
کتاب فرزندم چه کاره شود؟
معرفی کتاب فرزندم چه کاره شود؟
کتاب فرزندم چه کاره شود؟ نوشتهٔ حمیدرضا رضوانی اول است. نشر ارسس این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر، والدین را برای هدایت تحصیلی و شغلی فرزندشان راهنمایی میکند.
درباره کتاب فرزندم چه کاره شود؟
کتاب فرزندم چه کاره شود؟ پیش از این و در سال ۱۴۰۰ با عنوان «استعدادیابی کودکان در خانه» به چاپ رسید؛ سپس بنا بر نظر خوانندگان، مقداری از صفحات اضافی کتاب حذف و در چاپ دیگری با عنوان «فرزندم چهکاره شود؟» دوباره به چاپ رسید. در این کتاب میتوانید افزون بر آشناشدن با مسائل ساده و قابلفهم روانشناسی، راهکارهای خوب و سادهای برای راهنمایی و هدایت شغلی و تحصیلی فرزندانتان یاد بگیرید.
خواندن کتاب فرزندم چه کاره شود؟ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به پدرها و مادرها پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب فرزندم چه کاره شود؟
«آیا شما داستان فیلم روغن لورنزو را میدانید؟
این داستان واقعی در جزیرهی کوموروس در شرق آفریقا اتفاق میافتد. جایی که لورنزو به همراه پدر و مادرش تا پنج سالگی زندگی شادی دارد و به سه زبان زندهی دنیا صحبت میکند و هوش سرشار او همه را شگفت زده کرده. اما به مرور علائمی در او پدیدار میشود که پزشکان را به این نتیجه میرساند که به بیماری نادر مبتلا شده و به احتمال زیاد دو سال بعد میمیرد و هیچ دارویی برای این بیماری وجود ندارد!
پدر و مادر لورنزو با تمام پزشکان و بیمارستانهای معروف جهان مشورت میکنند اما نتیجهای نمیگیرند. سرانجام پزشکی چیره دست را میابند که به آنها میگوید باید رژیم غذایی بدون اسیدهای چرب را برای لورنزو در نظر بگیرند تا روند بیماری کند شود اما راه حلی برای آن وجود ندارد. حال لورنزو روز به روز رو به وخامت میگذارد و تمام بدنش در حال فلج شدن است تا اینکه راه گلویش نیز بسته میشود و توان بلعیدن غذا را ندارد و مجبورند با لوله او را تغذیه کنند.
لورنزو کوچولو در حال از دست رفتن است و هیچ راه حلی در جهان وجود ندارد. نه مسئولی، نه پزشکی، نه معلمی، نه دولتی، نه دوست و همسایه و آشنایی! هیچ کس در جهان نیست که به داد لورنزو برسد...
اما چرا! دو نفر هستند، پدر و مادرش. آنها شروع به مطالعه میکنند. تمام کتابهای پزشکی و علمی که تا آن زمان نگاشته شده بوده را میخوانند و هر روز با افراد مختلف ارتباط میگیرند و در خانهشان شروع به آزمون و خطا روی غذاهای مختلف میکنند. شب با فکر بیماری فرزندشان به خواب میروند و روزها دیوانه وار تلاش میکنند.
آنها غر نمیزنند، به زمین و زمان بد و بیراه نمیگویند، افسرده نمیشوند، تقصیر را گردن همدیگر نمیاندازند، بلکه...
سرانجام در زمانی که دیگر زمان خداحافظی با لورنزو است روغنی را کشف میکنند که به طرز شگفت انگیزی سطح اسیدهای چرب با زنجیره بلند را در خون فرزندشان به سطح طبیعی میرساند. پس از مدتی استفاده از روغن تازه کشف شده لورنزو توانست غذا بخورد و چشمهایش که نابینا شده بود دوباره سو پیدا کرد و دست و پاهایش را تکان داد و به زندگی بازگشت.»
حجم
۳۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
حجم
۳۶۵٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
نظرات کاربران
از این مطلب که دست نویسندهاش درد نکنه آموختم که والدین نباید برای فرزندان خود تعیین و تکلیف اجباری بکنند ولی جهت کار بهتر بدست آوردن اول از هر جهت امتحانش کنند و توضیح دهند که این کار و یا
یک کتاب مختصر و مفید و کاربردی دیگر از آقای رضوانی اول.