با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
در کفن خاکستر

دانلود و خرید کتاب در کفن خاکستر

بدون نظر
بدون نظر

برای خرید و دانلود  کتاب در کفن خاکستر  نوشته  میلاد ظریف  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب در کفن خاکستر

«در کَفَنِ خاکستر» داستان‌های کوتاهی نوشته میلاد ظریف(-۱۳۶۴) است. این داستان‌ها روایتی از شهرهای جنوبی ایران در دهه چهل و پنجاه است. داستان دوران شکوه‌مند شهرهایی چون آبادان و اهواز و از آن‌ها تنها نامی مانده است و خاطره‌ای. این کتاب تلاشی است برای قصه‌گویی در آن برهه تاریخی؛ در شکوهی بازآفریده شده. در نمونه‌ای از این داستان‌ها می‌خوانیم: روی بادبادکی سفید نوشت: روزی به این شهر دختر ریزاندامی آمد با بدنی داغ و سبزرنگ و رگ‌هایی بیرون‌زده که ازش خون می‌چکید، که می‌گویند پسر سیاه‌چهره‌ی باغبانی با اندام درشت و عضلانی او را کشت و توی رودخانه انداخت و بعد خودش توی رودخانه غرق شد یا خودش را غرق کرد یا... خواست چیزهای دیگری هم بنویسد که باد، بادِ خرمایی‌رنگ، بادبادک را برد. دوید. من هم دنبالش دویدم. بادبادک رفت و در نوک نخل پیرِ آن‌سمت شط افتاد. به این‌جا که می‌رسیم آسمان رنگ عوض می‌کند و به سربی می‌زند و هوای خنک لب شط شرجی می‌شود و من می‌مانم وسط چمن. از دختر هیچ خبری نیست. ایستاده‌ام و تکیه داده‌ام به دوچرخه‌ای که نه به اندام من می‌خورد نه به وزن من. با یک نگاه می‌شود گفت که اگر روی زین مشکی و خوش‌دوختش بنشینم، اگر پاهایم را نصف هم می‌کردند، باز به رکاب می‌رسید و دست‌هایم نیز همین‌طور می‌توانست فرمان را بچسبد. دوچرخه را ول می‌کنم و راه می‌افتم. پاهایم روی توله‌هایی۶ که تا بالای قوزک پایم می‌رسند سُر می‌خورد. توله‌ها انگار گوشتی شده‌اند و پا که روی‌شان می‌گذاری، پاره می‌شوند و خون پس می‌دهند. می‌خواهم خم شوم و دست بکشم روی زمین که صدای عربی را می‌شنوم: «ول‌شان کن. دارند گریه می‌کنند.»
نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۱,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۴/۱۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۴-۴۴۱-۲‬
تعداد صفحات۱۲۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۱,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۳/۰۴/۱۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۳۴-۴۴۱-۲‬