
کتاب گپ و گفت با کار درست ها
معرفی کتاب گپ و گفت با کار درست ها
کتاب گپ و گفت با کار درست ها گردآوری و ترجمه هنگامه ناهید، مجموعهای از مصاحبهها و گفتوگوهای بلند با چهرههای شاخص سینما و تئاتر جهان است که هر کدام در زمان خود بهنوعی صاحبسبک بودند. ساختار کتاب بر محور گفتوگوهای عمیق با بازیگران و هنرمندانی مانند مارلون براندو، پل نیومن، رابرت دنیرو، آل پاچینو، جک نیکلسون، ریچارد برتون و جک لمون بنا شده که در خلال صحبتهایشان از مسیر زندگی، طبقهی اجتماعی، شهرت، ترسها، شکستها، نگاهشان به بازیگری، تئاتر، سینما، سیاست، اخلاق، عشق، ازدواج و حتی مرگ حرف میزنند. نشر شورآفرین این کتاب را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گپ و گفت با کار درست ها
کتاب گپ و گفت با کار درست ها، به کوشش و ترجمهی هنگامه ناهید، فراتر از یک مجموعه مصاحبهی معمولی، نگاهی عمیق به ذهن و زیست نوابغ دنیای هنر است. این اثر با رویکردی مستند و تحلیلی، خواننده را به پشت صحنهی زندگی حرفهای و شخصی بزرگانی میبرد که هر یک استانداردهای تازهای در بازیگری و هنر خلق کردهاند. ویژگی متمایز کتاب در این است که هر فصل با مقدمهای پرجزئیات آغاز میشود تا نه تنها کارنامهی مصاحبهشونده، بلکه اعتبار و جهانبینی مصاحبهگر (نظیر منتقد برجسته، کنت تاینن) نیز برای مخاطب ترسیم شود؛ امری که باعث میشود هر گفتوگو از سطح پرسشوپاسخهای مرسوم فراتر رفته و به یک کلاس درسِ هنری تبدیل گردد.
در فصول این کتاب، هنرمندان از لایهی تصویر عمومی خود عبور کرده و به واکاوی ریشههای هنرشان میپردازند؛ از ریچارد برتون که با بیانی قدرتمند از فقرِ معادن ولز تا رسیدن به قلههای تئاتر و چالش با نقشهای شکسپیری سخن میگوید، تا جک لمون که با صداقت از وسواسهای حرفهای، همکاریهای تاریخیاش با بیلی وایلدر و نسبت پیچیدهی روانشناسی با بازیگری پرده برمیدارد. گپ و گفت با کار درست ها تنها دربارهی تکنیکهای بازیگری یا خاطرات سینمایی نیست، بلکه آینهای است که در آن دغدغههای بزرگ انسانی همچون ترس از شکست، مواجهه با شهرت و جستوجوی معنا در دنیای پرآشوب معاصر بازتاب مییابد و تصویری انسانی و ملموس از اسطورههای دستنیافتنی ارائه میدهد.
خلاصه کتاب گپ و گفت با کار درست ها
در کتاب گپ و گفت با کار درست ها محور اصلی، خودِ گفتوگوست؛ مصاحبههایی که از سطح پرسشهای کلیشهای دربارهی راز موفقیت فراتر میروند و به لایههای عمیقتری از شخصیت و جهانبینی هنرمندان نزدیک میشوند. برای مثال در فصل ریچارد برتون، برتون از تصادفیبودن ورودش به صحنه، جذابیت تشویق تماشاگران، احساسش نسبت به کار در معدن، و اینکه چگونه مجبور شد لهجهی ولزیاش را تغییر دهد تا در دنیای بازیگری جدی گرفته شود، میگوید. او از نقشهایی که دوست داشته یا نداشته، از ترسهای شب اول اجرا، از نگاهش به هملت بهعنوان نمایشنامهای با ایدههای ساده و نثر باشکوه، از ستایش چرچیل، از بدبینیاش نسبت به نمایشنامهنویسانی مثل اونیل و یونسکو، و از دغدغههایش دربارهی بمب اتم، جنگ جهانی، مرگ، زندگی پس از مرگ و ندانمگرایی میگوید. بخش قابلتوجهی از گفتوگو هم به رابطهی پرحاشیهاش با الیزابت تیلور، مفهوم تکهمسری، احساس گناه، فشار رسانهها و تناقض میان بازیگر بزرگ بودن و آدم مشهور بودن اختصاص دارد.
یا در فصل جک لمون، تمرکز بیشتر بر نسبت بازیگری و روانشناسی، حرفهایگری و اخلاق کار است. او توضیح میدهد که بازیگر محصول نمیفروشد، بلکه بستهای از احساسات را عرضه میکند و مدام در معرض قضاوت است؛ برای همین، پذیرش خطاپذیری و کنارآمدن با شکستهای انسانی را شرط بلوغ میداند. لمون دربارهی مفهوم حرفهایبودن، نقش هوش و کنجکاوی، جایگاه نویسنده و کارگردان، و اینکه بازیگر بیشتر مترجم است تا خالق، صحبت کرده است. او از همکاریاش با بیلی وایلدر و بلیک ادواردز، از صحنههای سخت و فیزیکی ایرما خوشگله، از وسواسش نسبت به نقشهایش در آپارتمان، بعضیها داغش رو دوست دارن و آقای رابرتس، و حتی از تجربهی دریافت اسکار و اضطرابی که پشت آن پنهان بوده، روایت میکند. در فصول دیگر نیز بازیگرانی افسانهای همچون مارلون براندو، پل نیومن، رابرت دنیرو، داستین هافمن، آل پاچینو، جک نیکلسون و رابرت ردفورد از زندگی شخصی و حرفهایشان میگویند. در مجموع، کتاب تصویری چندوجهی از این بازیگران ارائه میدهد؛ هنرمندانی که پشت چهرهی موفق، پر از تردید، تناقض، ترس و فکرند.
چرا باید کتاب گپ و گفت با کار درست ها را بخوانیم؟
این کتاب فرصتی فراهم کرده تا خواننده از فاصلهی نزدیک با ذهن و زندگی هنرمندانی روبهرو شود که معمولاً فقط روی صحنه و پرده دیده میشوند. خواننده در خلال این متنها با شیوهی فکرکردن پرسشگرها، نگاه آنها به تئاتر و سینما و با روششان در کشیدن مصاحبهشونده به اعترافهای صریح آشنا میشود. برای کسانی که به بازیگری، نقد تئاتر و سینما، یا روزنامهنگاری علاقهمندند، این کتاب نمونهای عینی از گفتوگوی عمیق و طولانی با هنرمندان است؛ گفتوگویی که هم جنبهی آموزشی دارد و هم جنبهی انسانی و شخصی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
گپ و گفت با کار درست ها به کسانی پیشنهاد میشود که به تئاتر و سینما، تاریخ بازیگری، و شیوهی کار بازیگران بزرگ علاقهمندند؛ همچنین به دانشجویان رشتههای بازیگری و کارگردانی این کتاب را توصیه میکنیم.
بخشی از کتاب گپ و گفت با کار درست ها
«پل نیومن: یه داستان خندهداری هست: سر فیلم کسی آن بالا مرا دوست دارد (۱۹۵۶)، در عمل دو هفته با راکی گراتزیانو توی نیویورک زندگی کردم تا آماده بشم. بعدها، نظرات و نقدها این بود که من از مارلون تقلید کردم. چند سال بعد، راکی رو دوباره دیدم. با همون لهجه و لحن خاصِ خودش به من گفت:
"داشِت که ما باشیم، داشتیم این دور و ورها چرخ میزدیم و تو نمیری عینهو سگ جون میکندیم و عرق میریختیم که ملتفت یه پسرهای اِی، بگینگی بانمک شدیم؛ بچهه مال این حوالی نبود. خلاصه، نشست و زل زد به ما. حالیته؟ دیدیم نه، یارو سیریشه، گفتیم: 'بچه؟ آق پسر؟ اینجا چی کار میکنی تو؟' اون هم برگشت گفت: 'بیبین، خوش دارم بیآی تیآتر من رو بیبینی.' گفتم: 'دِکی، ما اهل این ریخت جاها و این ریخت چیزها نیستیم که. خوش نَرَّم هیچ تیآتری رو بیبینم! واسه چی باس پاشم بیآم تیآتر تو رو بیبینم؟'"
این طرز حرف زدن مخصوص خود راکیه؛ میدونی، فکر کنم از همینجا لحن حرف زدن منم عوض شد. خلاصه راکی ادامه داد که:
"'خب، بیبینم بچه، تو توی اون تیآتر کارهای هم هستی یا که فقط بلیت میکنی تو پاچه ملت؟' گفتش که: 'نه، کارهای نیستم.' القصه، پسره دو تا بلیت گذاشت کف دست ما و ما هم بلیتها بردیم دادیم به عیال، اون هم تا چشمش افتاد به بلیتها تو دلش حنابندون شد که چیه؟ 'این تیآتره خیلی خوبه، بریم، بریم.' ما هم که چشممون به دهن عیاله؛ زین کردیم و رفتیم همین تماشاخونهای که پسره نشونی داده بود. ماجراش هم یه چیزی بود راجعبه یه مینیبوسی، اتوبوس موتوبوسی که یه دونه از این فکل کراواتی اتوکشیده باسوادها نوشته بودش. بعدش بگو چی شد؟ یکهو دیدم اَکِّه هِی، همون پسره، آرتیستِ تیآتره و اون بالا داره رُل بازی میکنه، حالا بگو رُل کی رو؟ جونِ من بگو رُلِ کی رو؟ شخص شخیصِ ما رو، داشت رُل داشِت که ما باشیم رو بازی میکرد!"
و من یکمرتبه فهمیدم چرا بازی من رو با براندو قیاس کردن. ما هر دومون از یه نفر خاص الهام گرفته بودیم. مارلون قبلا برای اتوبوسی بهنام هوس ازش الگو گرفته بود که فاصلهٔ زمانیاش با فیلم من و الهامی که من از راکی برای این نقش گرفته بودم، کم بود. ولی نمیدونستم که براندو توی اون تئاتر داشته نقش راکی رو بازی میکرده. برای همین، یهطورهایی نقدها درست و دقیق بودن.»
حجم
۴۸۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۲۰ صفحه
حجم
۴۸۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۲۰ صفحه