
کتاب من تریدر نیستم
معرفی کتاب من تریدر نیستم
کتاب من تریدر نیستم نوشته امیرحسام حسنی و ابراهیم اصفهانی، اثری است که به روایت تجربههای واقعی و چالشهای ذهنی معاملهگران در بازارهای مالی میپردازد. این کتاب با تمرکز بر روانشناسی معاملاتی، باورهای غلط رایج، چالشهای احساسی و طرز فکر صحیح برای موفقیت در معاملهگری را بررسی میکند. نویسندگان مسیر پرفرازونشیب ورود به بازارهای مالی را از نگاه معاملهگری تازهکار تا رسیدن به بلوغ ذهنی و حرفهای ترسیم کردهاند. نشر سنجاق این کتاب را بهصورت الکترونیکی منتشر کرده و این اثر بهویژه برای کسانی نوشته شده که بهدنبال درک عمیقتر نقش ذهن و احساسات در موفقیت یا شکست مالی خود هستند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من تریدر نیستم
کتاب من تریدر نیستم (روایتی جذاب از روانشناسی معاملاتی) با محوریت روانشناسی معاملهگری، داستانی از فرازونشیبهای ذهنی و احساسی یک معاملهگر را روایت میکند. امیرحسام حسنی و ابراهیم اصفهانی در این کتاب با بهرهگیری از تجربههای شخصی و روایتهای ملموس به بررسی باورهای اشتباه، دامهای ذهنی و چالشهای احساسی رایج در مسیر معاملهگری میپردازند. ساختار کتاب بهصورت روایی و مرحلهبهمرحله، از ورود هیجانزده به بازار تا مواجهه با شکستها، بازسازی ذهن و رسیدن به ثبات و حرفهایگری را دنبال کرده است. نویسندگان تلاش کردهاند تا علاوهبر بیان مشکلات، راهکارهای عملی برای مدیریت احساسات، کنترل ریسک و ساختن ذهنیت برنده ارائه دهند. کتاب من تریدر نیستم به جنبههای فنی معاملهگری نمیپردازد، بلکه تمرکز اصلی خود را بر شناخت و اصلاح رفتارها و باورهای ذهنی قرار داده است. این اثر میتواند برای کسانی که بهدنبال درک عمیقتر نقش ذهن در موفقیت مالی هستند، تصویری واقعی و کاربردی از مسیر معاملهگری ارائه کند.
خلاصه کتاب من تریدر نیستم
کتاب با روایت داستان امیر، معاملهگری را به تصویر میکشد که با رؤیای درآمد آسان وارد بازارهای مالی میشود، اما خیلی زود با واقعیتهای تلخ و چالشهای ذهنی این مسیر روبهرو میشود. نویسندگان نشان دادهاند که مسیر معاملهگری فراتر از یادگیری تحلیل تکنیکال و استراتژیهای معاملاتی است و بزرگترین دشمن هر معاملهگر، ذهن و احساسات کنترلنشدهی اوست. کتاب به باورهای غلط و دامهای ذهنی رایج مانند توهم کنترل بازار، اعتیاد به هیجان معامله و ترس ازدستدادن فرصتها میپردازد. امیر بارها با ضررهای سنگین، استرس و تکرار اشتباهات مواجه میشود تا سرانجام درمییابد مشکل اصلی نه بازار، بلکه خودش است. این نقطهی عطف، آغاز سفری برای بازسازی ذهن و یادگیری کنترل احساسات است. کتاب به چالشهای عملیتر مانند وسوسهی بازگشت به روشهای قدیم، تحمل ضرر بدون واکنش احساسی و مدیریت ترس ازدستدادن فرصت میپردازد. راهکارهایی مانند نوشتن ژورنال معاملاتی، تعیین حد سود و ضرر، تمرین صبر و فاصلهگذاری از هیجانات ارائه شده است. امیر با تمرین و تکرار میآموزد معاملهگریْ ماراتن است و موفقیت در آن نیازمند نظم ذهنی، مدیریت احساسات و پایبندی به استراتژی است. کتاب به چالشهای بلندمدت مانند مدیریت دورههای ضرر، وسوسهی افزایش ریسک پس از سود، مقایسه با دیگران و حفظ انگیزه میپردازد. نویسندگان تأکید کردهاند که معاملهگری حرفهای، نیازمند ساختن سیستم مالی پایدار، مدیریت بحرانهای عاطفی و یافتن معنا و هدفی فراتر از سود مالی است. امیر به جایگاه معاملهگریْ حرفهای میرسد که میتواند با آرامش و اعتمادبهنفس، مسیر پرچالش بازار را ادامه دهد.
چرا باید کتاب من تریدر نیستم را بخوانیم؟
کتاب من تریدر نیستم با تمرکز بر روانشناسی معاملهگری به دغدغههایی میپردازد که بسیاری از فعالان بازارهای مالی با آن دستوپنجه نرم میکنند. این کتاب با روایت داستان و ارائهی راهکارهای عملی، به خواننده کمک میکند باورهای اشتباه، دامهای ذهنی و رفتارهای احساسی خود را شناسایی کند و تغییر دهد. ویژگی شاخص این اثر، تمرکز بر تجربههای واقعی و ارائهی تمرینهای کاربردی برای مدیریت احساسات، کنترل ریسک و ساختن ذهنیت برنده است. خواندن این کتاب میتواند به معاملهگران کمک کند تا از چرخهی ضرر و هیجان خارج شوند و مسیر حرفهای و پایدارتری را در بازارهای مالی دنبال کنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که در بازارهای مالی فعالیت دارند یا علاقهمند به معاملهگری هستند و با چالشهایی مانند استرس، ترس، طمع، تکرار اشتباهات و ناتوانی در کنترل احساسات روبهرو شدهاند. همچنین این کتاب میتواند برای افرادی که بهدنبال درک عمیقتر نقش ذهن و روان در موفقیت مالی خود هستند، مفید باشد.
بخشی از کتاب من تریدر نیستم
«هفتم: طرز تفکر یک معامله گر حرفه ای موفق
چگونه مانند بزرگان بازار فکر کنیم؟
امیر حالا به مرحلهای رسیده بود که درک کاملی از معاملهگری داشت. اما چیزی که بیش از همه او را از گذشتهاش جدا میکرد، طرز فکرش بود. او دیگر به بازار مانند یک میدان جنگ نگاه نمیکرد، بلکه آن را بهعنوان یک سیستم پیچیده میدید که با منطق و استراتژی قابل مدیریت است.
یک روز صبح که فنجان قهوهاش را روی میز گذاشت و مانیتورش را روشن کرد، متوجه شد که در گروه تلگرامیاش یکی از شاگردانش، آرمان، پیامی گذاشته بود:
((امیر، من هنوز نمیتونم تصمیمهام رو بدون استرس بگیرم. مدام از شکست میترسم. چطور به این سطح از اطمینان رسیدی؟))
امیر به صندلی تکیه داد و برای چند لحظه به پیام آرمان فکر کرد. چطور میتوانست این مفهوم را به سادگی برای او توضیح دهد؟ او خودش سالها پیش در همین نقطه بود؛ جایی که استرس و ترس از شکست تمام معاملاتش را تحتالشعاع قرار میداد. اما حالا او با ذهنی آرام و منطقی وارد بازار میشد. چه تغییری باعث این تحول شده بود؟
او لپتاپش را باز کرد، وارد گروه شد و تایپ کرد:
((آرمان، بیا یه تماس تصویری بگیریم. این موضوع رو باید دقیقتر توضیح بدم.))
چند دقیقه بعد، تصویر آرمان روی صفحه ظاهر شد. او خسته و نگران به نظر میرسید، گویی یک شب بیخوابی دیگر را پشت سر گذاشته است.»
حجم
۸۲٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۵ صفحه
حجم
۸۲٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۴۵ صفحه