
کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف
معرفی کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف
کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف نوشته ماکسیم گورکی و ترجمه ضیا فروشانی توسط انتشارات خوارزمی منتشر شده است. این کتاب، دو نمایشنامهی مهم از این نویسندهی نامدار روسیه و جهان است که هرکدام بهشیوهای خاص به مسائل اجتماعی، فلسفی و انسانی پرداختهاند. نویسنده که بهعنوان یکی از پایهگذاران رئالیسم اجتماعی در ادبیات روسیه شناخته میشود، در این نمایشنامهها با نگاهی تیزبین و انتقادیْ روابط انسانی، تضادهای طبقاتی و دغدغههای وجودی شخصیتها را به تصویر کشیده است. واسا ژلزنووا و یاکوف باگامولوف هر دو در بستر تحولات اجتماعی روسیه و با محوریت شخصیتهایی از طبقات مختلف جامعه روایت شدهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف
کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف دو نمایشنامه به قلم ماکسیم گورکی است که هرکدام تصویری از جامعهی روسیه در دوران گذار و بحرانهای اجتماعی ارائه دادهاند. ماکسیم گورکی در این آثار نمایشی به بررسی موضوعاتی چون فروپاشی ارزشهای سنتی، بحران هویت، نقش کار و ثروت در زندگی انسان و تضادهای طبقاتی پرداخته است. نمایشنامهی واسا ژلزنووا داستان زنی است که بار ادارهی املاک و ثروت خانوادگی را به دوش میکشد و تلاش میکند میراث خود را به نسل بعد منتقل کند، اما با بحران بیکفایتی و بیهدفی وارثان خود روبهرو میشود. نمایشنامهی یاکوف باگامولوف اثری است که به مسئلهی معنای خوشبختی و ارزش کار در زندگی انسان میپردازد و تضاد میان کسانی را که کار را هدف زندگی میدانند و کسانی که آن را صرفاً وسیلهای برای رفاه میبینند، به تصویر کشیده شده است. ساختار هر دو نمایشنامه مبتنیبر گفتوگوهایی فلسفی است که شخصیتها را در برابر انتخابهای دشوار و پرسشهای بنیادین قرار میدهد. ماکسیم گورکی در این آثار، نهتنها به مسائل اجتماعی و طبقاتی، بلکه به دغدغههای فردی و روانی شخصیتها نیز توجه ویژهای نشان داده است.
خلاصه کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان نمایشنامهها را فاش میکند!
نمایشنامهی واسا ژلزنووا دربارهی زنی به نام واسا است که پس از سالها تلاش و زحمت، املاک و ثروت خانوادگی را حفظ کرده و اکنون دغدغهی انتقال این میراث به فرزندان و نوههایش را دارد. وارثان او برخلاف انتظار، یا از نظر جسمی و روحی بیمارند یا توانایی و انگیزهی ادامهی راه او را ندارند. واسا دل به نوهی خردسالش بسته، اما مادر کودک که زنی با گرایشهای انقلابی است، با این تصمیم مخالفت میکند و آیندهی طبقهی واسا را تیره و روبهزوال میبیند. واسا با احساس تنهایی و بیهدفی وارثانش روبهرو میشود و درمییابد که تلاشهایش برای حفظ ثروت و انتقال آن به نسل بعد بیثمر مانده است.
نمایشنامهی یاکوف باگامولوف درمورد معنای خوشبختی و نقش کار در زندگی انسان است. یاکوف مهندسی است که باور دارد خوشبختی در شادی کارکردن و زحمتکشیدن نهفته است. او در مقابل شخصیتهایی قرار میگیرد که کار را تنها وسیلهای برای رسیدن به رفاه میدانند و خود را از زحمت دور نگه میدارند. تضاد میان این دو دیدگاه در گفتوگوهای فلسفی و موقعیتهای نمایشی نمود پیدا میکند. یاکوف باگامولوف با تأکید بر ارزش کار و خلاقیت، باور دارد که حتی زمین بایر و انسان بیاستعداد وجود ندارد و با عشق و تلاش میتوان هر بیحاصلی را به بار نشاند. در مقابل، شخصیتهایی همچون بو کهیف با وجود ثروت فراوان، دچار پوچی و بیمعنایی هستند و درنهایت به این نتیجه میرسند که راه خوشبختی را گم کردهاند. نمایشنامه با تأکید بر تفاوت میان کار بهعنوان نیاز زندگی و کار بهعنوان وسیلهی زندگی، شخصیتها را در برابر انتخابهای اخلاقی و وجودی قرار میدهد.
چرا باید کتاب واسا ژلزنوا و یاکوف باگامولوف را بخوانیم؟
این کتاب با دو نمایشنامهی شاخص، فرصتی برای آشنایی با دغدغههای اجتماعی و فلسفی ماکسیم گورکی فراهم میکند. نمایشنامههای واسا ژلزنووا و یاکوف باگامولوف، هر دو با پرداختن به موضوعاتی چون فروپاشی ارزشهای سنتی، بحران هویت، نقش کار و ثروت و تضادهای طبقاتی، تصویری از جامعهی روسیه در دوران گذار ارائه میدهند. گفتوگوهای عمیق و شخصیتپردازیهای چندلایه، امکان تأمل دربارهی معنای خوشبختی، مسئولیت فردی و اجتماعی و جایگاه انسان در جهان را فراهم میآورد. همچنین این آثار نمونهای از نمایشنامهنویسی رئالیستی و اجتماعی روسیه است که میتواند برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی و تحلیلهای اجتماعی خواندنی باشد. مطالعهی این کتاب، نهتنها شناختی از آثار ماکسیم گورکی، بلکه دریچهای به فهم تحولات فکری و اجتماعی روسیه در آغاز قرن بیستم باز میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان نمایشنامه، پژوهشگران ادبیات روسیه، دانشجویان رشتههای هنر و علوم انسانی و کسانی که به مسائل اجتماعی، فلسفی و روانشناختی علاقه دارند، پیشنهاد میشود. همچنین این دو متن نمایشی برای کسانی که دغدغهی معنای کار، خوشبختی و بحرانهای هویتی را دارند، سودمند است.
درباره ماکسیم گورکی
ماکسیم گورکی (Maxim Gorky) با نام اصلی «آلکسی ماکسیموویچ پشکوف» در ۲۸ مارس ۱۸۶۸ میلادی به دنیا آمد. او نویسنده، فعال سیاسی و از برجستهترین چهرههای ادبیات روسیه بود که پنج بار نامزد دریافت جایزهٔ نوبل ادبیات شد. گورکی از پایهگذاران سبک واقعگرایی سوسیالیستی بهشمار میرود. پیش از آنکه در عرصهٔ نویسندگی به شهرت برسد، حدود ۱۵ سال به نقاط مختلف امپراتوری روسیه سفر کرد و مشاغل گوناگونی را آزمود؛ تجربههایی که تأثیر عمیقی بر نوشتههایش گذاشت. او دوستی نزدیکی با لئو تولستوی و آنتوان چخوف داشت و در خاطراتش از آنها یاد کرده است. گورکی از اعضای فعال جنبش سوسیالدموکرات مارکسیستی بود و آشکارا با حکومت تزار مخالفت میکرد. مدتی با ولادیمیر لنین و الکساندر بوگدانف در شاخهٔ بلشویکی حزب همکاری داشت، اما بعدها به یکی از منتقدان جدی لنین تبدیل شد و او را فردی جاهطلب، بیرحم و تشنهٔ قدرت توصیف کرد که هیچ مخالفتی را برنمیتابد. گورکی بخش زیادی از عمر خود را چه در دوران تزار و چه در سالهای آغازین حکومت شوروی در تبعید گذراند، تا اینکه در سال ۱۹۳۲ به دعوت استالین به اتحاد جماهیر شوروی بازگشت. از مشهورترین آثار او میتوان به «در اعماق»، «مادر»، «بیستوشش مرد و یک دختر»، «آوای مرغ طوفان» و «دوران کودکی» اشاره کرد. ماکسیم گورکی در ۱۸ ژوئن ۱۹۳۶ درگذشت.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
ماکسیم گورکی پنج بار برای دریافت جایزهی ادبی نوبل نامزد شد؛ در سالهای ۱۹۱۸، ۱۹۲۳، ۱۹۲۸ (دو بار) و ۱۹۳۳ میلادی.
حجم
۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۵۸
تعداد صفحهها
۲۵۹ صفحه
حجم
۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۵۸
تعداد صفحهها
۲۵۹ صفحه
