
کتاب روز حمله گرگ
معرفی کتاب روز حمله گرگ
کتاب روز حمله گرگ نوشته یوسف قوجق و تصویرگری میترا یزدانیفر، در قالب داستانی واقعگرا، به روایت زندگی نوجوانی ترکمن به نام یاشار و پیرمردی به نام آمان آقا در روزهای آغازین جنگ ایران و عراق میپردازد. داستان در روستایی از ترکمنصحرا میگذرد و با نگاهی انسانی و ملموس، تأثیر جنگ را بر زندگی مردم عادی، بهویژه نوجوانان و سالمندان، به تصویر میکشد. این داستان نوجوان را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب روز حمله گرگ
روز حمله گرگ نوشتهی یوسف قوجق، داستانی است که در روزهای آغازین جنگ ایران و عراق اتفاق میافتد. روایت از زبان نوجوانی به نام یاشار بیان میشود که همراه با آمان آقا، چوپان سالخوردهی روستا، زندگی آرامی را در ترکمنصحرا میگذراند. ورود خبر حملهی عراق به ایران، همهچیز را دگرگون میکند و یاشار را با مسئولیتهایی تازه و ترسهایی ناشناخته روبهرو میکند. داستان با محوریت گلهداری، رادیو، نی ترکمنی و چوبدستی آمان آقا، پیوندی میان سنتهای روستایی و واقعیت تلخ جنگ برقرار کرده است. حضور شخصیتهایی مانند عبید آقا و طوطیاش، مهاجران جنگزده و زنان روستا، لایههای تازهای به روایت میبخشد و نشان میدهد که جنگ چگونه زندگی و خاطرات آدمها را دگرگون میکند.
کتاب با نگاهی انسانی و بدون قضاوت، به تأثیرات جنگ بر احساسات، روابط و هویت افراد میپردازد و در عین حال، امید و مقاومت را در دل روایت زنده نگه میدارد. روز حمله گرگ بخشی از مجموعهی «در جنگ چه گذشت؟» کانون پرورش فکری است که قرار است با زبانی ساده و صمیمی، دغدغهها، ترسها و امیدها را در بستر وقایع تاریخی روایت کند.
خلاصه داستان روز حمله گرگ
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان روز حمله گرگ با تصویری از زندگی آرام یاشار و آمان آقا در روستای چپرقویمه آغاز میشود. آمان آقا، پیرمردی مهربان و باتجربه، عاشق شنیدن صدای دوتار و رادیو است. با شنیدن خبر حملهی عراق به ایران از رادیو، فضای روستا دگرگون میشود. آمان آقا تصمیم میگیرد داوطلبانه به جبهه برود و یاشار نوجوان، ناگهان با مسئولیت نگهداری از گله و خانه تنها میماند. او باید با ترسها و تردیدهایش روبهرو شود؛ از جمله مواجهه با گرگهایی که حالا تهدیدی واقعی برای گله هستند. در نبود آمان آقا، یاشار با چالشهای تازهای روبهرو میشود: مراقبت از گله، روبهرو شدن با گرگها، و شنیدن خبرهای جنگ از رادیو. او با شجاعت و تردید، نخستین بار به تنهایی با گرگ روبهرو میشود و درمییابد که باید مثل آمان آقا قوی باشد.
در این میان، عبید آقا، پیرمردی از خرمشهر که همراه با طوطیاش به روستا پناه آورده، وارد داستان میشود. عبید آقا با خاطرات خرمشهر و حسرت بازگشت به خانه، روزهایش را میگذراند و طوطیاش مدام خبر سقوط خرمشهر را تکرار میکند. نامههای آمان آقا از جبهه، روایت را پیش میبرند و پیوند میان روستا و جبهه را حفظ میکنند. یاشار و عبید آقا، هر دو با خاطرات و امیدهای خود دستوپنجه نرم میکنند.
چرا باید کتاب روز حمله گرگ را بخوانیم؟
داستان با روایت ملموس و انسانی خود، تجربهی نوجوانی در بستر جنگ را به گونهای بیان کرده که همدلی و درک عمیقتری نسبت به تأثیرات جنگ بر زندگی روزمره ایجاد میکند. این کتاب نهتنها تصویری از دلاوری و مسئولیتپذیری نوجوانان در شرایط دشوار ارائه داده، بلکه به موضوعاتی مانند مهاجرت، دلتنگی، امید و گذر از ترسها نیز پرداخته است. خواندن روز حمله گرگ فرصتی برای آشنایی با فرهنگ ترکمنصحرا، تجربهی زیستهی نوجوانان در جنگ و درک ارزشهای همدلی و مقاومت است.
خواندن کتاب روز حمله گرگ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب را به نوجوانان علاقهمند به داستانهای واقعگرا، کسانی که به موضوع جنگ تحمیلی ایران و عراق علاقه دارند، و همچنین به معلمان و والدینی که به دنبال کتابی برای گفتوگو دربارهی مسئولیتپذیری، شجاعت و امید هستند، پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب روز حمله گرگ
«آن روز، من بودم و آمان آقا؛ نشسته بودیم روی نمد کهنه و پاخوردۀ وسط آلاچیق. آمان آقا پهلویش را داده بود به بالش. میدانستم چشمش به بخاری هیزمی است و گوشش به رادیو.
چشمهایش کمسو شده بودند اما گوشهایش هنوز هم حساس بودند. سر ساعت، برنامۀ خبری رادیو را تا آخر میشنید.
آن روز، رادیو از بازگشت آزادهها به کشور گفت و آمان آقا رفت توی فکر.
گفتم: "خدا را شکر خبری از حمله به ایران نیست آمان آقا!"
آمان آقا به گمانم صدایم را نشنید، یا شنید و فکرش رفت به همان سالهایی که خبر حملۀ عراق به خرمشهر و آبادان را شنیده بود؛ درست مثل من که حالا فکرم به سالهایی رفت که او چوپان مردم روستای چَپَرقویمه بود؛ او جوانی با چشم و ابروهایی بور بود و من نوجوانی چهاردهساله که کمکدست و دستیارش بودم.»
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۸ صفحه
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۶۸ صفحه
نظرات کاربران
کتاب کاملا حس و حال یک نوجوان رو راحت بیان میکرد حس ترسی که نمیخواد نشون بده، حسی ثابت کردن خودش به بقیه، حس و حال دالتنگی و.... در خلاصه ترین حالت حال و هوای دوران جنگ، دلتنگی و غیرت