معرفی و دانلود کتاب وطنانه‌های گیسویت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب وطنانه‌های گیسویتsubscriptionAvailable

کتاب وطنانه‌های گیسویت

نوع کتاب
۳.۸(از ۴ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب وطنانه‌های گیسویت

«وطنانه‌های گیسویت» مجموعه اشعار شاعر معاصر، امین صدیقی نیشابوری (-۱۴۶۲) است: غمت به ساحت پندار می‌کشد ما را سکوت یار به اغیار می‌کشد ما را چراغ باده بیفروختم، که بازیِ چرخ به چاه ویل و شب تار می‌کشد ما را تنم چه بار گرانی‌ست در نبودن تو عجیب‌تر که همین بار می‌کشد ما را هوای دوست بر این جانِ زخم‌دیده دواست اگر چه سوی نمکزار می‌کشد ما را چه طبع تلخی دارد رفاقت من و تو

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب وطنانه‌های گیسویت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:وطنانه‌های گیسویت
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:امین صدیقی نیشابوری
انتشارات:انتشارات سپیده باوران
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۷۷۴۶-۲۰-۲
تعداد صفحه‌ها:۶۴ صفحه
قیمت کتاب:۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

S
۱۳۹۷/۰۸/۰۵

برخی از شعرها زیبا بودند،خواندنش خالی از لطف نیست. حجم کمی دارد و بریده هم به قدر کفایت گذاشته بودند. شعر اژدها بانمک بود😊 امتیاز کتاب 3/5

۴
dalirazar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۸

بسیار زیبا

۰

بریده‌هایی از کتاب

S
۷
اتفاقات خوب افتادند ما شکستیم و دوستان شادند چه امیدی به نارفیقان هست وقتی از هفت دولت آزادند
چڪاوڪ
۶
بیگانگان تسخیر می کردند روحم را در من هزاران من به استثنای من بودند
چڪاوڪ
۴
در بی‌حضوری‌هات می‌بینمت بسیار کم کن دو چشمم را از دیدنم حتی
چڪاوڪ
۴
قربانیِ امتحانِ ابراهیم گردن بگذار حکم چاقو را
f_altaha
۳
ما فرو ریختیم و دم نزدیم دیگران وارثان فریادند
f_altaha
۲
تنم چه بار گرانی‌ست در نبودن تو عجیب‌تر که همین بار می‌کشد ما را
farnaz Puresmaili
۲
در حال و هوای من تنها غم غربت بود آغوش بیا بگشا شاید وطنم باشی
farnaz Puresmaili
۲
مرا اسیرِ اساطیرِ هند و بابِل کرد مرا کشاند به میخانه‌های باغ عدن
علیرضا
۲
من حواسم به چشم‌هایت بود، نه به حال خوش کجِ زلفت
f_altaha
۱
در کوچه‌های شب حضورش آفتابی بود تلفیقی از دل‌تنگی و بیدارخوابی بود از آن صنم‌هایی که عمری در پی‌اش هستی هر قدر جهد افزون کنی کمتر بیابی، بود خط و خطوط آسمانی، جاری رودی تا کاشی پیراهنش یک دست آبی بود هم با فروغ چشم‌هایش سلطنت می‌کرد هم از شروع حرف‌هایش انقلابی بود من می‌ستودم پا به پایش سبک سکرش را کژ مژ که می‌شد، بیشتر آدم حسابی بود