
کتاب به جرم شکفتن
معرفی کتاب به جرم شکفتن
کتاب به جرم شکفتن، مجموعهای از شعرهای کلاسیک جمیله اتکالی (رها) است که در قالبهایی مانند غزل، مثنوی و موشح سروده شدهاند و مضامینی چون عشق، خانواده، وطن، امید، رنج و هویت زنانه را با زبانی صمیمی و خیالانگیز روایت میکنند. شاعر، این شعرها را پلی میان سکوت و صدای درون میداند و آنها را ثبت نجواهای خاموش زمان و بازخوانی لحظههای گمشده در روزمرگی معرفی کرده است. این اشعار را انتشارات گیوا منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب به جرم شکفتن
به جرم شکفتن مجموعهای از شعرهای کلاسیک جمیله اتکالی (رها) است که با نگاهی چندوجهی به زندگی، احساسات و دغدغههای انسانی سروده شدهاند. این کتاب، ساختاری متنوع دارد و شعرهایی با موضوعات گوناگون را در بر میگیرد؛ از ستایش خانواده و عشق تا تأمل بر رنج، امید، وطن و هویت زن.
جمیله اتکالی (رها) در مقدمهی کتابش، شعر را زبانی برای عبور از مرزهای زمان و مکان و راهی برای پیوند قلبها میداند. او در این اثر، هم به احساسات فردی و هم به دغدغههای اجتماعی و معنوی میپردازد و عناصر طبیعت، اسطوره، دین و فرهنگ ایرانی را پررنگ میکند. به جرم شکفتن با بهرهگیری از زبان کلاسیک و تصاویر بدیع، تلاش کرده تا شعر را به تجربهای ناب و زنده بدل کند.
چرا باید کتاب به جرم شکفتن را بخوانیم؟
به جرم شکفتن با تنوع موضوعی و قالبی، فرصتی برای لمس احساسات و اندیشههای گوناگون فراهم میکند. این کتاب، نهتنها به دغدغههای فردی مانند عشق، خانواده و هویت زنانه میپردازد، بلکه نگاه شاعرانهای به مسائل اجتماعی، معنوی و ملی دارد. زبان کلاسیک و تصاویر خیالانگیز، شعرها را از سطح روایتهای روزمره فراتر میبرد و مخاطب را به دنیایی از عاطفه و تأمل دعوت میکند. همچنین، حضور عناصر طبیعت و ارجاعات فرهنگی، فضای شعرها را غنیتر ساخته است. خواندن این کتاب، تجربهای از همنشینی با واژههایی است که گاه آرامشبخش و گاه برانگیزانندهاند و میتوانند الهامبخش لحظات خلوت و تفکر باشند.
خواندن کتاب به جرم شکفتن را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این اشعار به علاقهمندان به شعر کلاسیک فارسی، دوستداران مضامین عاطفی و اجتماعی، کسانی که به هویت زنانه و نقش خانواده توجه دارند و افرادی که به دنبال تجربهی زبان خیالانگیز و تصاویر بدیع در شعر هستند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب به جرم شکفتن
«آفتابی بود و میتابید و مشق نور بودعقده را از وسعت رنج شبانگه میگشود
فارغ از نیرنگ دنیا آیهٔ اخلاص بود
گرد غم را از دلِ آیینهٔ جان میزدود
تا همیشه دردِ هجرانش کند غوغا به پا
صبر را از طاقت بیچاره لیلایش ربود
این جهان را چون قفس میدید و خود را چون اسیر
سالها در فکر پروازی چنین پرشور بود
باید از داغش تمام لالهها پرپر شود
چشمهای کوچه هم از رفتنش گشته کبود
یاد آن رخسار خندان از هجوم غم، بخیر
با نگاه مهربانش شعر هستی میسرود»
