جملات زیبا از متن کتاب بهار لعنتی | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بهار لعنتی

کتاب بهار لعنتی

۳.۴(از ۸ رأی)
نوع کتاب
publisherانتشارات:
انتشارات پرسه
categoryدسته‌بندی:
رمان،داستان خارجی

قیمت:

۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy
ابری صورتش را پوشانده بود و من حس می‌کردم که می‌خواهد چیزی را اعتراف کند.
نیما اکرمی
۴
ما انسان‌ها معمولاً بعد از گذشت چندین سال از زندگی‌مان حقیقتی را می‌پذیریم که همیشه آن را حس می‌کردیم، در طول همۀ این سال‌ها، ولی ازروی نگرانی یا بی‌خیالی آن را پنهان می‌کردیم.
ati
۴
او آن‌قدر ساکت است که من فکر می‌کنم کنار مجسمه‌ای نشسته‌ام. به ‌نظر می‌آید آن‌قدر منتظر مانده که خشک شده است.
m_royaei
۲
می‌توان در چشم‌برهم‌زدنی از دنیایی که در آن هرچه می‌بینی، دیگری را نقض می‌کند، دنیایی که پر از قوانین دست‌وپا گیر است، دنیایی که در آن تا آخر دنیا در حالت تعلیق می‌مانیم، به دنیای دیگری برویم.
ati
۱
روزهای دوری از زندگی‌ام را به‌ خاطر می‌آوردم. روزهای دوری که من به‌سختی می‌توانستم به امروز پیوندشان بزنم. از خودم می‌پرسیدم آیا واقعا من بودم؟
m_royaei
۱
یک روز، روزی که قرار است مثل هر روز دیگری باشد، با روزمرگی‌ها و همۀ اتفاقات تکراری‌اش، به‌ ناگاه رنگی دیگر به خود می‌گیرد
m_royaei
۰
صبح که می‌شود سعی می‌کنید خواب شب گذشته را به خاطر آورید، ولی همۀ آنچه به‌ یاد دارید مثل تکه‌پاره‌های لباسی کهنه است. سعی می‌کنید هرآنچه را به ‌یاد می‌آورید، به هم وصل کنید ولی بیشتر از خاطرتان می‌رود.
m_royaei
۰