جملات زیبای کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

بریده‌هایی از کتاب دکتر ژیواگو (جلد دوم)

انتشارات:نشر ثالث
امتیاز
۳.۷از ۳ رأی
۳٫۷
(۳)
کلمه نقره است و سکوت، طلا.
محدثه
من کسانی را که در قبال حقیقت بی‌تفاوتند دوست ندارم.
محدثه
بیا و ببین که کشور در مصیبت و فلاکت غرق گشته.
محدثه
انسان غیرآزاد همیشه بردگی خود را آرمان جلوه می‌دهد.
محدثه
به زور نمی‌توان خوب و دوست‌داشتنی بود. این عادت در شما ریشه دوانده که به خصوص کسانی را نجات دهید و خوشبخت کنید که اصلاً چنین درخواستی را از شما ندارند. لابد تصور می‌کنید برای من جایی بهتر از اردوگاه شما و جمع شما در این جهان وجود ندارد. لابد باید به جانتان هم دعا کنم و به خاطر این اسارت از شما تشکر کنم، به خاطر این‌که مرا از دست خانواده‌ام نجات دادید، از دست پسرم و خانه و کاشانه‌ام، کار و زندگی و تمامی چیزهایی که برایم عزیز و ارزشمند بودند و به خاطر آن‌ها زنده‌ام.
Benji
بارها متوجه شده‌ام دقیقاً چیزهایی که در طول روز سرسری از کنارشان گذشته‌ام، افکاری که به وضوح و روشنی نرسیده‌اند، کلماتی که بی‌روح و بی‌هدف، بدون توجه از دهانم بیرون آمده‌اند، شب‌هنگام افشاگرانه و با تقلای بسیار، گویی به جبران غفلت روزانه از آن‌ها، به خوابم آمده و تبدیل به موضوعات خواب‌ها و رؤیاهایم شده‌اند.
محدثه
دکتر با خودش فکر کرد: «چه کوریِ رشک‌برانگیزی! از کدام نان حرف می‌زنند، در حالی که مدت‌هاست این نان در طبیعت وجود ندارد؟ کدام طبقهٔ ثروتمند، کدام محتکر، کدام دلال، در جایی که مدت‌ها پیش بر حسب احکام و فرمان‌های اولیه منسوخ شده‌اند؟ کدام دهقانان، کدام روستاها، در جایی که دیگر وجود خارجی ندارند؟ در این زندگانی که از مدت‌ها پیش دیگر سنگ روی سنگش بند نمی‌شود، از کدام غفلت از دستورکارها، تدابیر و تعیین سرنوشت خود حرف می‌زنند؟ آدمی باید چه باشد که با چنین شور و حرارتی، بدون ذره‌ای دلسرد شدن، سال به سال دربارهٔ موضوعاتی غیرواقعی و ناموجود مهمل ببافد و هذیان‌گویی کند و از هیچ‌چیز خبر نداشته باشد و هیچ‌چیز را پیرامون خویش نبیند!»
Benji
متوجه شدم که او تقریباً تغییری نکرده ــ همان چهرهٔ زیبا، شریف و مصمم، شریف‌ترین چهره در میان تمامی چهره‌هایی که در این جهان دیده‌ام. هیچ سایه‌ای از خودنمایی نمی‌بینی؛ فقط شخصیتی مردانه و باصلابت. مطلقاً اثری از ژست و ادا نیست. همیشه همین‌طور بوده. و با همهٔ این‌ها، متوجه تغییری شدم و این تغییر مرا نگران کرد. انگار چیزی انتزاعی وارد سیمای او شده و آن را بی‌رنگ کرده بود. آن چهرهٔ زندهٔ انسانی تبدیل شده بود به تجسم و تداعی یک ایده. از این مشاهده قلبم فشرده شد. متوجه شدم که این نتیجهٔ قدرت‌هایی است که او خود را به دستشان سپرده؛ قدرت‌های عالی و برکشیده اما مرگبار و بی‌رحمی که روزی به او هم رحم نخواهند کرد. به نظرم رسید که او نشاندار شده، مانند انگشتی که به آن حلقه می‌اندازند.
Benji
هیچ‌کس تاریخ را نمی‌سازد. تاریخ دیده نمی‌شود، همان‌طور که کسی نمی‌تواند ببیند علف چگونه رشد می‌کند. جنگ‌ها، انقلاب‌ها، تزارها، روبسپیرها همگی محرک‌های آلی آنند، مخمرهای تخمیر آنند. انقلاب‌ها را مردان اثرگذار، متعصبان یک‌طرفه و نوابغ قناعت و خویشنتنداری ایجاد می‌کنند. آن‌ها در چند ساعت یا چند روز نظم قدیم را سرنگون می‌کنند. کودتاها هفته‌ها و سال‌ها ادامه می‌یابند و سپس دهه‌ها و قرن‌ها روح تنگ‌نظری‌ای که منجر به کودتا شده بود همچون مقدسات پرستش می‌شود.
Benji
در زمانهٔ ما فراوانی اَشکال میکروسکوپی خونریزی‌های قلبی بسیار افزایش یافته. همهٔ آن‌ها مرگبار نیستند. در بعضی موارد، انسان‌ها جان سالم به در می‌برند. این بیماری عصر جدید است. من فکر می‌کنم دلیل آن از نوع اخلاقی است. از اکثر قریب به اتفاق ما کژی و انحطاط اخلاقیِ دایمیِ برساختهٔ سیستم را طلب می‌کنند. ممکن نیست بدون هیچ پیامدی هر روز خدا وانمود کنی مخالف آن چیزی هستی که احساسش می‌کنی، برای چیزی تلاش کنی که دوستش نداری و برای چیزی شادی کنی که برایت اندوه و مصیبت به بار می‌آورَد.
Benji
گویی به ما بوسیدن را در بهشت آموختند و سپس در کودکی به زمین فرستادند تا در آن زندگی کنیم و این توانایی را بر یکدیگر بیازماییم.
محدثه
خشونت و ددمنشی بی‌حد و اندازهٔ سیستمی که خود را به ملت تحمیل کرده، انتشار قانون اساسی ناکارآمد و برگزاری انتخاباتی که بر پایهٔ اصول انتخابات بنا نشده است از همین‌جا ناشی می‌شود. و هنگامی که آتش جنگ شعله‌ور شد، دهشت واقعی آن، خطر واقعی آن و تهدید آن به مرگ واقعی در مقایسه با حاکمیت غیرانسانی ایدئولوژی به مثابهٔ نعمت بود و مایهٔ تسلا و آرامش خاطر، زیرا قدرت جادویی آن احکام باطل و مرگبار را محدود می‌کرد.
محدثه
این داغ بر کدامین مصیبت بر کدامین معشوقهٔ جدامانده از عشقش مقدر بود؟ گلوله‌های درشت آن تفنگ که در بیشه‌زار خالی می‌شوند چه کسی را نشانه می‌گیرند؟
محدثه
اما معجزه، معجزه است و معجزه خداست. آن‌گاه که ما آشفته‌ایم، آن‌گاه که غرق در سرگردانی‌ایم، معجزه، بی‌خبر، در آنی از ما سبقت می‌گیرد.
محدثه

حجم

۴۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۶۶ صفحه

حجم

۴۷۴٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۴۶۶ صفحه

قیمت:
۲۲۳,۰۰۰
تومان