با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زنده بگور

دانلود و خرید کتاب زنده بگور

۴٫۳ از ۱۹۲ نظر
۴٫۳ از ۱۹۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زنده بگور  نوشته  صادق هدایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب زنده بگور

«زنده بگور» نوشته صادق هدایت(۱۳۳۰-۱۲۸۱)، نویسنده معاصر ایرانی است و ۹ داستان کوتاه از وی را در خود دارد. در بریده‌ای از داستان «مادلن» می‌خوانیم: پریشب آنجا بودم، در آن اطاق پذیرائی کوچک. مادر و خواهرش هم بودند، مادرش لباس خاکستری و دخترانش لباس سرخ پوشیده بودند، نیمکت‌های آنجا هم از مخمل سرخ بود، من آرنج را روی پیانو گذاشته به آنها نگاه می‌کردم. همه خاموش بودند مگر سوزن گرامافون که آواز شور انگیز و اندوهگین «کشتیبان ولگا» را از روی صفحه سیاه درمی‌آورد. صدای غرش باد می‌آمد، چکه‌های باران به پشت شیشه پنجره می‌خورد، کش می‌آمد، و با صدای یکنواختی با آهنگ ساز می‌آمیخت. مادلن جلو من نشسته با حالت اندیشناک و پکر سر را بدست تکیه داده بود و گوش می‌کرد. من دزدکی به موهای تابدار خرمائی، بازوهای لخت، گردن و نیم رخ بچگانه و سر زنده او نگاه می‌کردم. این حالتی که او بخودش گرفته بود بنظرم ساختگی می‌آمد، فکر می‌کردم که او همیشه باید بدود، بازی و شوخی بکند، نمی‌توانستم تصور بکنم که در مغز او هم فکر می‌آید، نمی‌توانستم باور بکنم که ممکن است او هم غمناک بشود، من هم از حالت بچگانه و لاابالی او خوشم می‌آمد. این سومین بار بود که از او ملاقات کرده بودم. اولین بار کنار دریا به آنها معرفی شدم ولی با آن روز خیلی فرق کرده. او و خواهرش لباس شنا پوشیده بودند، یک حالت آزاد و چهره‌های گشاده داشتند. او حالت بچگانه، شیطان و چشمهای درخشان داشت. نزدیک غروب بود موج دریا، ساز، کازینو همه بیادم می‌آید. حالا صورت آنها پژمرده، اندیشناک و سر بگریبان زندگی می‌نماید با لباسهای سرخ و ارغوانی مد امسال که دامن بلند دارد و تا مچ پای آنها را پوشانیده! صفحه با آواز دور و خفه که بی‌شباهت صدای موج دریا نبود ایستاد.
سعید جان
۱۳۹۶/۰۱/۲۳

پوچ گرایی جیه بابا! به نظر من خیلی جیزا آدم میتونه ازش یاد بگیره. همین ک دست آدمای ریاکار رو رو میکنه خیلی ارزش داره. کلی آدم ریاکار و ظاهر ساز و نیرنگ باز توی این دنیا وجود داره ک با ظاهر سازی

- بیشتر
عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۴/۱۹

کتابهای زیادی از صادق هدایت خوانده ام. با تمام احترامی که برای او ،آثارش و طرفدارانش قائلم، از نظر من آثار هدایت نشان دهنده ناامیدی، یاس فلسفی ، بدبینی ، گریز از خدا، سیر و سلوک غرب‌زده و سطحی، بی‌هویتی و

- بیشتر
نه شرقی، نه غربی، انسانی
۱۳۹۶/۰۲/۰۴

صادق هدایت چه در زندگی و چه در آثاری که نوشت همان گونه بود که بود. بی ادعا و بی پیرایه. چون سایه در میان ما زیست و ناگهان چون سایه ناپدید شد.. اما سایه ای که گستردگی آن هرگز از یادمان نخواهد

- بیشتر
امیرعلے
۱۳۹۷/۱۰/۱۱

کتاب های صادق هدایت همشون عالین. صادق هدایت از یک بُعد دیگه ای به این دنیا پا گذاشت و هرچه بیشتر با حقایق تلخ و پنهان زندگی روبرو شد بیشتر منزوی شد. من خودم قبل از اینکه با صادق هدایت و

- بیشتر
AmirHossein[AHS]
۱۳۹۹/۰۳/۲۹

از نظر داستان پردازی و متن روان وهمچنین ادبی انصافا صادق هدایت عالیه. ولی اصلا درک نمی کنم چرا انقدر به فکر مرگ و بدبختی بوده. یعنی هروقت اسم ایشون میاد یاد جمله (زندگی کردن چه بسا از مردن سختر

- بیشتر
آناهیتا
۱۳۹۷/۰۱/۱۸

یک جهان پر از رمز و راز با زیبایی های خاص ..عالی بود عالی

🍃بانو🌼
۱۳۹۸/۰۱/۱۷

داستان ها اکثرا جالب و جذاب آفرین بر قلمشون، لذت بردیم دریک کلام عالی بود

کاربر ۲۱۶۹۶۲۵نازنین
۱۳۹۹/۰۵/۲۹

منکه دوسش داشتم نوشته های صادق هدایت خیلی فرق داره بابقیه نویسنده ها.از دوخط اول کتاب متوجه میشی نویسندش کیه

M.l
۱۳۹۸/۰۶/۱۸

چرا چرا انقــــــــــــدر عالی؟!.......

عباس علی یراگدیاد
۱۳۹۷/۱۱/۲۹

صادق هدایت روحت شاد

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۶۲)
همه از مرگ می‌ترسند، من از زندگی سمج خودم.
مستورع
نه یک احساساتی هست، یک چیزهائی هست که نمی‌شود بدیگری فهماند، نمی‌شود گفت، آدم را مسخره می‌کنند،
نسی
هیچکس نمی‌تواند پی ببرد. هیچکس باور نخواهد کرد، به کسیکه دستش از همه جا کوتاه بشود می‌گویند: برو سرت را بگذار بمیر. اما وقتیکه مرگ هم آدم را نمی‌خواهد، وقتیکه مرگ هم پشتش را به آدم می‌کند، مرگی که نمی‌آید و نمی‌خواهد بیاید...! همه از مرگ می‌ترسند، من از زندگی سمج خودم.
mazdakiii
چه خوب بود اگر همه چیز را می‌شد نوشت. اگر می‌توانستم افکار خودم را بدیگری بفهمانم، می‌توانستم بگویم. نه یک احساساتی هست، یک چیزهائی هست که نمی‌شود بدیگری فهماند، نمی‌شود گفت، آدم را مسخره می‌کنند، هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت می‌کند. زبان آدمیزاد مثل خود او ناقص و ناتوان است.
حمید
چه خوب بود اگر همه چیز را می‌شد نوشت
•🐉CRZ🐉•
همه از مرگ می‌ترسند، من از زندگی سمج خودم.
•🐉CRZ🐉•
چه می‌شود کرد؟ سرنوشت پر زورتر از من است.
Rezi#
الان نه از زندگی خوشم می‌آید و نه بدم می‌آید، زنده‌ام بدون اراده، بدون میل، یک نیروی فوق العاده‌ای مرا نگهداشته.
مستورع
بنظرم می‌آمد که او هرگز نباید بمیرد، نمی‌توانستم باور بکنم که این صدا ممکن است یکروزی خاموش بشود.
Aminokey
اگر بخت ما بخت بود دست خر برای خودش درخت بود
ali karegaran

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۵ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۴۲/۰۹/۰۱
تعداد صفحات۱۲۵صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۴۲/۰۹/۰۱