«مشکل تاریخ همین است، ما دوست داریم فکر کنیم که تاریخ یک کتاب است. کتابی که میتوانیم صفحاتش را ورق بزنیم و از آن بگذریم. اما تاریخ کاغذی نیست که رویش چیزی چاپ شده باشد. تاریخ حافظه است و حافظه زمان است و احساسات و ترانهها. تاریخِ همان چیزهایی است که در ذهن شما میمانند.»
«میهنفروش» نوشته پل بیتی(-۱۹۶۲) نویسنده معاصر آمریکایی است. این کتاب در سال ۲۰۱۶ برنده جایزه بوکر من شد و به این ترتیب بیتی نخستین آمریکایی است که توانسته این جایزه را با یک رمان هجوآمیز سیاسی به دست آورد.
این کتاب نقدی طنزآمیز است درخصوص پسر جوانی که در منطقهای از لوس آنجلس زندگی میکند و باور دارد که همچون باقی افراد طبقه متوسط: «در همان اتاق خوابی که بزرگ شدهام میمیرم، در حالی که به ترکهای سقف بالای سرم نگاه میکنم؛ ترکهایی که از زلزله ۱۹۶۸ همانجا بودهاند.» او که با کشته شدن پدرش، تنها امید خود را برای رهایی از مشکلات زندگیاش از دست میدهد، دست به اقدام عجیبی میزند که در نهایت او را به پای میز محاکمه میکشاند...
در بخشی از کتاب میخوانیم:
سه قانون اساسی فیزیک محلههای یهودینشین اینها هستند: کاکاسیاههای وحشی جلوِ چشمت همیشه همینطور میمانند؛ خورشید هر جای آسمان هم که باشد، آنها همیشه از اصطلاحات مزخرفی برای گفتن زمان استفاده میکنند، مثل نیم ساعت بعد از باسن یک میمون و یک ربع مانده به بیضههایش؛ و قانون سوم این است که هر وقت عشقت را با گلوله کشته باشند، تو که در نیمهی سال سوم کالجت هستی، ناچار در یک تعطیلات زمستانی به خانه برمیگردی، اسبت را برای یک سواری عصرگاهی کوچک بیرون میبری و با پدرت به میعادگاهی برای ملاقات با روشنفکران دام دام دونات -یا همان اتاق فکر محلی- میروی.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب میهن فروش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
داستان در مورد یه پسر سیاه پوسته که تو یه محله فقیرنشین مخصوص سیاهها زندگی میکنه. داستان پر از صحنههای طنز و انتقادی است. خوندنش رو به شدت توصیه میکنم. ترجمه کتاب هم به نظرم بسیار خوب بود.
۰
وحید
۱۳۹۶/۰۳/۳۱
ب نظرم داستانهای ونهگات که رویکرد انتقادی همین مدلی هم دارند خیلی روانتر هستند.
۰
nikan
۱۳۹۷/۰۳/۱۱
ترجمه اش فاجعه است. اصلا روان نیست و از کتاب با این ترجمه چیزی عایقت نمیشه
اصلا پیشنهاد نمی کنم
معاون مدرسهی مولینا قبل از اینکه آتش را روشن کند، آخرین حرفهایش را به شاگردهایش زد. از جدیت چهره و لحن صدایش معلوم بود که مثل ژنرالی است که آخرین نفسهایش را میکشد و در برابر این سرنوشت تسلیم شده که شاگردهای رنگینپوستی که از مدرسهاش به جامعه تحویل میداد، شانس زیادی نداشتند.
Renegade
۱
ما امیدوار بودیم که روزی در یکی از این خانهها زندگی کنیم و یک جین بچه داشته باشیم. بدترین چیزی که میتوانست برای ما اتفاق بیفتد این بود که به اشتباه، بزرگترین پسرمان را به سیگار کشیدن متهم کنیم، توپ فوتبالی بد پرتاب شود و بینی دخترمان را بشکند و کلفت هرزهمان مدام برای پستچی دلبری کند. بعد ما میمردیم و مثل همهی خانوادههای خوب آمریکایی به جهان باقی رهسپار میشدیم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان در مورد یه پسر سیاه پوسته که تو یه محله فقیرنشین مخصوص سیاهها زندگی میکنه. داستان پر از صحنههای طنز و انتقادی است. خوندنش رو به شدت توصیه میکنم. ترجمه کتاب هم به نظرم بسیار خوب بود.
ب نظرم داستانهای ونهگات که رویکرد انتقادی همین مدلی هم دارند خیلی روانتر هستند.
ترجمه اش فاجعه است. اصلا روان نیست و از کتاب با این ترجمه چیزی عایقت نمیشه اصلا پیشنهاد نمی کنم
به نظر من ترجمه اش خیلی روان نیست.