معرفی کتاب درس های زندگی فروید
کتاب درس های زندگی فروید (Life Lessons from Freud) نوشته برت کار، میکوشد از دل زندگی و نوشتههای زیگموند فروید، درسها برای زیستن بیرون بکشد؛ درسهایی دربارهی موفقیت و شکست، عشق و خیانت، خانواده، راز، شرم، ترس و بسیاری موقعیتهای روزمرهی دیگر. کتاب نشان میدهد چگونه مفاهیمی مثل روانرنجوری، تروما، ناخودآگاه، حس گناه، و سازوکارهای دفاعی در زندگی روزمره حضور دارند و رفتارهایی را شکل میدهند که خود فرد هم از معنایشان خبر ندارد. نشر هنوز این کتاب را از مجموعه مدرسه زندگی و با ترجمه صالح نجفی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درس های زندگی فروید
کتاب درس های زندگی فروید با تمرکز بر زندگی و اندیشهی زیگموند فروید، تصویری چندوجهی از پدر روانکاوی ارائه میدهد؛ تصویری که هم شیفتگی نویسندهی کتاب، برت کار به فروید را نشان میدهد و هم فاصلهگذاری انتقادی او را. این کتاب نه زندگینامهی صرف فروید است و نه مرور خشک نظریههای او؛ بلکه ترکیبی است از روایت زندگی فروید، نقلقولهای مستقیم از نوشتههایش، نمونههای بالینی، خاطرات شخصی نویسنده و پیوند دادن همهی اینها با مسائل امروزی انسانها؛ از رسواییهای جنسی سیاستمداران و بازیگران تا بحرانهای زناشویی، اضطراب موفقیت، و تجربهی تحقیر در کودکی.
کار در بخشهای ابتدایی به زندگی فروید میپردازد و اتفاقات مهمی که تجربه کرده را مرور میکند. پس از آن از این بستر تاریخی عبور میکند و وارد فصلهایی موضوعمحور میشود که هر کدام با یک سؤال یا موقعیت زندگی روزمره گره خوردهاند. نویسنده در هر فصل، ابتدا نمونههایی معاصر و آشنا میآورد؛ مثلاً رسوایی هیو گرانت برای بحث دربارهی ترس از موفقیت، یا ماجرای تیشرتها و دمپاییهای فرویدی در موزهی فروید برای ورود به بحث لغزشهای زبانی. سپس بخشهایی از نوشتههای خود فروید را نقل میکند؛ مثلاً مقالههای کلاسیک او دربارهی خطرهای موفقیت، و لغزشهای زبان یا متن تحلیلیاش دربارهی خاطرهی کودکی گوته. کتاب درس های زندگی فروید میکوشد نشان دهد چگونه ایدههای فروید میتوانند به فهم رفتارهای امروز کمک کنند؛ از ترس ناخودآگاه از شادی و احساس لایق نبودن، تا ریشههای ناپایداری روابط عاشقانه، و خشونتهای پنهان در روابط خواهر و برادرها.
خلاصه کتاب درس های زندگی فروید
هستهی اصلی کتاب درس های زندگی فروید نشان دادن این است که بسیاری از رفتارهای عجیب، خودتخریبگر یا ظاهراً بیمنطق انسانها، ریشه در لایههای ناخودآگاه دارند و اگر با دقت به آنها نگاه شود، حامل معنایی روشناند. در فصل اول، نویسنده از رسواییهای هیو گرانت و الیوت اسپیتزر شروع میکند تا به ایدهی فروید برسد که آدمیان گاهی نه پس از شکست، بلکه درست پس از تحقق یک آرزوی بزرگ دچار فروپاشی میشوند. در فصل بعدی، کتاب به لغزشهای فرویدی میپردازد. فروید نشان میدهد که این فراموشیها و سهوالقلمها اغلب نشانهی دخالت افکاری نیمهسرکوبشدهاند؛ افکاری که نمیخواهند به آگاهی بیایند اما خود را در شکل خطاهای کوچک نشان میدهند. درس بعدی فروید، بر اهمیت رازداری و حریم خصوصی در کار فروید تمرکز دارد؛ از تجربهی او با شارکو و مفهوم اسرار اتاقخواب میگوید، همینطور طراحی اتاق مشاوره با ورودی و خروجی جدا، و شیوهی فروید در نوشتن شرححال بیماران با نامهای مستعار (مثل دُرا) و تغییر جزئیات برای حفظ گمنامی.
در فصل چگونه عاشق میشویمِ کتاب درس های زندگی فروید، برت کار از تجربهی بالینی خود با زوجها استفاده میکند تا ایدههای فروید دربارهی عشق و انتخاب معشوق را توضیح دهد. فروید نشان میدهد چگونه بسیاری از مردان فقط وقتی برانگیخته میشوند که پای شخص سومی آزردهخاطر در میان باشد یا زن متعلق به دیگری باشد، و ریشهی این الگو را در تثبیت اولیهی عشق به مادر و حضور پدر بهعنوان رقیب میبیند. قسمت دیگر کتاب مربوط به تحلیل فروید از خاطرهی کودکی گوته در دیشتونگ اوند وارهایت است؛ جایی که گوتهی خردسال با شوق ظرفهای آشپزخانه را از پنجره بیرون میریزد. فروید این خاطره را خاطرهی حائل میداند که روی تعارضی عمیقتر را میپوشاند: حسادت و پرخاشگری نسبت به خواهر و برادرهای تازهوارد. در مجموع، کتاب نشان میدهد چگونه فروید از جزئیترین رفتارها و خاطرهها، به ساختارهای عمیق روابط خانوادگی، حسادت، خشونت و عشق میرسد و برت کار میکوشد این بینشها را به زبان امروز و در پیوند با مسائل معاصر بازخوانی کند.
چرا باید کتاب درس های زندگی فروید را بخوانیم؟
این کتاب نشان میدهد مفاهیمی مثل ناخودآگاه، تروما، و حس گناه چگونه در رفتارهای روزمره حضور دارند و میتوانند تصمیمها، روابط و مسیر زندگی را شکل دهند، بیآنکه فرد از آنها آگاه باشد. ضمن اینکه تصویری پیچیده از خود فروید هم ارائه میدهد؛ هم بهعنوان پزشک خلاق و سختکوش، و هم انسانی با ضعفها، قساوتها و تناقضها. این اثر برای کسانی که میخواهند بفهمند چرا گاهی درست در اوج موفقیت خود را خراب میکنند، یا چرا خاطرهای کوچک از کودکی همیشه در ذهنشان مانده، میتواند چشماندازی تازه و پرسشبرانگیز فراهم کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن درس های زندگی فروید به کسانی پیشنهاد میشود که به روانشناسی، ریشههای پنهان رفتارها و نقش ناخودآگاه در زندگی روزمره علاقه دارند؛ به دانشجویان و فعالان حوزههای روانشناسی، مشاوره و رواندرمانی؛ و به خوانندگانی که میخواهند با فروید و ایدههایش آشنا شوند.
درباره صالح نجفی
صالح نجفی (متولد ۱۳۵۴)، پژوهشگر، مدرس و مترجم حوزهی فلسفه و هنر، از مترجمهای مهم حوزهی علوم انسانی ایران است که با نگاهی میانرشتهای به پیوند میان سینما و اندیشه پرداخته است. او که فرزند محمدعلی نجفی، کارگردان نامآشنای سینما است، با تألیف مجموعهی تحسینشدهی «فیلم بهمثابهی فلسفه» موفق به دریافت جایزهی بهترین تألیف در هشتمین دورهی کتاب سال سینمای ایران شد. نجفی با برگردان آثار دشوار و کلیدی از متفکرانی چون سورن کیرکگور («مفهوم آیرونی» و «مفهوم اضطراب»)، زیگموند فروید («موسی و یکتاپرستی») و آلن بدیو («تفکر نامتناهی»)، نقشی قابل اعتنا در معرفی نحلههای مدرن فلسفی به مخاطبان فارسیزبان ایفا کرده است. کارنامهی او، شامل ترجمه و ویرایش دهها اثر در حوزههای عدالت، اقتدارگرایی و نقد سینمایی (نظیر گفتوگو با عباس کیارستمی) است.
بخشی از کتاب درس های زندگی فروید
«اجازه دهید مثالی دیگر از لغزشهای فرویدی را درنظر آوریم، اینبار لغزش یک روانپزشک را. چند سال پیش من در یک همایش حرفهای شركت كردم و در آن گرم گفتوگو با دوستی قدیمی شدم كه با اجازه، از او با عنوان دكتر برینكر یاد خواهم كرد. ناگهان دوست سابق برینكر، زن زیبایی كه متخصص رواندرمانی اطفال بود، از كنار ما گذشت، دست در دست مردی خوشبرورو (روانپزشكی برجسته). برای ما دست تكان داد، لبخند زد و بعد در ازدحام جمعیت گم شد. برینكر كه حسرت و افسوس در نگاهش موج میزد، گفت "خبرداری با آن یارو ازدواج کرده؟ اسمش هست سیلورمن. سالها پیش در یک دانشكده، پزشكی میخواندیم. امیدوارم خوشبخت و کامروا باشند". بغض گلویم را گرفت؛ دلم نیامد به او بگویم كه من آن روانپزشک دیگر را آنقدر میشناسم كه بدانم دكتر برینكر مرتكب لغزش زبانی شدیدی شده است، بدون آنكه خودش متوجه باشد. او درواقع نام این مرد جدید را غلط به یاد آورده بود. نام واقعی او اصلاً نه سیلورمن بلكه گلدمن بود. راستش برینكر نام رقیب كامرواترش را با یک لغزش بیسروصدای زبانی گرفته و او را از مرتبۀ «گلد» [طلا] به مرتبۀ «سیلور» [نقره] فرو کشیده بود.۱»
حجم
۱۲۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
حجم
۱۲۵٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
