
کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)
معرفی کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)
کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) نوشتهی نگار مجیری و منتشرشده توسط نشر روزگار، داستانی معمایی و پرکشش را روایت میکند که در مرز واقعیت و خیال حرکت میکند. این اثر با محوریت شخصیت آیوی، دختری که پس از سالها کما به هوش میآید، به بازخوانی خاطرات و تجربههای عجیب او میپردازد. فضای داستان، ترکیبی از زندگی نوجوانانه، روابط خانوادگی و دوستی، و رخدادهای ماورایی است که مرز میان خواب و بیداری، حقیقت و توهم را به چالش میکشد. روایت کتاب با زبانی صمیمی و شخصیتپردازی ملموس، مخاطب را به دنیای ذهنی آیوی و اطرافیانش میبرد و لایههای مختلفی از هویت، حافظه و واقعیت را پیش روی او قرار میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)
کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) به قلم نگار مجیری، داستانی نوجوانانه با رگههایی از رمز و راز و عناصر فراواقعی است. روایت با بیدارشدن آیوی پس از نزدیک به پنج سال کما آغاز میشود؛ دختری که با دنیایی کاملاً دگرگونشده روبهرو میشود و خاطراتش با واقعیت اطرافش همخوانی ندارد. خانواده و دوستان آیوی، هرکدام با تغییرات ظاهری و رفتاری، سعی دارند او را به آرامی با حقیقت روبهرو کنند، اما آیوی اصرار دارد که خاطراتی متفاوت و حتی سفرهایی عجیب را به یاد میآورد که هیچکس جز خودش آنها را به خاطر ندارد. ساختار کتاب بر پایهی بازگویی خاطرات آیوی و تلاش او برای اثبات واقعیت تجربههایش استوار است. در این میان، مرز میان خواب و بیداری، خیال و واقعیت، و حتی هویت فردی به چالش کشیده میشود. شخصیتهای فرعی مانند آیریس (خواهر دوقلو)، نووا (دوست صمیمی)، مادر و دیگر اعضای خانواده، هرکدام نقش مهمی در پیشبرد روایت و ایجاد تعلیق دارند. کتاب با فضاسازی مدرسه، خانه و بیمارستان، و همچنین ورود عناصر ماورایی و موجودات ناشناخته، فضایی پرتعلیق و گاه دلهرهآور خلق کرده است. آیوی در تلاش برای بازسازی هویت خود و یافتن حقیقت، با پرسشهای عمیق درباره واقعیت، حافظه و اعتماد روبهرو میشود. این جلد، آغازگر مجموعهای است که به نظر میرسد قرار است به تدریج رازهای بیشتری را درباره آیوی و دنیای اطرافش آشکار کند.
خلاصه داستان آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! آیوی اندرسن پس از نزدیک به پنج سال کما، در بیمارستان به هوش میآید. او با خانواده و دوستانی روبهرو میشود که چهرهها و زندگیشان تغییر کرده و حتی خواهر کوچکی دارد که هرگز او را ندیده بود. آیوی بهتدریج درمییابد که خاطراتش با واقعیت اطرافش همخوانی ندارد؛ او به یاد میآورد که پس از حادثه سقوط از پلهها، زندگی عادی داشته، سفرهایی با خانم ویچ انجام داده و حتی شاهد رخدادهایی بوده که دیگران آنها را انکار میکنند. خانواده و دوستانش، بهویژه آیریس و نووا، تلاش میکنند او را آرام کنند و واقعیت را برایش توضیح دهند، اما آیوی اصرار دارد که تجربههایش واقعی بودهاند. در ادامه، آیوی خاطراتش را بازگو میکند: از نجات معجزهآسای خانواده نووا از آتشسوزی تا مواجهه با موجودات سیاهپوش و اتفاقات عجیب مدرسه. او با معلم فیزیکش درباره علوم متافیزیکی صحبت میکند و به دنبال راهی برای رهایی از کابوسها و موجودات آزاردهنده است. در این مسیر، آیوی با تردیدهای عمیق درباره هویت، واقعیت و مرز میان خواب و بیداری روبهرو میشود. روایت کتاب، همزمان با بازگویی خاطرات آیوی و واکنش اطرافیان، تعلیق و ابهام را حفظ میکند و مخاطب را درگیر این پرسش میسازد که کدام روایت حقیقت دارد و آیا آیوی میتواند دوباره به زندگی عادی بازگردد یا نه.
چرا باید کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) را بخوانیم؟
کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) با ترکیب فضای نوجوانانه، معمایی و عناصر فراواقعی، تجربهای متفاوت از داستانگویی را ارائه میدهد. روایت کتاب، مرز میان واقعیت و خیال را به چالش میکشد و مخاطب را با پرسشهایی درباره هویت، حافظه و اعتماد روبهرو میسازد. شخصیتپردازی دقیق و فضاسازی ملموس، باعث میشود خواننده بهراحتی با آیوی و دغدغههایش همذاتپنداری کند. همچنین، حضور عناصر ماورایی و رخدادهای غیرمنتظره، داستان را از کلیشههای رایج نوجوانانه فراتر میبرد و فضایی پرتعلیق و غیرقابل پیشبینی خلق میکند. این کتاب برای کسانی که به داستانهای رازآلود، روانشناسانه و پر از پیچیدگیهای ذهنی علاقه دارند، جذابیت ویژهای دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به نوجوانان و جوانانی که به داستانهای معمایی، ماجراجویانه و پر از عناصر فراواقعی علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغه هویت، حافظه و مرز میان واقعیت و خیال را دارند و دوست دارند با داستانی پرتعلیق و شخصیتمحور روبهرو شوند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)
«نمیتوانست هیچ چیز را بفهمد و هضم کند، نه رفتار و گفتار اطرافیانش را، نه دلیل بودنش در آنجا، و نه هیچ چیز دیگری که با دو چشمش میدید. انگار همه چیز طی یک شب زیر و رو شده بود. انگار دستهایی او را از یک دنیای دیگر به این دنیا پرتاب کرده بودند. -الان توی وضعیت خاصی قرار گرفته؛ انگار که از یک دنیای دیگه اومده باشه… این جملات را مرد نسبتا جوانی که روپوش سفید پوشیده بود و دقیقا بالای سرش ایستاده بود به زبان آورد؛ گویی میتوانست ذهنش را بخواند. هرچند این، درمقابل اتفاقهایی که اخیراً برایش افتاده بود؛ چیز خاصی به حساب نمیآمد. مرد، بار دیگر به چشمان وحشت زده او نگاه کرد: «شاید براش خیلی سخت باشه وقتی همه چیزو بفهمه و بهیاد بیاره. ازتون میخوام که کاملا مراقب رفتار و حرفایی که بهش میزنین باشین و آروم آروم همه چیزو براش بگین.» همه چیز؟ آیا آنها چیزی را میدانستند که او نمیدانست؟ شاید دلیل این حجم از خونسردی و شادی عجیب در چهرهشان همین رازی بود که قرار بود بهزودی بفهمد. مرد سفیدپوش که او را دکتر صدا میکردند، آنجا را ترک کرد اما هیچکس دیگری جز او از آنجا تکان نخورد. انگار که قرار بود تا ابد آن چهرههای عجیب و پر از شادی، آن دستهایی که به هم شیرینی تعارف میکردند و آن لبهایی که مدام زمزمه میکردند: «این فقط یک معجزست!» را تحمل کند. آن هم درحالی که خودش با کمترین حرکتی مورد حمله موجی از انواع درد قرار میگرفت.»
حجم
۱۶۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۶ صفحه
حجم
۱۶۲٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۱۶ صفحه