کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم) بوریس پاسترناک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

معرفی کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم) نوشتهٔ بوریس پاسترناک و ترجمهٔ میترا نظریان توسط نشر ثالث منتشر شده است. این رمان، داستان زندگی «یوری ژیواگو»، پزشک و شاعری انسان‌دوست را روایت می‌کند که در بحبوحهٔ حوادث پرآشوب انقلاب اکتبر و جنگ داخلی روسیه، درگیر چالش‌های عمیق عاطفی و تاریخی می‌شود. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید.

درباره کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

رمان دکتر ژیواگو که نوشتن آن از سال ۱۹۱۵ آغاز و در سال ۱۹۵۶ به پایان رسید، به دلیل تضاد با سیاست‌های شوروی وقت، تا سال ۱۹۸۸ اجازه چاپ در روسیه را نیافت. این اثر ماندگار، سرانجام در سال ۱۹۵۷ به صورت مخفیانه در ایتالیا منتشر شد و یک سال بعد، افتخار دریافت جایزه نوبل ادبیات را برای پاسترناک به ارمغان آورد. با این حال، او به دلیل فشارهای حکومتی، از پذیرش این جایزه امتناع کرد.

داستان دکتر ژیواگو بر زندگی یوری ژیواگو، پزشک و شاعری متمرکز است که عشق او به لارا، در پس‌زمینه رویدادهای تاریخی مهمی چون انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و مصائبی که طبقه متوسط روسیه در دوران استالین متحمل شد، شکل می‌گیرد. درون‌مایه اصلی کتاب، تأثیر حوادث بیرونی و خارج از کنترل بر مسیر زندگی یک فرد است که چگونه سرنوشت او را دستخوش تغییرات عمیق می‌کند. این رمان همچنین به موضوع عشق چندوجهی ژیواگو به دو زن می‌پردازد که در بستر حوادث تاریخی روایت می‌شود.

خلاصه‌ کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

داستان دکتر ژیواگو در سال ۱۹۰۲ و با مراسم خاکسپاری مادر یوری ژیواگو در امپراتوری روسیه آغاز می‌شود. یوری که از کودکی تنها مانده، تحت سرپرستی دایی فیلسوف و کشیش سابقش قرار می‌گیرد. رمان به معرفی شخصیت‌های کلیدی دیگری می‌پردازد، از جمله خانواده کولوگریفوف و اینوکنتی (نیکا) دودوروف، پسر یک تروریست. در همین زمان، صحنه‌ای دلخراش از خودکشی مردی در قطار توسط میشا گریگوریویچ گوردون و پدرش مشاهده می‌شود که این رویدادها، پیش‌زمینه‌ای از جهان پرآشوب پیش رو را ترسیم می‌کنند.

با پیشروی داستان به دوران جنگ روسیه و ژاپن (۱۹۰۴ - ۱۹۰۵)، خانواده گیشارد – شامل آمالیا، رودیا، و لارا – وارد مسکو می‌شوند. وکیلی زیرک به نام ویکتور ایپولیتوویچ کوماروفسکی به آن‌ها کمک می‌کند، اما در پشت پرده، رابطه‌ای پنهانی با لارا آغاز می‌کند. در این بین، پاول فرپونتوویچ آنتیپوف به دلیل فعالیت‌هایش در اعتصابات کارگری دستگیر می‌شود و پسرش، پاتولیا، نزد خانواده تیورزین می‌رود. سرنوشت یوری نیز با ورود به خانواده گرومکو و حضور در یک کنسرت موسیقی، به طرز غیرمنتظره‌ای با لارا گره می‌خورد؛ جایی که برای اولین بار او را در شرایطی غیرعادی ملاقات می‌کند و این صحنه تأثیری عمیق بر او می‌گذارد.

چرا کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم) را بخوانیم؟

دکتر ژیواگو اثری عمیق و چندلایه است که نه تنها یک داستان عاشقانه گیرا را روایت می‌کند، بلکه به طور همزمان به بررسی تأثیرات مخرب انقلاب‌های بزرگ بر زندگی انسان‌ها و جامعه می‌پردازد. این کتاب با توصیفات دقیق از فضای روسیه پس از انقلاب اکتبر و تحلیل روانشناختی شخصیت‌هایش، خواننده را به سفری در تاریخ و عواطف انسانی می‌برد و او را با پرسش‌های مهمی درباره عشق، وفاداری، آزادی و بقا در مواجهه با تغییرات عظیم روبه‌رو می‌سازد.

خواندن کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب دکتر ژیواگو به دوستداران ادبیات داستانی روسیه، به‌ویژه کسانی که به رمان‌های تاریخی و آثاری با پس‌زمینه‌های سیاسی و اجتماعی عمیق علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود. همچنین این کتاب برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه کلاسیک و کسانی که به دنبال درک بهتر دوران انقلاب اکتبر روسیه و تأثیرات آن بر زندگی مردم عادی هستند، مناسب است.

کتاب دکتر ژیواگو چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟ 

رمان دکتر ژیواگو که نوشتن آن در سال ۱۹۵۶ به پایان رسید، به دلیل مخالفت با سیاست‌های رسمی شوروی، اجازه انتشار در این کشور را نیافت. اما یک ناشر ایتالیایی آن را در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا چاپ کرد. این انتشار قاچاقی و مستقل، تنها یک سال بعد به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات برای پاسترناک انجامید که خشم و شرمندگی حزب کمونیست اتحاد شوروی را در پی داشت.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب دکتر ژیواگو منتشر شده است؟

رمان دکتر ژیواگو توسط مترجمان متعددی به فارسی برگردانده شده است، از جمله کامران بهمنی، علی‌اصغر خبره‌زاده، پروانه فخام زاده، آبتین گلکار، اسماعیل قهرمانی پور و سوسن اردکانی. نسخهٔ حاضر ترجمه میترا نظریان است که توسط نشر ثالث منتشر شده است.

چه اقتباس هایی از کتاب دکتر ژیواگو شده است؟

این رمان الهام‌بخش اقتباس‌های سینمایی متعددی بوده است:

اولین اقتباس تلویزیونی در سال ۱۹۵۹ در برزیل با نام Doutor Jivago ساخته شد.

مشهورترین اقتباس سینمایی، فیلم حماسی و درام دیوید لین در سال ۱۹۶۵ بود که با بازی عمر شریف در نقش دکتر یوری ژیواگو و جولی کریستی در نقش لارا، پنج جایزه گلدن گلوب و پنج جایزه اسکار را از آن خود کرد. این فیلم داستان زندگی پزشک و شاعری را روایت می‌کند که عشق جاودانه‌اش به لارا در پس‌زمینه جامعه پرآشوب روسیه در نیمه اول قرن بیستم، به‌ویژه در دوران انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و زمامداری استالین، شکل می‌گیرد. مصائب ژیواگو در واقع بازتاب‌دهنده درد و رنج طبقه متوسط روسیه در آن دوره پرتلاطم است.

سومین اثر سینمایی توسط جاکومو کامپیوتی در سال ۲۰۰۲ کارگردانی شد.

در سینمای شوروی، تنها از اشعار پاسترناک در تولیدات سینمایی استفاده می‌شد.

در سال ۱۹۹۰ نیز یک فیلم تلویزیونی درام دیگر منتشر شد که در آن زندگی‌نامهٔ پاسترناک و داستان رمان دکتر ژیواگو در هم تنیده شده است.

درباره بوریس پاسترناک

بوریس لئونیدوویچ پاسترناک (۱۸۹۰ - ۱۹۶۰)، شاعر و نویسنده برجسته روس بود که شهرت جهانی خود را بیشتر مدیون رمان دکتر ژیواگو است، اگرچه در روسیه بیشتر به عنوان یک شاعر شناخته می‌شود. او پس از تحصیل در فلسفه در دانشگاه مسکو و ماربورگ آلمان، به ادبیات روی آورد. پاسترناک فعالیت ادبی خود را از سال ۱۹۱۴ با انتشار اولین کتاب شعرش آغاز کرد و تا سال ۱۹۳۱ بیش از ده مجموعه شعر منتشر کرد. او در سال ۱۹۳۴ به عنوان بزرگ‌ترین شاعر معاصر روسیه معرفی شد، اما به دلیل خودداری از محدود شدن به موضوعات کارگری، مورد انتقاد قرار گرفت. او در طول جنگ جهانی دوم به نوشتن اشعار میهن‌پرستانه پرداخت و در سال ۱۹۴۶ کار بر روی رمان مشهورش، دکتر ژیواگو را آغاز کرد که انتشار آن در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا منجر به دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۸ شد، هرچند او از پذیرش آن خودداری کرد.

بخشی از کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

«در کولهٔ خود یک قرص نان نیمه‌خورده که در آخرین دهکدهٔ سر راهش به او داده بودند و تکه‌ای چربی خوک داشت. حدود یک ساعت پیش، از طرف خطوط راه‌آهن وارد شهر شده و یک ساعتِ تمام طول کشیده بود تا خودش را از دروازهٔ شهر به این چهارراه برساند، زیرا از راهپیمایی‌های چند روز اخیر و گرسنگی به شدت ضعیف و رنجور گشته بود. مدام می‌ایستاد و به سختی از افکندن خود بر زمین و بوسیدن سنگفرش شهری که امیدی به دیدن دوباره‌اش نداشت و چشم‌اندازی که همچون موجودی زنده مایهٔ خشنودی‌اش می‌شد، خودداری می‌کرد.

مدتی طولانی نیمی از سفر خود را با پای پیاده در امتداد خط‌آهن متروکه و پوشیده از برف طی کرده بود. مسیر او از کنار قطارهای گارد سفید می‌گذشت؛ قطارهای مسافری و باری‌ای که در پی شکست سراسری کالچاک و به پایان رسیدن ذخایر سوخت، زیر توده‌های برف مدفون شده بودند. این قطارها، که در راه گیر کرده و برای همیشه متوقف گشته و زیر خروارها برف مدفون شده بودند، در نوار ممتدی به طول ده‌ها فرسنگ امتداد داشتند. آن‌ها به پناهگاهی برای راهزنان مسلح و سارقان بزرگراه و به محلی برای اختفای جنایتکاران و فراریان سیاسی و ولگردان و مجرمان آن زمان و بیش‌تر از همه به گورهای دسته‌جمعی هلاک‌شدگان از سرما و تیفوس تبدیل شده بودند، بلایایی که در امتداد راه‌آهن و تمامی دهکده‌های آن خطه، بی‌رحمانه جملگی ساکنان را درو می‌کرد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

کلمه نقره است و سکوت، طلا.
محدثه
من کسانی را که در قبال حقیقت بی‌تفاوتند دوست ندارم.
محدثه
بیا و ببین که کشور در مصیبت و فلاکت غرق گشته.
محدثه
انسان غیرآزاد همیشه بردگی خود را آرمان جلوه می‌دهد.
محدثه
به زور نمی‌توان خوب و دوست‌داشتنی بود. این عادت در شما ریشه دوانده که به خصوص کسانی را نجات دهید و خوشبخت کنید که اصلاً چنین درخواستی را از شما ندارند. لابد تصور می‌کنید برای من جایی بهتر از اردوگاه شما و جمع شما در این جهان وجود ندارد. لابد باید به جانتان هم دعا کنم و به خاطر این اسارت از شما تشکر کنم، به خاطر این‌که مرا از دست خانواده‌ام نجات دادید، از دست پسرم و خانه و کاشانه‌ام، کار و زندگی و تمامی چیزهایی که برایم عزیز و ارزشمند بودند و به خاطر آن‌ها زنده‌ام.
Benji
بارها متوجه شده‌ام دقیقاً چیزهایی که در طول روز سرسری از کنارشان گذشته‌ام، افکاری که به وضوح و روشنی نرسیده‌اند، کلماتی که بی‌روح و بی‌هدف، بدون توجه از دهانم بیرون آمده‌اند، شب‌هنگام افشاگرانه و با تقلای بسیار، گویی به جبران غفلت روزانه از آن‌ها، به خوابم آمده و تبدیل به موضوعات خواب‌ها و رؤیاهایم شده‌اند.
محدثه
دکتر با خودش فکر کرد: «چه کوریِ رشک‌برانگیزی! از کدام نان حرف می‌زنند، در حالی که مدت‌هاست این نان در طبیعت وجود ندارد؟ کدام طبقهٔ ثروتمند، کدام محتکر، کدام دلال، در جایی که مدت‌ها پیش بر حسب احکام و فرمان‌های اولیه منسوخ شده‌اند؟ کدام دهقانان، کدام روستاها، در جایی که دیگر وجود خارجی ندارند؟ در این زندگانی که از مدت‌ها پیش دیگر سنگ روی سنگش بند نمی‌شود، از کدام غفلت از دستورکارها، تدابیر و تعیین سرنوشت خود حرف می‌زنند؟ آدمی باید چه باشد که با چنین شور و حرارتی، بدون ذره‌ای دلسرد شدن، سال به سال دربارهٔ موضوعاتی غیرواقعی و ناموجود مهمل ببافد و هذیان‌گویی کند و از هیچ‌چیز خبر نداشته باشد و هیچ‌چیز را پیرامون خویش نبیند!»
Benji
متوجه شدم که او تقریباً تغییری نکرده ــ همان چهرهٔ زیبا، شریف و مصمم، شریف‌ترین چهره در میان تمامی چهره‌هایی که در این جهان دیده‌ام. هیچ سایه‌ای از خودنمایی نمی‌بینی؛ فقط شخصیتی مردانه و باصلابت. مطلقاً اثری از ژست و ادا نیست. همیشه همین‌طور بوده. و با همهٔ این‌ها، متوجه تغییری شدم و این تغییر مرا نگران کرد. انگار چیزی انتزاعی وارد سیمای او شده و آن را بی‌رنگ کرده بود. آن چهرهٔ زندهٔ انسانی تبدیل شده بود به تجسم و تداعی یک ایده. از این مشاهده قلبم فشرده شد. متوجه شدم که این نتیجهٔ قدرت‌هایی است که او خود را به دستشان سپرده؛ قدرت‌های عالی و برکشیده اما مرگبار و بی‌رحمی که روزی به او هم رحم نخواهند کرد. به نظرم رسید که او نشاندار شده، مانند انگشتی که به آن حلقه می‌اندازند.
Benji
هیچ‌کس تاریخ را نمی‌سازد. تاریخ دیده نمی‌شود، همان‌طور که کسی نمی‌تواند ببیند علف چگونه رشد می‌کند. جنگ‌ها، انقلاب‌ها، تزارها، روبسپیرها همگی محرک‌های آلی آنند، مخمرهای تخمیر آنند. انقلاب‌ها را مردان اثرگذار، متعصبان یک‌طرفه و نوابغ قناعت و خویشنتنداری ایجاد می‌کنند. آن‌ها در چند ساعت یا چند روز نظم قدیم را سرنگون می‌کنند. کودتاها هفته‌ها و سال‌ها ادامه می‌یابند و سپس دهه‌ها و قرن‌ها روح تنگ‌نظری‌ای که منجر به کودتا شده بود همچون مقدسات پرستش می‌شود.
Benji
در زمانهٔ ما فراوانی اَشکال میکروسکوپی خونریزی‌های قلبی بسیار افزایش یافته. همهٔ آن‌ها مرگبار نیستند. در بعضی موارد، انسان‌ها جان سالم به در می‌برند. این بیماری عصر جدید است. من فکر می‌کنم دلیل آن از نوع اخلاقی است. از اکثر قریب به اتفاق ما کژی و انحطاط اخلاقیِ دایمیِ برساختهٔ سیستم را طلب می‌کنند. ممکن نیست بدون هیچ پیامدی هر روز خدا وانمود کنی مخالف آن چیزی هستی که احساسش می‌کنی، برای چیزی تلاش کنی که دوستش نداری و برای چیزی شادی کنی که برایت اندوه و مصیبت به بار می‌آورَد.
Benji

حجم

۴۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۶۶ صفحه

حجم

۴۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۶۶ صفحه

قیمت:
۲۲۳,۰۰۰
تومان