با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب منظومه‌های فارسی قرن ۹ تا ۱۲ : م‍ع‍رف‍ی‌ ح‍دود ۹۰۰ م‍ث‍ن‍وی‌ ح‍م‍اس‍ی‌، ع‍رف‍ان‍ی‌ و ع‍ش‍ق‍ی‌ در ادب‌ ف‍ارس‍ی‌ اثر محمدعلی خزانه‌دارلو

کتاب منظومه‌های فارسی قرن ۹ تا ۱۲ : م‍ع‍رف‍ی‌ ح‍دود ۹۰۰ م‍ث‍ن‍وی‌ ح‍م‍اس‍ی‌، ع‍رف‍ان‍ی‌ و ع‍ش‍ق‍ی‌ در ادب‌ ف‍ارس‍ی‌

نویسنده:محمدعلی خزانه‌دارلوانتشارات:انتشارات روزنهسال انتشار:۱۳۷۵تعداد صفحه‌ها:۷۰۰ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:بدون نظر

سال انتشار۱۳۷۵

تعداد صفحه‌ها۷۰۰ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب منظومه‌های فارسی قرن ۹ تا ۱۲ : م‍ع‍رف‍ی‌ ح‍دود ۹۰۰ م‍ث‍ن‍وی‌ ح‍م‍اس‍ی‌، ع‍رف‍ان‍ی‌ و ع‍ش‍ق‍ی‌ در ادب‌ ف‍ارس‍ی‌

«منظومه‌های فارسی» پژوهشی است از دکتر محمدعلی خزانه‌دارلو (-۱۳۲۷) است. این کتاب مجموعه‌ای از برجسته‌ترین منظومه‌های زبان فارسی را در قلمرو فارسی‌زبان ایران و شبه‌قاره هند در بازه زمانی سده ۹ تا ۱۲ را معرفی کرده است. در بخشی از کتاب درباره یکی از آثار ادبی عاشاقانه هند به نام «سسی و پنون» می‌خوانیم: سسی (ماه‌مانند) و پنون (مهتاب) یکی‌از افسانه‌های‌عشقی کهن‌سند است. داستان‌از پادشاه شهر بنپور (سند) آغاز می‌شود، اجاقش کور بود. تا اینکه اختربینان آگاهی دادند که تو را دختری آید که در چهارده‌سالگی دل می‌بازد و مایه‌ی رسوایی تو می‌گردد. شاه دستور می‌دهد که هر یک از زنانش که دختر زایند، دختر نابود شود. یکی از زنان که دختر زاده بود به کمک پرستار خود، نوزاد را در صندوقی به رودخانه‌ی سند می‌سپارد. پایین‌تر گازری که فرزند نداشت صندوق را از آب گرفته و به خانه‌ی خود در آبادی «حسن‌آباد» برده «سسی» (ماه مانند) می‌نامد. دخترخوانده بزرگ می‌شود و زیبایی‌خیره‌کننده‌ی او جهانگیر می‌شود. شبی سسی شترسوارانی را به خواب می‌بیند و از آن میان نقش جوانی بر دلش می‌ماند و روزبه‌روز آتش عشق او تندتر می‌شود. با مادر خود درمیان می‌گذارد و برای یافتن مرد دلخواه خود از شاه فرمان می‌گیرد که بازرسی و مالیات پلی را بدو واگذار کند. روزی با شترسوارانی که از شهر «کیج» (بلوچستان) آمده بودند برمی‌خورد. داستان زیبایی «پنون» پسر شاه کیج را از آنان می‌شنود و آتش عشقش تیزتر می‌گردد و پیام زیبایی سسی را نیز به کیج و پنون می‌رسانند. پنون نیز نادیده دل به سسی باخته، از بار عشق بیمار و پزشکان از درمانش بازمی‌مانند. شاهزاده به بهانه‌ای به قافله‌سالاری گروهی خود را به «حسن‌آباد» می‌رساند و خود را که به زی گازری درآورده از همراهان‌جدا کرده به باغ‌سسی می‌رود و با روبروشدن با او بیهوش می‌گردد. دیدارها تکرار می‌شود تا پنون از سسی خواستگاری می‌کند.
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است