
کتاب مردی که می خندد
معرفی کتاب مردی که می خندد
کتاب مردی که می خندد (L’ home quri rit) نوشته ویکتور هوگو و ترجمه جواد محیی اثری از ادبیات کلاسیک فرانسه است که نشر نیک فرجام آن را منتشر کرده است. این رمان یکی از آثار مهم و کمتر شناختهشدهی هوگو به شمار میآید و با روایتی پرکشش خواننده را به اعماق جامعهی اروپا در قرن هفدهم میبرد. داستان در بستری تاریخی و اجتماعی شکل گرفته است و با شخصیتپردازیهای عمیق و فضاسازیهای منحصربهفرد تصویری از رنج، بیعدالتی و مبارزه برای بقا را به نمایش میگذارد. کتاب مردی که می خندد با نگاهی انتقادی به ساختارهای قدرت و سرنوشت انسانهای فرودست تجربهای متفاوت نسبت به دیگر آثار هوگو ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مردی که می خندد
کتاب مردی که می خندد اثر ویکتور هوگو روایتی است از زندگی انسانهایی که در حاشیهی جامعه و در دل تاریکی و سرما برای بقا و معنا دستوپنجه نرم میکنند. این رمان در انگلستان قرن هفدهم میگذرد و با توصیفهای دقیق از طبیعت، فقر، بیعدالتی و ساختارهای اجتماعی فضایی سرد و بیرحم را ترسیم میکند.
ویکتور هوگو در این کتاب با بهرهگیری از عناصر تاریخی و اجتماعی داستانی چندلایه را روایت میکند که در آن سرنوشت یک کودک بیپناه بهانهای برای واکاوی مفاهیمی چون قدرت، ظلم، تنهایی و امید میشود. کتاب با فصلبندیهای منظم و روایتهای توصیفی خواننده را بهتدریج با شخصیتها و فضای داستان آشنا میکند و در عین حال تصویری از جامعهای را نشان میدهد که در آن انسانها قربانی قوانین و مناسبات بیرحمانه میشوند.
خلاصه داستان مردی که می خندد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان مردی که می خندد با شبی سرد و سهمگین در سواحل انگلستان آغاز میشود. گروهی ژندهپوش در دل تاریکی و سرمای زمستان کودکی را بیرحمانه در ساحل رها میکنند و با کشتیای کوچک بهسرعت از آنجا میگریزند. کودک که نامش در ابتدا مشخص نیست تنها و بیپناه در میان برف و باد و وحشت شب، راهی نامعلوم را در پیش میگیرد.
او نه خانوادهای دارد و نه پناهی؛ تنها چیزی که برایش باقی مانده ارادهای برای زندهماندن است. در مسیر پرخطر خود با صحنههایی هولناک و نمادین روبهرو میشود؛ از جمله جسد مصلوبی که بر چوبهی دار آویزان است و کلاغهایی که بر آن هجوم میبرند. این تصاویر فضای تاریک و بیرحم جامعه را بازتاب میدهند.
کودک با وجود ترس و سرما به راه خود ادامه میدهد و در جستوجوی سرپناه و اندکی گرما بهسوی ناشناختهها حرکت میکند. داستان بهتدریج ابعاد بیشتری از زندگی این کودک و سرنوشت او را آشکار میسازد و در عین حال تصویری از جامعهای را ارائه میدهد که در آن بیعدالتی و قساوت سرنوشت انسانها را رقم میزند.
چرا باید کتاب مردی که می خندد را بخوانیم؟
کتاب مردی که می خندد با فضاسازی منحصربهفرد و شخصیتپردازیهای عمیق تجربهای متفاوت از رمانهای تاریخی و اجتماعی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها تصویری از رنج و تنهایی انسان در برابر سرنوشت را نشان داده، بلکه با پرداختن به موضوعاتی چون بیعدالتی، فقر و قدرت خواننده را به تأمل دربارهی ساختارهای اجتماعی و اخلاقی وامیدارد. روایت پرجزئیات و توصیفهای دقیق هوگو امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم کرده و خواننده را به دل ماجراهای پرتنش و پررمزوراز میبرد. این اثر فرصتی برای آشنایی با یکی از آثار کمتر دیدهشدهی هوگو و درک نگاه انتقادی او به جامعه است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب مردی که میخندد به علاقهمندان رمانهای تاریخی، دوستداران ادبیات کلاسیک، کسانی که دغدغهی عدالت اجتماعی دارند و افرادی که بهدنبال روایتهایی عمیق و تأثیرگذار دربارهی سرنوشت انسان و ساختارهای قدرت هستند، پیشنهاد میشود.
درباره ویکتور هوگو
ویکتور هوگو یکی از شاعران، داستاننویسان و نمایشنامهنویسان بزرگ پیرو سبک رمانتیسم فرانسوی است. هوگو بهعنوان یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی شهرت جهانی دارد و آثارش به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمان خودش اشاره کرده و گویی بازگوکنندهی تاریخ معاصر فرانسه است.
او سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیگیسو هوگو (که بعدها به مقام ژنرالی نائل آمد) و سوفی فرانسوا تره بوشه، در ۲۶ فوریهی ۱۸۰۲ در بزانسون به دنیا آمد. بهشدت تحتنفوذ و تأثیر مادرش بود. مادر او از شاهدوستان و از پیروان متعصب آزادی بهشیوهی ولتر بود و تنها پس از مرگ مادر بود که پدرش، آن سرباز شجاع توانست ستایش و علاقهی فرزندش را نسبت به خود برانگیزد. سالهای کودکی ویکتور هوگو در کشورهای مختلفی سپری شد؛ مدت کوتاهی در کالج نجیبزادگان در مادرید درس خواند و بعد در فرانسه تحت آموزش معلم خصوصی خود (پدر ریوییو)، کشیشی بازنشسته قرار گرفت.
در ۱۲سالگی بهدستور پدرش به پانسیون کوردیسیر وارد شد و بخش اعظم تحصیلات ابتداییاش را آنجا گذراند. تکالیف مدرسه مانع مطالعه و نگارش تصنیفهای ادیبانهی ویکتور هوگو نشد؛ او سرودنِ شعر را با ترجمهی اشعار ویرژیل شروع کرد و همراه با این اشعار، قصیدهای بلند در وصف سیل سرود. با انتشار شعر بلند به نام شادی که تصویری از لحظهلحظهی زندگی بود، به جمع شاعران پیوست. ویکتور هوگو توانست پیش از ۲۰سالگی اولین قصهی بلند خود، یعنی کتاب «بوگ ژارگال» را منتشر کند و با انتشار این کتاب به جمع ادیبان راه یافت.
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۴۳۲ صفحه