با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی

دانلود و خرید کتاب پیرمرد و دریا

۳٫۴ از ۱۸ نظر
۳٫۴ از ۱۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پیرمرد و دریا  نوشته  ارنست همینگوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
معرفی نویسنده
عکس ارنست همینگوی
ارنست همینگوی
آمریکایی | تولد ۱۸۹۹ - درگذشت ۱۹۶۱

ارنست میلر همینگوی، نویسنده امریکایی برنده نوبل ادبیات است. وی از پایه‌گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌نگاری ادبی»، شناخته می‌شود.

پدرش پزشک و مادرش معلم پیانو و آواز بود. ارنست تابستان‌ها را به ...

معرفی کتاب پیرمرد و دریا

«پیرمرد و دریا» یکی از مهمترین آثار ارنست همینگوی(۱۹۶۱-۱۸۹۹)، نویسنده مشهور آمریکایی است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: او پیرمردی بود که تنها با قایقی در گلف‌استریم ماهی می‌گرفت و هشتاد و چهار روز می‌گذشت که هیچ ماهی‌ای نگرفته بود. در چهل روز اول پسرکی همراهش بود. اما پس از چهل روز ماهی نگرفتن، پدر و مادر پسرک گفته بودند که پیرمرد سالائو یعنی بدبیارترین آدم روی زمین است و پسرک به دستور آن‌ها به سراغ قایقی دیگر رفته بود و همان هفتۀ اول سه ماهی خوب گرفته بود. پسرک از دیدن پیرمرد که هر روز با قایقی خالی برمی‌گشت، غمگین می‌شد و همیشه می‌رفت تا در بردن گلوله‌های طناب یا چنگک، و قلاب و بادبان که دور دکل پیچیده بود، کمکش کند. بادبان با گونی آرد وصله شده بود و آن‌طور که بسته بود، به پرچم شکستی ابدی می‌مانست. پیرمرد لاغر و نحیف بود و پشت گردنش چروک‌های عمیق داشت. بر گونه‌هایش لکه‌های قهوه‌ای سرطان خوش‌خیم پوست بود که از تابش آفتاب بر دریای حاره عارض می‌شود. لکه‌ها از دو گونه‌اش به پایین راه گرفته بودند، و بر دستانش داغ زخم‌هایی عمیق بود که از کشیدنِ طنابِ ماهی‌های سنگین به‌وجود آمده بود. اما زخم‌ها همه کهنه بودند. به کهنگی شیارهای برهوت بی‌ماهی.پیرمرد همه‌چیزش پیر بود، مگر چشمانش که به رنگ دریا بود و شاد و شکست‌ناپذیر بود. همچنان‌که از کنار ساحل که قایق لنگر انداخته بود راه بالا را گرفته بودند، پسرک گفت سانتیاگو، من نمی‌توانم دوباره با تو بیایم. یک‌کم پول جمع کرده‌ایم. پیرمرد به پسرک ماهی گرفتن آموخته بود و پسرک به او مهر می‌ورزید. پیرمرد گفت: نه، تو توی یک قایق خوش‌شانسی، همانجا بمان. ولی یادت هست که یک‌بار بعد از هشتاد و هفت روز ماهی نگرفتن؛ سه هفتۀ تمام چه ماهی‌های درشتی گرفتیم؟

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۲)
YasmineGh
۱۳۹۷/۰۶/۳۰

تنها چیزی که از این کتاب یاد گرفتم این بود که آدم با تلاش و صبر به چیزهایی که میخواد میرسه

مرتضی
۱۳۹۷/۰۸/۱۴

کتاب فوق العاده ای که تومواقع ناامیدی حسابی آدمو دلگرم میکنه،کسی از دوستان رمان باهمچین موضوعاتی(تلاش وسخت کوشی)میشناسه؟؟

ali afzali
۱۳۹۷/۰۱/۰۹

نمیدونم درسته یا نه ولی شنیدم همینگوی در طول نوشتن "پیرمرد و دریا" بارها سر از بیمارستان در می‌آورد و پزشکان معالج مشکل او را خستگی زیاد و دریازدگی تشخیص می‌دهند در حالی که نویسنده در زمان نوشتن این کار

- بیشتر
Lord_ARA
۱۴۰۱/۰۵/۰۴

ترجمه خوب بود ولی متن پر از غلط غلوط و اشتباهات تایپی بود. یعنی یه بچه 7 ساله تایپ میکرد بهتر از این در میومد مطمئنم متن کتاب حتی یه بار هم بازبینی نشده واقعا جای تاسف داره

rmg
۱۳۹۸/۱۰/۰۶

هدفش چی بود حالا؟

امیر طاهری
۱۳۹۷/۰۱/۰۱

خیلی چرت بود

nnnn
۱۳۹۶/۰۹/۲۰

خیلی قشنگ بود یاد پدران زحمتکش سرزمینمان افتادم

Mahdi Hirsaa
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

بی نظیر و عالی . فقط همین.

Poorya Safavi
۱۳۹۸/۰۲/۲۶

این نسخه از کتاب کاملا ناقصه

نسا
۱۳۹۵/۱۲/۱۰

خیلی دوسش داشتم

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
چون همسر پیرمرد زنی مسیحی بود. تصویر حضرت مسیح با قاب کهنه قهوه‌ای رنگ روی دیوار بود. در کنار آن نیز عکس قدیمی و رنگ و رو رفتۀ همسر پیرمرد قرار داشت. او می‌گفت هنگامی که دلتنگ می‌شود، عکس همسرش را از روی دیوار برمی‌دارد و روی میزش می‌گذارد و به آن نگاه می‌کند.
مهدی تمدن رستگار

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸۶۰۰۶۲۳۵۸۰۶
تعداد صفحات۷۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸۶۰۰۶۲۳۵۸۰۶