با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب یک فنجان قهوه تلخ اثر نازیلا نوبهاریoff

کتاب یک فنجان قهوه تلخ

نویسنده:نازیلا نوبهاریانتشارات:نشر روزگارسال انتشار:۱۳۸۶تعداد صفحه‌ها:۶۶۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۵از ۲۶ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر روزگار

سال انتشار۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها۶۶۲ صفحه

دسته‌بندی
رمان۱ مورد دیگر

معرفی کتاب یک فنجان قهوه تلخ

«یک فنجان قهوه تلخ» رمانی از نویسنده معاصر، نازیلا نوبهاری (-۱۳۵۰) است که به گفته خود نویسنده : «یک زندگی کاملاً واقعی را به تصویر کشیده‌است. هایده دوستی بود که سال‌ها قبل چون سایه‌ای در کنارم قرار گرفت و چون نسیمی در کوره‌راه‌های زندگی از دیده‌ام پنهان شد». بخشی از داستان: روزها به سرعت سپری می‌شد. هایده هنوز هم با لجبازی‌های خود سعی داشت پدر و مادرش را متوجه اشتباهاتشان کند. او معنای این همه بی‌تفاوتی را نمی‌فهمید و تمام رفتارهای والدینش را به حساب بی‌محبتی آنان نسبت به خود می‌گذاشت. شهلا به دنبال خوشگذرانی‌های خود بود. دوره‌های دوستانه‌ای که در آن خانم‌های رجال و به قول معروف رده بالای تهران، پول و لباس و زیورآلات خود را به نمایش می‌گذاشتند و صد البته حضور در چنین محافلی مستلزم صرف اوقات بیشماری در خیاط‌خانه‌ها و سالن‌های آرایش بود. شهلا و احمد تا پاسی از شب بیرون از منزل به سر می‌بردند و تصور اینکه دخترشان اکنون بزرگ شده و بد و خوب را تشخیص می‌دهد، باعث شده بود دیگر به خود زحمت ندهند به احساسات دخترشان توجه نشان دهند. هایده نیز بیشتر وقت خود را صرف دوستانش می‌کرد و سعی داشت به این وسیله کمبودهای عاطفی خود را جبران کند. آن روز هم طبق معمول به اتفاق مرسده، ایرج و محمود و یک گروه ده نفره از دوستان به کوه رفته بودند. بالا رفتن از ارتفاعات توچال همیشه برایشان لذت‌بخش و نشاط‌آور بود. اماده حرکت بودند که در آخرین دقایق حسام نیز به جمعشان پیوست. گروه کوچک، شاد و سرخوش به صعود ادامه می‌دادند و و هر جا خستگی بر آنان چیره می‌شد دور هم حلقه می‌زدند. چند تایی از پسرها که صدای خوبی داشتند با ضربی که به همراه آورده بودند مجلس را گرم می‌کردند و بقیه با پایکوبی و رقص به این محفل رونق بیشتری می‌دادند. حسابی به همه خوش می‌گذشت...

نظرات کاربران

نسیبه نظری
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

نمیتونم بگم چقدر از خوندن این کتاب لذت بردم. همین الان تموم شد و خیلی خوشحالم که این کتاب در آرشیو مطالعات من قرار گرفت و میتونم به بقیه هم با اطمینان توصیه کنم.

hanie
۱۳۹۸/۰۸/۳۰

بی نظیر

aramesh
۱۳۹۷/۰۶/۱۴

سلام دوستان کسی اینجا قهوه سرد آقای نویسنده از روزبه معین را خونده؟؟

raheleh mazafari66
۱۳۹۸/۰۷/۲۶

👌😍

فصل فیروزه...
۱۳۹۸/۰۶/۰۵

داستان خوبی پر از فراز و نشیب ولی خیلی طولانی و یه جاهای توضیحاتی زیادی بود

مرضیه
۱۴۰۰/۰۴/۰۸

کتابی زیبا و روان ،سرشار از حوادث تلخ و شیرین ،تلاشهای یک زن برای باز گشت به زندگی پساز هر شکست درنهایت رسیدن به خوشبختی و عشق ماندگار و قدیمی

1894452
۱۳۹۹/۱۱/۱۸

کتاب خوبی بود مقایسه ی زندگی آدمها قبل و بعد انقلاب یه سیر تاریخی خوب داشت من از خوندنش لذت بردم👌👌👌👌👌

Nadi Otari
۱۳۹۷/۰۹/۰۸

😕😕😕

کاربر ۳۲۶۷۶۹۸
۱۴۰۱/۰۶/۰۹

خیلی خیلی غم انگیز بود

کاربر ۳۱۵۴۰۵۴
۱۴۰۱/۰۴/۰۵

اصلا موضوع جذابی نبود به زور تمامش کردم . صفحات زیاد باعث خستگی میشد

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است