کتاب لو۳۰یا امید کوره چی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب لو۳۰یا

کتاب لو۳۰یا

نویسنده:امید کوره چی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۱۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب لو۳۰یا

کتاب لویا نوشته‌ی امید کوره‌چی را انتشارات میرانا منتشر کرده است. این کتاب اثری داستانی در فضای معاصر است که در آن تهران، کرج، جاده‌ی امامزاده داوود و روستای سنگان به صحنه‌ی رفت‌وآمد جن‌ها، دورگه‌های جنی و انسان‌هایی تبدیل شده که هرکدام درگیر معامله‌ای پنهانی میان خدا و ابلیس شده‌اند. نویسنده با تکیه‌بر شخصیت سعید انگشتی، جن‌گیر سابق و مردی خسته از زندگی، جهانی را تصویر کرده است که در آن طلسم‌ها، لوح‌ها، مندیل‌ها، عفریت‌ها و فرشتگان، درست در دل کوچه‌ها، مترو، پاساژها و باغ‌ویلاهای اطراف شهر حضور دارند. ویراستاری نازی سلطانی بر متن، و انتشار آن به‌وسیله‌ی نشر میرانا، اثری را پیش‌روی مخاطب گذاشته که هم‌زمان هم حال‌وهوای یک ماجرای پرتنش شهری را دارد و هم سرشار از اصطلاحات و مناسک جن‌گیری، طلسم‌نویسی و پیمان‌های پنهان میان انسان و نیروهای نامرئی است. لویا از همان سطرهای آغازین با ضربه‌زدن به درِ باغ سعید، ورود غریبه‌ی سفیدپوش و خبر قربانی‌شدن زنی به‌نام استر برای ابلیس، خواننده را وارد مسیری می‌کند که در آن مرز میان واقعیت و سحر، مدام جابه‌جا می‌شود. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب لو۳۰یا

کتاب لویا داستانی بلند از امید کوره‌چی است که پیرامون شخصیت سعید انگشتی شکل گرفته؛ مردی که گذشته‌ای پر از ثروت، پاساژ، رستوران و زندگی پرزرق‌وبرق در جنوب و جزایر داشته و حالا بعد از مرگ نسرین و گم‌کردن استر، در باغ‌ویلایی متروک در فرحزاد تهران گوشه‌نشین شده است. او جن‌گیر است، با لوح‌ها، مربع‌ها، مندیل‌ها، اعداد مفتاح، خاتم‌ها و ذکرها سر و کار دارد و در عین‌حال از زندگی و جنگیدن بریده است. ورود غریبه‌ای سفیدپوش با کوله‌پشتی کهنه به باغ، آغازگر ماجرایی تازه است؛ غریبه‌ای که با فشردن مشت سعید، نیرویی شفاف را در بدن او جاری می‌کند، از قربانی‌کردن انسان‌ها به‌دست دورگه‌های جنی برای ابلیس می‌گوید و خبر می‌دهد که استر، عشق ازدست‌رفته‌ی سعید، قرار است همان روز قربانی شود. کتاب لویا در فصل‌هایی پیوسته، با عنوان‌هایی مانند «فصل ۱» و اشاره‌های مکرر به گذشته‌ی سعید، مرگ نسرین به‌دست دیوی از طایفه‌ی طمطام، و ساختن لوح‌ها و طلسم‌ها، جهانی را می‌سازد که در آن جن‌گیری نه یک افسانه‌ی دور، که بخشی از زندگی روزمره‌ی شخصیت اصلی است. کتاب لویا در ادامه، سعید را از باغ فرحزاد تا جاده‌ی امامزاده داوود، روستای سنگان، کرج و محله‌ی عظیمیه دنبال می‌کند؛ جایی که او باید برای اثبات وفاداری‌اش به انسان‌ها و شایستگی‌اش برای دیدن دوباره‌ی استر، یک دورگه‌ی جنی را بکشد. در این مسیر، خواننده با جزئیات دقیق ساخت مندیل‌های چندلایه، خواندن سوره‌ها و آیات خاص، استفاده از خاتم «تاء»، کارد طلسم «کاف»، بازوبند چرمی و ذکرهای اختفاء همراه می‌شود. صحنه‌هایی مانند سقوط کبوتر پاپری از دل صاعقه‌ی سیاه، نبرد با دورگه‌ی زن آتشین کنار تخته‌سنگ پیرمرد سنگی، سفر هولناک در مترو و تعقیب‌شدن توسط پیرمرد سیگارفروش، حضور زن مانتوی چاک‌دار و مرد چاق در واگن، و انتقال ناگهانی سعید به کوهستانی محاصره‌شده با کوه‌های بیضی‌شکل، فضای کتاب را پرتنش و پرتصویر کرده است. در بخش‌هایی دیگر، نبرد غریبه‌ی سفیدپوش با عفریتی عظیم، قتل پیرزن همسایه که معلوم می‌شود دورگه بوده، و تلاش سعید برای رسیدن به خانه‌ی ویلایی دورگه‌ی زن در کرج، نشان می‌دهد که کتاب لویا بیش از آنکه فقط یک قصه‌ی تعقیب و گریز باشد، روایتی از درگیری درونی یک جن‌گیر خسته میان عشق، وسوسه، ترس و انتخاب میان دو جبهه است.

خلاصه داستان لو۳۰یا

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان لویا با صبحی «لعنتی» در باغ‌ویلای سعید انگشتی در فرحزاد شروع می‌شود؛ جایی که او در حال پاک‌کردن نخ خربزه و آماده‌کردن برگ چنار برای سوزاندن و خوشحال‌کردن جن‌های باغ است. سه ضربه‌ی محکم به در باغ، غریبه‌ای سفیدپوش را وارد صحنه می‌کند؛ مردی با کوله‌پشتی کهنه که بدون معرفی‌کردن خود، به سعید می‌گوید «یه خبرایی دارم برات» و خیلی زود با فشردن مشت او، نیرویی شفاف را در بدنش جاری می‌کند و نشان می‌دهد که با نیروهای ماورایی آشناست. غریبه خبر می‌دهد که دورگه‌های جنی گروه‌گروه انسان قربانی می‌کنند و همان روز قرار است زنی به‌نام استر، عشق بزرگ سعید، برای ابلیس قربانی شود. او به سعید پیشنهاد می‌دهد اگر یک دورگه‌ی جنی را بکشد، ثابت می‌کند هنوز به انسان‌ها وفادار است و لیاقت استر را دارد؛ در عوض، غریبه قول می‌دهد خودش دیو طمطام، قاتل نسرین، را بکشد. سعید که هنوز زیر بار عذاب وجدان مرگ نسرین و خاطره‌ی استر است، با وجود تردید نسبت به «جنگ مسخره بین خدا و شیطان»، در نهایت به‌خاطر استر می‌پذیرد. او از گنجه‌ی اسرار، میل‌های برنجی، خاتم «تاء»، ابریشم سبز و کارد طلسم «کاف» را برمی‌دارد و طبق آدرسی که غریبه روی کاغذ نوشته، به جاده‌ی امامزاده داوود و روستای سنگان می‌رود؛ جایی که کنار تخته‌سنگی شبیه کله‌ی پیرمرد، باید دورگه را شکار کند. سعید سه مندیل تودرتو با مربع‌ها، ذکرها، سوره‌ی یس، آیت‌الکرسی ده‌وقفه و میل‌های برنجی می‌سازد و خاتم «تاء» را طوری می‌آویزد که فقط خود او بداند کجاست. ناگهان صاعقه‌ای سیاه از دل زمین بیرون می‌زند و کبوتر پاپری سفیدی را که در آسمان پرواز می‌کند، به درون مندیل می‌اندازد. کمی بعد، زنی زیبا با موهای طلایی و گردنبند مثلثی‌برعکس، در میان آتش ظاهر می‌شود؛ دورگه‌ای آتشین که برای گرفتن کبوتر وارد حصار می‌شود. سعید با استفاده از ریسمان ابریشم سبز و ذکر «هاء الطاهر من کل آفة بقدسه»، مفصل‌های بدن دورگه را یکی‌یکی قفل می‌کند و او را مثل چوب خشک روی زمین می‌اندازد. اما وقتی کارد طلسم کاف را برای کشتن او بالا می‌برد، زیبایی زن، شباهت نگاهش به استر و وسوسه‌ی تجربه‌ی عشق با او، دستش را می‌لرزاند. سعید به‌جای کشتن، قفل‌ها را باز می‌کند، زن را که نیمه‌جان است به کرج می‌برد و در خانه‌ی ویلایی‌اش در عظیمیه، شبی را با او می‌گذراند؛ شبی که با خوردن سیبی عجیب با نشانه‌ای شبیه کلمه روی پوستش، به خلسه‌ای داغ و مبهم فرو می‌رود. بعد از بیدارشدن، میان کشش به دورگه و یاد استر، مدام در نوسان است و هر بار که می‌خواهد زن را بکشد، چیزی درونش مانع می‌شود. از این‌جا به بعد، سعید وارد بازی خطرناک دورگه‌ها می‌شود. در راه بازگشت از کرج، کامیونی بی‌راننده سربازی را جلوی چشم او زیر می‌گیرد، در متروی گلشهر پیرمرد سیگارفروش از دل زمین فرو می‌رود و دوباره در واگن بعدی ظاهر می‌شود، زن مانتوی چاک‌دار و مرد چاق در واگن به‌دنبال او می‌گردند و سعید با ذکر اختفاء «و جعلنا من بین ایدیهم سداً...» خود را از دیدشان پنهان می‌کند. در میانه‌ی این تعقیب، او ناگهان خود را در کوهستانی برفی و محصور در کوه‌های بیضی‌شکل می‌بیند؛ جایی که غریبه‌ی سفیدپوش بر فراز قله با عفریتی عظیم و سپاه اجنه‌ی سیاه می‌جنگد و با گردباد باد و باران سنگریزه‌ی آتشین، آن‌ها را پس می‌زند. بازگشت سعید به تهران، قتل ناخواسته‌ی پیرزن همسایه که معلوم می‌شود دورگه بوده، خالی‌شدن گنجه‌ی اسرار، و تصمیم او برای کشتن زن آتشین در خانه‌ی عظیمیه، داستان را به‌سمت رویارویی بزرگ‌تری میان سعید، دورگه‌ها و وعده‌ی نجات استر می‌برد؛ رویارویی‌ای که در متن ادامه پیدا می‌کند و سرنوشت سعید را به انتخاب‌هایش گره می‌زند.

چرا باید کتاب لو۳۰یا را بخوانیم؟

لویا اثری است که در آن جن‌گیری، طلسم‌نویسی و مفاهیم سنتی درباره‌ی جن و دیو، در دل زندگی شهری امروز قرار گرفته است. سعید انگشتی نه در بیابان‌های دور، بلکه در باغ‌ویلای فرحزاد، متروی گلشهر، خیابان انقلاب و کوچه‌های عظیمیه با جن‌ها و دورگه‌ها سر و کار دارد. این ترکیب، فضایی می‌سازد که در آن ذکرها، سوره‌ها، خاتم‌ها و مندیل‌ها کنار تاکسی، مترو، پاساژ و رستوران قرار می‌گیرند و خواننده را با نوعی از فانتزی تیره و پرتنش روبه‌رو می‌کند که ریشه در باورهای بومی و مذهبی دارد. کتاب لویا برای کسانی که به جزئیات دنیاسازی اهمیت می‌دهند، جذاب است؛ نویسنده برای هر طلسم، مربع، عدد مفتاح، نوع ذکر و ابزار جن‌گیری، توضیح و کارکرد مشخصی در داستان قرار داده است. ساختن سه مندیل تودرتو، استفاده از خاتم «تاء» برای شکستن بدن دورگه، ذکر اختفاء در مترو، و بازوبند چرمی که نیرویی روشن به قلب سعید می‌فرستد، نشان می‌دهد که جهان داستان بر مجموعه‌ای از قواعد درونی استوار شده است. در کنار این، کشمکش درونی سعید میان عشق به استر، وسوسه‌ی دورگه‌ی زن، خستگی از زندگی و بی‌اعتمادی به «جنگ خدا و شیطان»، لایه‌ای عاطفی و اخلاقی به ماجرا می‌دهد. ریتم تند حوادث، صحنه‌های تصویری پررنگ مانند سقوط کبوتر از دل صاعقه‌ی سیاه، نبرد غریبه با عفریت بر فراز کوهستان، قتل پیرزن دورگه در خانه‌ی سعید، و تعقیب در مترو و کرج، لویا را به متنی تبدیل کرده که مدام میان تعلیق، خشونت، شوخی‌های تلخ و لحظه‌های شهوانی در نوسان است. این تنوع حال‌وهوا باعث می‌شود خواندن کتاب، تجربه‌ای شبیه تماشای یک فیلم طولانی و پراتفاق باشد که در آن مرز میان رؤیا، وهم و واقعیت، بارها جابه‌جا می‌شود. از سوی دیگر، لویا تصویری از انسانی را نشان می‌دهد که در میانه‌ی نیروهای متضاد گیر افتاده است؛ سعید نه‌تنها باید با دورگه‌ها و دیوها بجنگد، بلکه باید تکلیف خود را با وفاداری، عشق، انتقام و ترس روشن کند. این درگیری درونی، همراه با فضای پررمزوراز و پر از نشانه‌های دینی و اسطوره‌ای، کتاب را برای خوانندگانی که به ترکیب ماجرا، معنویت، خشونت و تردید علاقه دارند، قابل‌توجه می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن لویا به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های پرتعلیق با عناصر جن، دیو، طلسم و جن‌گیری علاقه دارند و دوست دارند این عناصر را در بستر زندگی شهری امروز ببینند. همچنین به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که از روایت‌های تیره، پرحادثه و آمیخته با کشمکش‌های درونی درباره‌ی عشق، انتقام و ایمان لذت می‌برند و حوصله‌ی دنبال‌کردن جزئیات دنیایی پر از ذکر، لوح، مندیل و پیمان‌های پنهان را دارند.

نظرات کاربران

ozel
۱۴۰۳/۰۵/۳۱

جلد دوم از مجموعه میرانا نمیدونم چجوری نظر بنویسم که اسپویل نشه برای همه ماها سواله که آیا واقعا موجودی به نام پری وجود داره یا نه ... موجودی خیالی با بال های شفاف و صورتی زیبا اینو تو این

- بیشتر
مهدی
۱۴۰۳/۰۷/۱۱

آخرین جملات کتاب فوق العاده بود! آفرین، نشون از هنرمندی نویسندس که سر جاش به هدف میزنه و پیامی که میخواد رو به زیبایی به خواننده منتقل می‌کنه. به نظرم جذابیت لو۳۰یا حتی از ۷جن بیشتر بود.

کاربر ۷۹۵۳۱۶۹
۱۴۰۳/۰۶/۱۱

کتابی سرشار از هیجان که لحظه ای خواننده نمیتونه از خوندنش دست بکشه عجیبه با حجم نسبتا زیاد هیچ لحظه کتاب فاقد شور و هیجان نیست

🌊 شموطیاس🌱✨️
۱۴۰۳/۰۲/۲۸

کتابی از دنیای پری‌ها🧚🏻‍♀️🪄 کتاب دوم از مجموعه میرانای دوست داشتنی 🩵 چقدر من این کتابو دوست دارم ♥️ و هر صفحه اش رو چندین بار میخوندم 👀 نه اینکه کتابش قابل فهم نیست نه ! اینکه کلی رمز و راز داره مخصوصا

- بیشتر
hosseini84
۱۴۰۴/۰۶/۲۰

مجموعه کتاب‌های میرانا کمک می‌کنه تو این شلوغی ها و دغدغه های زندگی ، برید تو دنیای خیال و تصور . ترکیب این داستان ها با واقعیت باعث میشه با اعماق وجود تون بخواید باورش کنید و از زندگی یکنواخت فعلی

- بیشتر
کاربر 10746899
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

من تمام این مجموعه رو مطالعه کردم و فقط رمان (۷جن) رو پیشنهاد میدم، بقیه رمان‌های این مجموعه جذابیتی ندارن

fafa :)
۱۴۰۴/۰۴/۱۷

عالیه

حجم

۲٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۱۸ صفحه

حجم

۲٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۱۸ صفحه

قیمت:
۲۳۷,۴۰۰
تومان