کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) نگار مجیری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

نویسنده:نگار مجیری
انتشارات:نشر روزگار
امتیاز
۵.۰از ۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) نوشته نگار مجیری، در مورد آیوی، دختری است که پس از سال‌ها از کما به هوش می‌آید و به بازخوانی خاطرات و تجربه‌های عجیبش در این مدت می‌پردازد. فضای داستان، ترکیبی از زندگی نوجوانانه، روابط خانوادگی و دوستی، و رخدادهای ماورایی است که مرز میان خواب و بیداری، حقیقت و توهم را به چالش می‌کشد. این داستان را نشر روزگار به انتشار رسانده و نسخه الکترونیکی آن را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) به قلم نگار مجیری، داستانی نوجوانانه با رگه‌هایی از رمز و راز و عناصر فراواقعی است. داستان در مورد آیوی است که پس از پنج سال از کما بیدار می‌شود؛ دختری که با دنیایی کاملاً دگرگون‌شده روبه‌رو شده و خاطراتش با واقعیت اطرافش همخوانی ندارد. خانواده و دوستان آیوی، هر کدام با تغییرات ظاهری و رفتاری، سعی دارند او را به آرامی با حقیقت روبه‌رو کنند، اما آیوی اصرار دارد که خاطراتی متفاوت و حتی سفرهایی عجیب را به یاد می‌آورد که هیچ‌کس جز خودش آن‌ها را به خاطر ندارد. کتاب بر پایه‌ی بازگویی خاطرات آیوی و تلاش او برای اثبات واقعیت تجربه‌هایش استوار است. در این میان، مرز میان خواب و بیداری، خیال و واقعیت، و حتی هویت فردی به چالش کشیده می‌شود. شخصیت‌های فرعی مانند آیریس (خواهر دوقلو)، نووا (دوست صمیمی)، مادر و دیگر اعضای خانواده، هر کدام نقش مهمی در پیشبرد روایت و ایجاد تعلیق دارند. کتاب با فضاسازی مدرسه، خانه و بیمارستان، و همچنین ورود عناصر ماورایی و موجودات ناشناخته، فضایی پرتعلیق و گاه دلهره‌آور خلق کرده است. آیوی در تلاش برای بازسازی هویت خود و یافتن حقیقت، با پرسش‌های عمیق درباره‌ی واقعیت، حافظه و اعتماد روبه‌رو می‌شود. این جلد، آغازگر مجموعه‌ای است که قرار است به‌تدریج رازهای بیشتری را درباره‌ی آیوی و دنیای اطرافش آشکار کند.

خلاصه داستان آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

آیوی اندرسن پس از نزدیک به پنج سال کما، در بیمارستان به هوش می‌آید. او با خانواده و دوستانی روبه‌رو می‌شود که چهره‌ها و زندگی‌شان تغییر کرده و حتی خواهر کوچکی دارد که هرگز او را ندیده بود. آیوی به‌تدریج درمی‌یابد که خاطراتش با واقعیت اطرافش همخوانی ندارد؛ او به یاد می‌آورد که پس از حادثه‌ی سقوط از پله‌ها، زندگی عادی داشته، سفرهایی با خانم ویچ انجام داده و حتی شاهد رخدادهایی بوده که دیگران آن‌ها را انکار می‌کنند. خانواده و دوستانش، به‌ویژه آیریس و نووا، تلاش می‌کنند واقعیت را برایش توضیح دهند، اما آیوی اصرار دارد که تجربه‌هایش واقعی بوده‌اند. در ادامه، آیوی خاطراتش را بازگو می‌کند: از نجات معجزه‌آسای خانواده‌ی نووا از آتش‌سوزی تا مواجهه با موجودات سیاه‌پوش و اتفاقات عجیب مدرسه. او با معلم فیزیکش درباره‌ی علوم متافیزیکی صحبت می‌کند و به دنبال راهی برای رهایی از کابوس‌ها و موجودات آزاردهنده است. در این مسیر، آیوی با تردیدهای عمیق درباره‌ی هویت، واقعیت و مرز میان خواب و بیداری روبه‌رو می‌شود. روایت کتاب، همزمان با بازگویی خاطرات آیوی و واکنش اطرافیان، تعلیق و ابهام را حفظ می‌کند و مخاطب را درگیر این پرسش می‌سازد که کدام روایت حقیقت دارد و آیا آیوی می‌تواند دوباره به زندگی عادی بازگردد یا نه.

چرا باید کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده) را بخوانیم؟

روایت کتاب، مرز میان واقعیت و خیال را به چالش می‌کشد و مخاطب را با پرسش‌هایی درباره‌ی هویت، حافظه و اعتماد روبه‌رو می‌سازد. همچنین، حضور عناصر ماورایی و رخدادهای غیرمنتظره، داستان را از کلیشه‌های رایج نوجوانانه فراتر می‌برد و فضایی پرتعلیق و غیرقابل پیش‌بینی خلق می‌کند. این کتاب برای کسانی که به داستان‌های رازآلود، روان‌شناسانه و پر از پیچیدگی‌های ذهنی علاقه دارند، جذابیت ویژه‌ای دارد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این رمان به نوجوانان و جوانانی که به داستان‌های معمایی، ماجراجویانه و پر از عناصر فراواقعی علاقه دارند پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب آیوی اندرسن (جلد اول، محفل آینده)

«"تا شما یک خوش و بشی با هم بکنین، من کارای ترخیص آیوی رو انجام می‌دم تا با هم بعد از پنج سال از شر این بیمارستان خلاص بشیم!" مادر این را گفت و اتاق را ترک کرد. آیوی به نووا نگاه کرد: "حقیقتاً پنج سال منو اینجا نگه‌داشتن؟!"

نووا دستانش را پشت سرش گره کرد: "آره. مادرت دوست داشت ببرتت خونه تا همیشه پیشش باشی. آخه خونواده خیلی از آدمایی که مدت زمان کماشون حتی به شش ماه هم نمی‌رسه، همین کار رو می‌کنن. چون از پس هزینه‌ها برنمیان. اما وقتی خونواده تو هم تصمیم به همچین کاری گرفتن و تورو آوردن خونه؛ به ساعت نکشیده بود که علائم حیاتیت به هم ریخت و سریعا بازم به بیمارستان منتقل شدی."

آیریس ادامه حرف نووا را گرفت: "آرررره! مامان و بابا بیچاره‌ها اونقد ترسیده بودن که دیگه حتی حرف آوردن تو به خونه رو نزدن."

آیوی با شنیدن این جمله از آیریس، اخم کرد: "پس چجوری از پس هزینه‌هاش براومدین؟!" آیلا گوشه اتاق ایستاده بود. از آنجایی که آیوی در این مدت با اون رفتار چندان دوستانه ای نداشت-گویی هنوز به عنوان خواهر قبولش نداشت- کمی می‌ترسید به او نزدیک شود. با صدای ضعیفی گفت: "آجی آیریس می‌گفت که یک خانوم مهربون همه هزینه جای خواب شما رو می‌ده." هنوز هم فکر می‌کرد آیوی در این مدت به دلیل خستگی خواب بوده است!»

نظرات کاربران

Nika md
۱۴۰۴/۱۱/۲۰

کتاب بی نهایت قشنگیه این کتاب، واقعا توصیه میکنم بخونیدش خیلی خیلی متفاوته، اگر ژانر معمایی دوست دارید اصلا از دستش ندین

حجم

۱۶۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۶ صفحه

حجم

۱۶۲٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۱۶ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان