برمان پیر هم بالاخره شاهکار خودش رو به بهترین شکل خلق کرد.
زیبا بود.
yeganeh
۱۳۹۷/۰۵/۲۶
واقعا هنر بزرگیه که نویسنده یه شاهکارو توی این صفحه های کوتاه جا داده...واقعا جالب و پر معنی بود...از همونایی که دوست داری ساعت ها وقت بزاری و بهش فکر کنی:)
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۹/۲۶
چقدررر لذت بردم
روحت شاد برمان
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۵/۱۵
خیلی کوتاه و بسیار تاثیر گذار😍
تازه به دوران رسیده
۱۳۹۷/۰۹/۲۵
گاهی نجات یک زندگی خود می تواند شاهکاری بزرگ باشد.
"کسی که نفسی را حیات بخشد، گویی همه بشریت را حیات بخشیده است"
سوره مائده آیه ۳۲
_SOMEONE_
۱۳۹۷/۱۰/۱۹
واقعا عالی بود اما آخرش خیلی شکه شدم!
اما در کل پیشنهاد میکنم که بخونید و لذت ببرید.
maryam
۱۳۹۷/۰۶/۰۱
خیلی قشنگ بود آدمو به فکر کردن وادار میکنه. و اینکه تو هر شرایطی حتی دم مرگ حتی تو زمان پیری هم امیدوار باشیم . من تو 26 سالگیم خیلی به آیندم نا امیدم اما این داستان خیلی روم تاثیر
- بیشتر
AmirHossein[AHS]
۱۳۹۹/۰۳/۰۸
در یک کلمه:معرکه
fateme
۱۳۹۷/۰۵/۲۶
بالاخره چیزی رو که میخواست کشید !
امیدوارم همیشه شاهکارهایی که خلق میشه اینطوری باشه ، پر ازامید، پر از حس بودن و شدن و توانستن . پر از زندگی !
نصیبه
۱۳۹۶/۱۰/۲۲
جزو معدود کتابهای مطالعه در وقت آزاد بود که خوشم اومد. پایان قشنگی داشت.
از فکر کردن و انتظار کشیدن دیگر خسته شدهام. میخواهم خود را رها کنم و مانند آن برگهای خسته و تنها خودم را به دست باد بسپارم.
_SOMEONE_
تنهاترین چیز در دنیا روحی است که خود را برای سفر طولانی و اسرارآمیزش آماده میکند.
ــسیّدحجّتـــ
آخرین برگ
در بخش غربی میدان واشنگتن و در ناحیهای کوچک، خیابانها شکلی نامنظم و گیجکننده دارند. این خیابانها چندین بار همدیگر را قطع کردهاند و به همین خاطر باریکههایی بینشان ایجاد شده که به آنها میگویند «محله».
این محلهها پیچ و خمهای عجیب و غریبی دارند و هر خیابان یک یا دو بار خودش را قطع میکند. یک بار هنرمندی امکان و موقعیت ارزشمندی را در این خیابان پیدا کرد.
H
عزیزم آن شاهکار برمان است. برمان آن را شبی که آخرین برگ افتاد نقاشی کرد.»
maryam
«نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟»
سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟! نه دکتر چنین چیزی نیست.»
بلاتریکس لسترنج
تنهاترین چیز در دنیا روحی است که خود را برای سفر طولانی و اسرارآمیزش آماده میکند.
fmf
«شانس زنده ماندش...آه...بگذارید ببینم... یک به ده است. آن هم درصورتی که خودش برای زنده ماندن بجنگد. ظاهراً خانم جوان خودش نمیخواهد و تصمیم ندارد خوب شود. ببینم به چیز خاصی فکر میکند؟»
سو پاسخ داد: «او...او تصمیم داشت روزی خلیج ناپل را نقاشی کند.»
«نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟»
سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟! نه دکتر چنین چیزی نیست.»
سین.ز
سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟!
𝑴𝒂𝒔𝒖𝒎𝒆
ببینم به چیز خاصی فکر میکند؟»
سو پاسخ داد: «او...او تصمیم داشت روزی خلیج ناپل را نقاشی کند.»
«نقاشی؟ اوه نه! منظورم چیزی است که ارزش فکر کردن را داشته باشه. مثلاً...شاید یک مرد؟»
سو با ریشخند گفت: «یک مرد؟ مگر یک مرد ارزش فکر کردن را دارد؟!
_SOMEONE_
آنها در رستورانی در خیابان هشتم همدیگر را دیده بودند و علاقه مشترکشان به هنر و سالاد سبب شد آنها به هم بیشتر نزدیک شوند و با هم یک کارگاه هنری کوچک تشکیل دهند.
نظرات کاربران
برمان پیر هم بالاخره شاهکار خودش رو به بهترین شکل خلق کرد. زیبا بود.
واقعا هنر بزرگیه که نویسنده یه شاهکارو توی این صفحه های کوتاه جا داده...واقعا جالب و پر معنی بود...از همونایی که دوست داری ساعت ها وقت بزاری و بهش فکر کنی:)
چقدررر لذت بردم روحت شاد برمان
خیلی کوتاه و بسیار تاثیر گذار😍
گاهی نجات یک زندگی خود می تواند شاهکاری بزرگ باشد. "کسی که نفسی را حیات بخشد، گویی همه بشریت را حیات بخشیده است" سوره مائده آیه ۳۲
واقعا عالی بود اما آخرش خیلی شکه شدم! اما در کل پیشنهاد میکنم که بخونید و لذت ببرید.
خیلی قشنگ بود آدمو به فکر کردن وادار میکنه. و اینکه تو هر شرایطی حتی دم مرگ حتی تو زمان پیری هم امیدوار باشیم . من تو 26 سالگیم خیلی به آیندم نا امیدم اما این داستان خیلی روم تاثیر
در یک کلمه:معرکه
بالاخره چیزی رو که میخواست کشید ! امیدوارم همیشه شاهکارهایی که خلق میشه اینطوری باشه ، پر ازامید، پر از حس بودن و شدن و توانستن . پر از زندگی !
جزو معدود کتابهای مطالعه در وقت آزاد بود که خوشم اومد. پایان قشنگی داشت.