
کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه
معرفی کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه
کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه نوشتهٔ یوسف یزدانی است. انتشارات گیوا این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ ادبیات داستانی قرار میگیرد، شامل یک داستان کوتاه و معاصر و ایرانی است. این اثر شما را با رابطهٔ پیچیدهٔ یک دختر و پسر روبهرو میکند که سرانجامی هولناک به بار میآورد. راوی که درگیر احساسات پیچیده و انزوا شده، در نهایت خودش را در موقعیتی بحرانی مییابد. با او همراه شوید. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه اثر یوسف یزدانی
کتاب «داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه» یک داستان کوتاه، ایرانی و معاصر است. این داستان که یک بخش دارد، در فروردین سال ۱۳۸۶ به قلم «یوسف یزدانی» به رشتهٔ تحریر درآمده است. شخصیت اصلی (راوی) درگیر یک رابطهٔ عاشقانه و در نهایت مشکلات روحی و اجتماعی میشود. «سوفیا» شخصیت پیچیده، فیلسوفمآب و سردی است که عشق را از طریق چالشها و آزمونهای خطرناک میطلبد. او به فلسفهٔ تنهایی و بیگانگی و مفاهیم پوچی تعلق دارد. اسن داستان در دانشگاه و محوطهٔ آن میگذرد؛ جایی که آشنایی و روابط دو شخصیت شکل میگیرد: همچنین پارک ملت و خانهٔ سوفیا بهعنوان مکانهای اصلی داستان ظاهر میشوند. داستان در زمان حال جریان دارد، اما گذشت زمان و روابط متغیر بین شخصیتها بهوضوح به نمایش گذاشته شده است. موضوعات و مفاهیمی که «یوسف یزدانی» به آنها پرداخته عبارت است از تنهایی و بیگانگی و عشق و آزمایش و پوچی و بیمعنایی زندگی. داستان با فضاسازیهای تیره و گاه ترسناک همراه است. حضور سوفیا در موقعیتهای بحرانی مانند سیگارکشیدن در کلاس و بعد در خانه، حس سردی و فاصله را ایجاد میکند. داستان با یک فاجعه به پایان میرسد.
خلاصه داستان داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه
راوی این داستان کوتاه یک دانشجو است که روزی با دختری به نام «سوفیا» آشنا میشود. سوفیا شخصیتی پیچیده و پرتناقض دارد؛ او به فلسفه و مفاهیمی مانند تنهایی، بیگانگی و پوچی علاقمند است، اما همزمان از مخالفان جدی اعتراضات و تغییرات اجتماعی است. راوی جذب شخصیت سوفیا و درگیر یک رابطهٔ پیچیده با او میشود. سوفیا بهشکلی آزمایشی و خطرناک عشق خود را به راوی اثبات میکند، اما در نهایت این رابطه به فاجعهای ختم میشود. سوفیا کاری هولناک میکند و راوی احساس گناه و ترس را در خود مییابد.
چرا باید کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه را بخوانیم؟
این داستان کوتاه شما را با پایان هولآور یک رابطهٔ عاشقانه همراه میکند.
کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان در باب پایان یک رابطهٔ عاشقانه پیشنهاد میکنیم.
درباره یوسف یزدانی
«یوسف یزدانی» که کتابهای «خفته در تنگنا» (زندگینامهٔ فریدون فروغی، خوانندهٔ موسیقی ملی ایران)، «گفتوگو با صادق هدایت»، «از پسفردا تا دیروز» (مجموعهای از فیلمنامههای کوتاه)، داستانهای کوتاه «پنجره»، «خودکشی پس از مرگ»، «زندگی، عشق، فلسفه» و «رفتن به کرهٔ ماه» را منتشر کرده، نویسنده ایرانی و متولد سال ۱۳۵۳ است.
بخشی از کتاب داستان کوتاه زندگی، عشق، فلسفه
«این اولین قرار عاشقانهمان بود. توی راه با اشتیاقِ تمام به خودم فکر میکردم و به سوفیا. حتا با وسواس تمام، جزئیات قیافهاش را توی ذهنم مرور میکردم. وقتی رسیدم پیشش با او دست دادم؛ یعنی خودش دستش را دراز کرد طرف من، وگرنه من جرات چنین کاری را نداشتم. بیمقدمه گفت- خودش گفت که بیمقدمه میگویم- «اگه واقعاً عاشقمی و از ته دل دوسم داری، باید صادقانه قول بدی به هر چی میگم عمل کنی.»
منظورش را پرسیدم. سوفیا خندید و تاکید کرد باید اول قول بدهم. قبول کردم و قسم هم خوردم. دوباره خندید و با دست زد به شانهام، چند بار. برای خودش و من سیگار روشن کرد. کیف کردم. نگاهش خریدارانه بود و حس خوبی به من دست میداد. بهخصوص وقتی گرمای نفس و بوی تنش را از آن فاصلهٔ کم استشمام میکردم. باورم نمیشد که با سوفیا زیر یک سقف باشم. به هر یک از همکلاسیهامان میگفتم، نه تنها باور نمیکردند بلکه با تمسخر میگفتند، قمپز درمیکنی. «باید امشب عشقت رو ثابت کنی!»
سوفیا چشمک زد. شرم کردم، اما با صراحت تمام عاشقانه تبسم زدم. نگاهی از سر کنجکاوی هم کردم. سوفیا بلند شد رفت توی اتاق خوابش. دست و پام میلرزید. هنوز باور نمیکردم سوفیا با آن جدیت و کاریزما به اتاق خوابش راهم بدهد. وقتی صداش از توی اتاق بلند شد، خیس عرق شدم. آهنگ صداش چنان اغواکننده بود که پاهام بیشتر لرزید. «بیا!»»
حجم
۱۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰ صفحه
حجم
۱۵٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰ صفحه