
کتاب سال صفر
معرفی کتاب سال صفر
کتاب سال صفر نوشته احمد طالبینژاد توسط نشر روزنه کار منتشر شده است. این اثر در قالب داستان کوتاه، روایتی از زندگی، خاطرات و دغدغههای یک نسل را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران به تصویر میکشد. نویسنده با نگاهی به گذشته و حال، تجربههای شخصی و جمعی را در هم میآمیزد و تصویری از زیست روشنفکری، روابط خانوادگی و دوستیها ارائه میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سال صفر
کتاب سال صفر اثری از احمد طالبینژاد، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که در فضای اجتماعی و سیاسی تاریخ مشخصی از ایران شکل گرفتهاند. این کتاب با روایتی اولشخص، زندگی مردی را دنبال میکند که میان خاطرات گذشته و واقعیتهای امروز سرگردان است. ساختار کتاب بهگونهای است که مرز میان خاطره، واقعیت و خیال را باریک میکند و خواننده را به سفری درونی و بیرونی میبرد. روایتها با لحنی صمیمی و گاه تلخ، به دغدغههای روشنفکری، روابط خانوادگی، دوستیها و دلبستگیهای عاطفی میپردازند. کتاب نهتنها تصویری از زندگی فردی شخصیت اصلی ارائه میدهد، بلکه بازتابی از تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران در دوران انقلاب است. کتاب سال صفر با بهرهگیری از عناصر داستانی و خاطرهنویسی، فضایی خلق میکند که در آن گذشته و حال به هم گره میخورند و خواننده را به تأمل دربارهی هویت، تعلق و معنای زندگی وا میدارد.
خلاصه داستان سال صفر
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان سال صفر با روایت مردی آغاز میشود که در مرز میان مرگ و زندگی قرار گرفته و در ذهنش خاطرات و واقعیتها در هم میآمیزند. او در خانهای با همسرش، پری، زندگی میکند؛ رابطهای که سالهاست به سردی گراییده و هردو در نوعی بیگانگی و دلزدگی به سر میبرند. مرد، در آستانهی سفری به پاریس، گذشتهی خود را مرور میکند؛ از دوران دانشجویی، دوستی با ناصر و خانوادهاش تا خاطرات کودکی و نوجوانی در شهری کوچک و فقیر. روایت با بازگشت به سالهای پرتنش انقلاب و فضای سیاسی آن دوران، تجربههای زیستهی شخصیت را در مواجهه با ترس، امید، دوستی و عشق به تصویر میکشد.
بخشهایی از داستان به سفرهای شخصیت اصلی به شیراز و دیدار با خانوادهی ناصر اختصاص دارد؛ جایی که حسرتها، دلبستگیها و ناکامیهای عاطفی او برجسته میشود. در این میان، رابطهی او با زهره و دلبستگیهایش به گذشته، نوعی حسرت و گمگشتگی را در سراسر روایت جاری میکند. داستان با تردیدها، تصمیمهای دشوار و جستوجوی هویت و معنای زندگی پیش میرود. کتاب سال صفر بیش از آنکه بر حادثهای خاص متمرکز باشد، بر فضای ذهنی و عاطفی شخصیتها و تأثیر تحولات اجتماعی بر زندگی فردی تأکید دارد.
چرا باید کتاب سال صفر را بخوانیم؟
کتاب سال صفر با نگاهی موشکافانه به زندگی روشنیفکران و طبقه متوسط ایران، تجربههای زیستهی یک نسل را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی روایت میکند. کتاب سال صفر با ترکیب خاطره، داستان و تأملات فلسفی، تصویری از دغدغههای هویتی، روابط انسانی و حسرتهای عمیق ارائه میدهد. خواندن این اثر فرصتی است برای مواجهه با فرازونشیبهای زندگی، تردیدها و امیدهایی که بسیاری از مخاطبان با آنها همذاتپنداری خواهند کرد. روایتهای کتاب، نهتنها بازتابی از یک دورهی تاریخی، بلکه تلاشی برای فهم معنای زیستن و جستوجوی هویت در جهانی متغیر است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب برای علاقهمندان به داستانهای اجتماعی، خاطرهنویسی و روایتهای روشنفکری پیشنهاد میشود. کسانی که دغدغهی هویت، روابط انسانی، تحولات اجتماعی و تجربههای زیستهی نسلهای گذشته را دارند، با کتاب سال صفر ارتباط برقرار خواهند کرد؛ همچنین این اثر برای مخاطبانی که بهدنبال بازتابی از زندگی طبقهی متوسط و روشنفکران ایرانی هستند، قابل توجه است.
بخشی از کتاب سال صفر
«حس میکنم مردهام. دستم را که از لبۀ تخت آویزان است، تکان میدهم. اگر زنده باشم. باید انگشتانم تکان بخورند. نه، نمیشود. پس مردهام. به همین راحتی؟ ولی چرا همه چیز را حس میکنم؟ از کشف این حقیقت که آدم مرده تا وقتی زیر خروارها خاک دفن نشود، قادر است همه چیز را حس کند، لذتی سراسر وجودم را فرا میگیرد. صدای آزاردهندۀ جارویبرقی از هال شنیده میشود. پری، مثل هر روز با جارو زدن شروع کرده. بعد از آن نوبت گردگیری است. آب که جوش بیاید، چای دم میکند و بساط صبحانه را روی میز میچیند. گلدان کوچک بنفشۀ آفریقایی را از پشت پنجره برمیدارد، وسط میز میگذارد و تا من از خواب بیدار شوم، گوشهای مینشیند و گریه میکند. آرام و بیصدا. یکی دو بار اتفاقی دیدهام. به محض این که صدای پایم را بشنود، میدود توی آشپزخانه و مشتی آب به صورتش میزند بعد میرود توی اتاقخواب روبروی آینه مینشیند و بزک مختصری میکند تا سرخی چشمها و تکیدگی چهرهاش را پنهان کند. اغلب شبها، از سر شب آرایش ملیحی میکند، لباس هوسانگیزی میپوشد و دائم از جلویم رد میشود. جوری که توجهم را جلب کند.»
حجم
۶۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۶۹۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
