معرفی و دانلود رایگان کتاب آخرین برگ
تصویر جلد کتاب آخرین برگ
off

کتاب آخرین برگ

نوع کتاب
۴.۸(از ۴۷۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
او هنری، زهرا تدین
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب آخرین برگ

«آخرین برگ» داستان کوتاهی از ویلیام سیدنی پورتر معروف به آ هنری(۱۹۱۰-۱۸۶۲)، نویسنده آمریکایی است. زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آخرین برگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آخرین برگ
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:او هنری
مترجم:زهرا تدین
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۹ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۵ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۲۳

برمان پیر هم بالاخره شاهکار خودش رو به بهترین شکل خلق کرد. زیبا بود.

۰
yeganeh
۱۳۹۷/۰۵/۲۶

واقعا هنر بزرگیه که نویسنده یه شاهکارو توی این صفحه های کوتاه جا داده...واقعا جالب و پر معنی بود...از همونایی که دوست داری ساعت ها وقت بزاری و بهش فکر کنی:)

۰
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۹/۲۶

چقدررر لذت بردم روحت شاد برمان

۴
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۵/۱۵

خیلی کوتاه و بسیار تاثیر گذار😍

۰
تازه به دوران رسیده
۱۳۹۷/۰۹/۲۵

گاهی نجات یک زندگی خود می تواند شاهکاری بزرگ باشد. "کسی که نفسی را حیات بخشد، گویی همه بشریت را حیات بخشیده است" سوره مائده آیه ۳۲

۰
_SOMEONE_
۱۳۹۷/۱۰/۱۹

واقعا عالی بود اما آخرش خیلی شکه شدم! اما در کل پیشنهاد میکنم که بخونید و لذت ببرید.

۲
maryam
۱۳۹۷/۰۶/۰۱

خیلی قشنگ بود آدمو به فکر کردن وادار میکنه. و اینکه تو هر شرایطی حتی دم مرگ حتی تو زمان پیری هم امیدوار باشیم . من تو 26 سالگیم خیلی به آیندم نا امیدم اما این داستان خیلی روم تاثیر...بیشتر

۹
AmirHossein[AHS]
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۸

در یک کلمه:معرکه

۰
fateme
۱۳۹۷/۰۵/۲۶

بالاخره چیزی رو که میخواست کشید ! امیدوارم همیشه شاهکارهایی که خلق میشه اینطوری باشه ، پر ازامید، پر از حس بودن و شدن و توانستن . پر از زندگی !

۰
نصیبه
۱۳۹۶/۱۰/۲۲

جزو معدود کتابهای مطالعه در وقت آزاد بود که خوشم اومد. پایان قشنگی داشت.

۰
baran
۱۳۹۶/۱۰/۲۱

وااااقعا محشرو زیبا بود،مفهوم های زیادی داشت،از خودگذشتگی نقاش پیر،قدرت امید ک ادمو سرپا نگه میداره و انسان دوستی دختری ک پرستاری میکرد

۰
zeynab_m91
۱۳۹۷/۰۸/۲۴

فوق العاده داستان تاثیر گذاری بود⚘ و یه غافلگیریِ غیرمنتظره!

۰
🌻حبّه انگور🌻
۱۳۹۷/۰۱/۲۱

احساساتم رو قلقلک داد😭

۰
نوید
۱۳۹۶/۰۸/۱۳

من آخرین باری که چیزی از «او هنری» خونده بودم، همون داستان معروف «هدیه سال نو» بود که تو کتاب‌های دبیرستان خونده بودیم. با خوندن این داستان همون حس زیبایی که وقتی اولین بار هدیه سال نو رو خوندم برام...بیشتر

۲
شبنم
۱۳۹۶/۰۴/۰۹

پیرمرد برای امید در جانسی درخت و تنها برگی که با افتادنش جانسی هم میمرد رو نقاشی کرد و جلوی پنجره گذاشت تا جانسی افتادن برگ رو نبینه و امیدش از دست نره و به زندگی برگرده اما ....پیرمرد خودش...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

_SOMEONE_
۳۲
از فکر کردن و انتظار کشیدن دیگر خسته شده‌ام. می‌خواهم خود را رها کنم و مانند آن برگ‌های خسته و تنها خودم را به دست باد بسپارم.
ــسیّدحجّتـــ
۱۷
تنهاترین چیز در دنیا روحی است که خود را برای سفر طولانی و اسرارآمیزش آماده می‌کند.
H
۱۱
آخرین برگ در بخش غربی میدان واشنگتن و در ناحیه‌ای کوچک، خیابان‌ها شکلی نامنظم و گیج‌کننده دارند. این خیابان‌ها چندین بار همدیگر را قطع کرده‌اند و به همین خاطر باریکه‌هایی بینشان ایجاد شده که به آن‌ها می‌گویند «محله». این محله‌ها پیچ و خم‌های عجیب و غریبی دارند و هر خیابان یک یا دو بار خودش را قطع می‌کند. یک بار هنرمندی امکان و موقعیت ارزشمندی را در این خیابان پیدا کرد.
maryam
۱۰
عزیزم آن شاهکار برمان است. برمان آن را شبی که آخرین برگ افتاد نقاشی کرد.»
بلاتریکس لسترنج
۱۰
«نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟» سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟! نه دکتر چنین چیزی نیست.»
fmf
۱۰
تنهاترین چیز در دنیا روحی است که خود را برای سفر طولانی و اسرارآمیزش آماده می‌کند.
سین.ز
۹
«شانس زنده ماندش...آه...بگذارید ببینم... یک به ده است. آن هم درصورتی که خودش برای زنده ماندن بجنگد. ظاهراً خانم جوان خودش نمی‌خواهد و تصمیم ندارد خوب شود. ببینم به چیز خاصی فکر می‌کند؟» سو پاسخ داد: «او...او تصمیم داشت روزی خلیج ناپل را نقاشی کند.» «نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟» سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟! نه دکتر چنین چیزی نیست.»
𝑴𝒂𝒔𝒖𝒎𝒆
۸
سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟!
بلاتریکس لسترنج
۸
آن‌ها در رستورانی در خیابان هشتم همدیگر را دیده بودند و علاقه مشترکشان به هنر و سالاد سبب شد آن‌ها به هم بیشتر نزدیک شوند و با هم یک کارگاه هنری کوچک تشکیل دهند.
_SOMEONE_
۸
ببینم به چیز خاصی فکر می‌کند؟» سو پاسخ داد: «او...او تصمیم داشت روزی خلیج ناپل را نقاشی کند.» «نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟» سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟!