معرفی و دانلود کتاب بهار لعنتی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بهار لعنتی

کتاب بهار لعنتی

نوع کتاب
۳.۴(از ۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پاتریک مودیانو، نازنین عرب
انتشارات: 
انتشارات پرسه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بهار لعنتی

«بهار لعنتی» نوشته پاتریک مودیانو(-۱۹۴۵)، نویسنده فرانسوی برنده جایزه نوبل ادبیات است. در بخشی از این رمان می‌خوانیم: یک روز صبح زود در کافه‌ای در میدان دانفر روشرو تنها نبودم، دختری هم‌سن‌وسال خودم همراهم بود. ژانسن درست میز روبه‌روی ما نشسته بود و با لبخندی بر لب به ما نگاه می‌کرد. کیف بزرگی به همراه داشت که روی صندلی نمدی کافه، کنار خودش گذاشته بود. از داخل کیفش یک دوربین عکاسی حرفه‌ای بیرون آورد. یک دوربین رولیفلکس آلمانی که آن روزها مخصوص عکاسی حرفه‌ای بود. اصلاً متوجه نشدم که لنز دوربینش را روی ما متمرکز کرده است. حرکاتش بسیار سریع و درعین‌حال با خون‌سردی کامل همراه بود. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که یک دوربین رولیفلکس داشت و به‌غیر‌از این دربارۀ جنس و نوع کاغذی که روی آن‌ها عکس‌ها را چاپ می‌کرد یا روشی که به کار می‌برد تا بازی نور و سایه را به آن زیبایی در عکس‌هایش رقم زند، هیچ نمی‌دانم. به خاطر دارم همان روزی که برای اولین بار ملاقاتش کردم، از او پرسیدم بهترین دوربین عکاسی کدام است؟ شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت که شخصاً دوربین‌های پلاستیکی مشکی‌رنگ را که در اسباب‌بازی‌فروشی‌ها پیدا می‌شود به بقیه ترجیح می‌دهد. او ما را به کافه‌ای دعوت کرد و از ما خواست تا بازهم مدل عکاسی‌هایش شویم، اما این بار در خیابان. سفارشی از مجله‌ای امریکایی داشت در ارتباط با موضوع عکاسی از نسل جوان در شهر پاریس و حالا او ما را انتخاب کرده بود. به گفتۀ خودش این ساده‌ترین و سریع‌ترین راه برای او بود و اضافه کرد حتی اگر عکس‌ها رضایت مجلۀ امریکایی را جلب نکند، برایش کوچک‌ترین اهمیتی ندارد. فقط می‌خواست سفارش را به سرانجام برساند. درحقیقت آن سفارش صرفاً برایش جنبۀ ارتزاق داشت. از کافه که بیرون آمدیم و زیر آفتاب در خیابان قدم زدیم، شنیدم که زیر لب گفت: «بهار لعنتی».

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بهار لعنتی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بهار لعنتی
عنوان انگلیسی:Chien de printemps: roman
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:پاتریک مودیانو
مترجم:نازنین عرب
انتشارات:انتشارات پرسه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۱۱/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۰۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۹۵۵۷۰۷۳
تعداد صفحه‌ها:۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۴۰۰۰ تومان
برچسب:داستان فرانسوی، بهترین‌های ادبیات داستانی، برنده نوبل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Amir_13
۱۳۹۶/۱۰/۰۴

مودیانو در (بهار لعنتی) با قلم سحار خود، زندگی عکاسی را روایت می‌کند که پاریس را در جنبه های روستایی،قدیمی و بکر آن جست و جو میکند. در سایه سار درختان چنار، نهر آب، برج کلیسای سنت ژرمن دو شارون،...بیشتر

۰
کنج کاو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۲

بی نظیر و انزوا طلب اگر رمانی میخواهید که در وصف اندیشه ای که در اتفاقات پیرامون و ساده ای که در کنارتان رخ میدهد باشد این رمان یکی از آن هاست چقدر زیبا بود و چقدر دوست داشتنی کاور...بیشتر

۰
Nima Akrami
۱۳۹۹/۰۱/۱۲

محشر

۰
AS4438
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

متوجه هیچ چیزی ازاین کتاب نشدم بیش ازنصفشو خواندم فقط عکس واسم مناطقی بود که عکس ها گرفته شده بودند، ازپول که بگذریم؛ واقعا" حیف وقت که برای خواندنش باید گذاشت.

۰
کاربر ۴۶۷۲۳۲۴
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۲

به نظرم خیلی بی محتوا بود و جذابیتی هم نداشت به قیمت کتاب کار ندارم مهم نیست قیمت کتاب چقدر باشه وقتی وقتت تلف شده همش منتظر اتفاق جذابی بودم که داستان رو برام جالب کنه ولی اتفاق نیوفتاد

۱
Mohi :)
۱۳۹۸/۰۲/۰۲

دوستان کتاب خوبیع بخونمش؟

۲

بریده‌هایی از کتاب

نیما اکرمی
۴
ابری صورتش را پوشانده بود و من حس می‌کردم که می‌خواهد چیزی را اعتراف کند.
ati
۴
ما انسان‌ها معمولاً بعد از گذشت چندین سال از زندگی‌مان حقیقتی را می‌پذیریم که همیشه آن را حس می‌کردیم، در طول همۀ این سال‌ها، ولی ازروی نگرانی یا بی‌خیالی آن را پنهان می‌کردیم.
m_royaei
۲
او آن‌قدر ساکت است که من فکر می‌کنم کنار مجسمه‌ای نشسته‌ام. به ‌نظر می‌آید آن‌قدر منتظر مانده که خشک شده است.
ati
۱
می‌توان در چشم‌برهم‌زدنی از دنیایی که در آن هرچه می‌بینی، دیگری را نقض می‌کند، دنیایی که پر از قوانین دست‌وپا گیر است، دنیایی که در آن تا آخر دنیا در حالت تعلیق می‌مانیم، به دنیای دیگری برویم.
m_royaei
۱
روزهای دوری از زندگی‌ام را به‌ خاطر می‌آوردم. روزهای دوری که من به‌سختی می‌توانستم به امروز پیوندشان بزنم. از خودم می‌پرسیدم آیا واقعا من بودم؟
m_royaei
۰
یک روز، روزی که قرار است مثل هر روز دیگری باشد، با روزمرگی‌ها و همۀ اتفاقات تکراری‌اش، به‌ ناگاه رنگی دیگر به خود می‌گیرد
m_royaei
۰
صبح که می‌شود سعی می‌کنید خواب شب گذشته را به خاطر آورید، ولی همۀ آنچه به‌ یاد دارید مثل تکه‌پاره‌های لباسی کهنه است. سعی می‌کنید هرآنچه را به ‌یاد می‌آورید، به هم وصل کنید ولی بیشتر از خاطرتان می‌رود.