسی و داریو ویلانوا نوشته شده است و بهعنوان راهنمایی مقدماتی برای ورود به دنیای ادبیات تطبیقی شناخته میشود. این کتاب با نگاهی تاریخی و تحلیلی، سیر شکلگیری و رشد این رشته را از قرن نوزدهم تا امروز دنبال کرده و به بررسی بحرانها و تحولات نظری آن پرداخته است. ساختار کتاب شامل نه فصل است که هرکدام به یکی از جنبههای کلیدی ادبیات تطبیقی میپردازد؛ از جایگاه این رشته در مطالعات ادبی و نظریههای بیناادبی گرفته تا ارتباط آن با مطالعات ضد استعماری، مفهوم ادبیات جهان، نقش ترجمه و تاریخنگاری ادبیات فراملی. نویسندگان با بهرهگیری از مثالهای متنوع و ارجاع به متفکران و نظریهپردازان برجسته، تلاش کردهاند تصویری چندلایه و پویا از ادبیات تطبیقی ارائه دهند. این کتاب نهتنها به مباحث نظری و تاریخی میپردازد، بلکه به کاربردهای عملی و چالشهای معاصر این رشته نیز توجه دارد و آن را در بستر جهانیشدن، چندفرهنگی و تحولات دانشگاهی معاصر بررسی میکند.
خلاصه کتاب ادبیات تطبیقی
کتاب ادبیات تطبیقی دغدغهی اصلی خود را بر فهم و تبیین ماهیت، کارکرد و تحولات این رشته متمرکز کرده است. نویسندگان با طرح پرسشهایی بنیادین دربارهی چیستی ادبیات تطبیقی، مرزهای زبانی، فرهنگی و تاریخی آن را به چالش کشیدهاند و نشان دادهاند که این حوزه چگونه از مطالعهی صرف آثار ادبی فراتر رفته و به بررسی روابط میان ادبیاتها، هنرها و گفتمانهای مختلف میپردازد. کتاب با اشاره به تجربهی «خوانندهی عادی» و نقش او در معناسازی ادبی، بر اهمیت مقایسه و بازنویسی آثار تأکید کرده است. در بخشهای مختلف، بحرانهای نظری و روششناختی ادبیات تطبیقی، از جمله بحران هویت، اروپامحوری، و چالشهای ناشی از جهانیشدن و مطالعات فرهنگی، مورد بحث قرار گرفتهاند. نویسندگان با مرور تاریخچهی این رشته، از شکلگیری اولیه تا ظهور پارادایمهای جدید، به نقش ترجمه، مطالعات منطقهای و بیناهنری، و همچنین ضرورت بازاندیشی در روشها و اهداف ادبیات تطبیقی پرداختهاند. در نهایت، کتاب بر این نکته تأکید دارد که ادبیات تطبیقی رشتهای زنده و پویا است که با وجود بحرانها و تحولات، همچنان ظرفیت بالایی برای کشف معنا، ایجاد ارتباط میان فرهنگها و گشودن افقهای تازه در مطالعات ادبی دارد.
چرا باید کتاب ادبیات تطبیقی را بخوانیم؟
ادبیات تطبیقی اثری است که با رویکردی تحلیلی و چندوجهی، امکان درک عمیقتر از روابط میان ادبیاتها، زبانها و فرهنگها را فراهم میکند. این کتاب با ارائهی تاریخچهای دقیق، معرفی نظریهها و جریانهای مهم، و بررسی کاربردهای معاصر، به خواننده کمک میکند تا نهتنها با مبانی نظری این رشته آشنا شود، بلکه نسبت به چالشها و فرصتهای آن در جهان امروز نیز دیدی انتقادی و باز پیدا کند. ویژگی شاخص این کتاب، توجه به تجربهی خوانندهی عادی، نقش ترجمه و اهمیت مقایسه در معناسازی ادبی است. همچنین، کتاب بهخوبی نشان داده است که ادبیات تطبیقی چگونه میتواند پلی میان رشتههای مختلف علوم انسانی ایجاد کند و به پرسشهای تازه دربارهی هویت، فرهنگ و ارتباطات میانفرهنگی پاسخ دهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات، علاقهمندان به مطالعات میانرشتهای، مترجمان، و کسانی که دغدغهی فهم روابط میان فرهنگها و زبانها را دارند پیشنهاد میشود. همچنین، به کسانی که به دنبال درک بهتر از نقش ادبیات در جهانیشدن و تحولات فرهنگی معاصر هستند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب ادبیات تطبیقی
«کوتاه سخن اینکه خوانندهٔ عادی سعی میکند از آنچه میخواند معنایی بسازد، نوعی «کلیت» از آن «خلق کند»، و این [کلیت] از جنسِ واژگانی است که او در قاموسِ ذهنی خویش بازسازی کرده است. در این قاموس ذهنی، پیوندهایی میان آثار ادبی شکل میگیرد، که بیشتر این پیوندها و روابط شامل مقایسهٔ بین زبانها، زمان، مکان، فرهنگها، هنرها و گفتمانها میشود. ما از رهگذر مقایسه به خلق معنا میرسیم، زیرا مقایسهْ عملکردی شناختی است، و پیوند و رابطه میانِ دستکم دو سازمایه به متحولشدن هر دو آنها منتج میشود. بنابراین، تطبیق و مقایسهٔ ادبی یعنی خوانشِ یک اثر از طریق دیگر آثار، و خوانشِ دیگر آثار از طریق آن اثر. خوانندهٔ این کتاب ممکن است از قبل، ایدههایی دربارهٔ چیستی ادبیات تطبیقی داشته باشد. طبق تعریفِ معیار، ادبیات تطبیقی یعنی مقایسهٔ آثار در زبانهای متفاوت. اگر چنین باشد، موضوعیت مثالهایی که پیشتر ذکر کردیم چیست؟ در مثال دیوید لاج، آثار دو نویسنده از یک زبان (انگلیسی) مقایسه شد: شکسپیر و الیوت. به همین قیاس، راوی «پییر منار» هم دو اثرِ اسپانیایی را مقایسه میکند: اثر قرن هفدهمی و رونویسیِ قرن بیستمی آن. در مورد دیگر نیز اثری ادبی با بازی ویدیویی یا با اقتباس فیلمی آن مقایسه شد. فقط در مورد مثال بورخس از کافکا و براونینگ بود که مقایسهٔ بینازبانی صورت گرفت، به شرط اینکه خوانندهْ همزمان اثرِ براونینگ را به زبان اصلی یا کافکا را با ترجمهٔ انگلیسیاش نخواند، یا کافکا را به زبان اصلی و براونینگ را با ترجمهٔ آلمانی نخواند. اگر فقط به این تعریف سنتی از ادبیات تطبیقی توجه کنیم و ادبیات تطبیقی را مقایسهٔ آثار در زبانهای متفاوت در نظر بگیریم، آنگاه فقط میتوان مورد کافکا/ براونینگ را در زمرهٔ ادبیات تطبیقی پذیرفت.»
حجم
۳۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۹ صفحه
حجم
۳۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۹ صفحه