
کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها
معرفی کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها
کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها نوشته حسین احمدی رضایی، اثری تخصصی در حوزهی مدیریت آموزش عالی است که به بررسی ساختارها، چالشها و تحولات دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی میپردازد. کتاب به نظریهها و مدلهای مختلف مدیریتی اشاره میکند و با رویکردی تحلیلی، موضوعاتی مانند رهبری، حکمرانی، سیاستگذاری، خصوصیسازی، بینالمللیسازی و نقش دولت در آموزش عالی را مورد واکاوی قرار میدهد. نشر اندیشه احسان این کتاب را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها
کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها به بررسی جامع و چندلایهی نظام آموزش عالی و مدیریت دانشگاهها میپردازد. حسین احمدی رضایی نویسندهی کتاب، با گردآوری و تحلیل بیش از صد مقاله و منابع بهروز، تلاش کرده تصویری از روندهای جهانی و تحولات ساختاری آموزش عالی ارائه دهد.
کتاب در ۱۲ فصل تنظیم شده و هر فصل به یکی از ابعاد کلیدی ادارهی دانشگاهها اختصاص یافته است؛ از تحول آموزش عالی و تودهگرایی تا مأموریتگرایی، ساختار سازمانی، رابطهی دولت و دانشگاه، نقش هیئتامنا، ریاست دانشگاه، حکمرانی مرکزی، گروههای آموزشی، جایگاه اعضای هیئتعلمی، برنامهریزی و بودجهبندی و در نهایت اعتباربخشی مؤسسات آموزش عالی.
حسین احمدی رضایی در این اثر هم به نظریهها و مدلهای بینالمللی میپردازد و هم مسائل بومی و چالشهای خاص آموزش عالی ایران را در نظر میگیرد. کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها نهتنها برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههای مدیریت آموزشی و آموزش عالی، بلکه برای مدیران دانشگاهی و سیاستگذاران حوزهی آموزش عالی نیز قابل استفاده است.
خلاصه کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها
کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها با تمرکز بر مفاهیم بنیادین رهبری و ادارهی دانشگاهها، ابتدا به نقش آموزش عالی در توسعهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع میپردازد و اهمیت مهارتآموزی، نوآوری و مشارکت مدنی را در بستر دانشگاهها برجسته میکند. نویسنده با بررسی روندهای جهانی، به تحول آموزش عالی از نخبهگرایی به تودهگرایی و سپس به فراگیری و جهانشمولی اشاره دارد و پیامدهای این تغییرات را بر ساختار، کیفیت و دسترسی به آموزش عالی تحلیل میکند.
در ادامه، کتاب به موضوع رهبری در آموزش عالی میپردازد و جایگاه نامشخص و چندوجهی آن را در دانشگاهها بررسی میکند. انواع مدلهای رهبری، از رهبری رابطهای تا رهبری تحولی و تبادلی و نقش ویژگیهای فردی و شرایط سازمانی در اثربخشی رهبری مورد بحث قرار میگیرد. نویسنده تأکید دارد که رهبری در دانشگاهها تنها به جایگاه رسمی محدود نمیشود، بلکه فرایندی تعاملی و دوسویه میان رهبران و پیروان است که بر فرهنگ سازمانی، تصمیمگیری و جهتگیری دانشگاه تأثیر میگذارد.
کتاب همچنین به مأموریتگرایی دانشگاهها، اهمیت سازگاری با محیط متغیر، نقش دولتهای مرکزی و استانی در حکمرانی آموزش عالی، ساختار هیئتامنا و ریاست دانشگاه، حکمرانی اشتراکی و نقش گروههای آموزشی و اعضای هیئتعلمی میپردازد.
چرا باید کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها را بخوانیم؟
خواننده با مطالعهی این کتاب میتواند با روندهای جهانی آموزش عالی، مدلهای حکمرانی، چالشهای رهبری و سیاستگذاری و راهکارهای مواجهه با خصوصیسازی و بینالمللیسازی آشنا شود. همچنین، اثر حاضر به تبیین نقش ذینفعان مختلف، از دولت تا اعضای هیئتعلمی و دانشجویان، در ادارهی دانشگاهها میپردازد و ابزارهای تحلیلی برای فهم بهتر ساختار و مأموریت دانشگاهها فراهم میکند.
خواندن کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این پژوهش برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههای مدیریت آموزش عالی، مدیریت آموزشی، مدیریت دولتی و علوم سیاسی در مقاطع تحصیلات تکمیلی مناسب است. همچنین مدیران دانشگاهی، اعضای هیئتامنا، سیاستگذاران حوزهی آموزش عالی و افرادی که به دنبال شناخت ساختار و چالشهای ادارهی دانشگاهها هستند، میتوانند از محتوای آن بهرهمند شوند.
بخشی از کتاب رهبری و اداره امور دانشگاه ها
«ؤسسات آموزش عالی حال حاضر به خاطر توسعه اجتماعی در جریان با فشار و تنشهای بسیار شدیدی روبرو هستند. دانش به یک عامل تولید تغییر یافته و دانش نظری به عنوان منبع نوآوری و مبنایی برای تصمیمات سیاسی در جوامع کاملاً صنعتی از اهمیت زیادی برخوردار شده است. تغییر چشمگیر از آموزش عالی نخبهگرا در اواسط قرن قبل به سوی تودهگرایی آموزش عالی تا اواخر آن قرن، کماکان در بحثها و گفتگوهای آموزش عالی جهانی در قرن ۲۱ وجود دارد (ترو، ۱۹۷۴). نظریات زیادی درباره دانشگاه قرن ۲۱ توسط وان گینگل (۲۰۰۳، ۸۸) مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است. وی معتقد است که دانشگاههای امروزی تحت تغییرات عظیمی هستند که عامل آنها توسعه جوامع دانشی و اقتصادی، نفوذ فناوری اطلاعات، جهانی شدن و بحث ماهیت مؤسسات آموزش عالی دولتی و خصوصی بوده است. این شرایط را میتوان به عنوان فراخوانی برای تغییر و گوناگونی قلمداد کرد.
آموزش عالی به شکلی محکم با فرایند تحولی عظیمی پیوند خورده است و بایستی از عهده تمام آشفتگیها و جریانات متلاطمی درآید که در عصر دانش دیده میشود. سانتوس (۲۰۰۲) این شرایط پیچیده را به عنوان حرکتی به سوی آزادی در جهت ساماندهی آموزش عالی در طول این فرایند تحول توصیف میکند؛ بنابراین عدم قطعیتها در حال افزایش است و نظامهای آموزش عالی بایستی از عهده این جامعه دانشمحور برآیند که روز به روز هم در حال پیشرفت هستند، اما کارکرد آموزش عالی روشن و آشکار نیست.»
