معرفی، دانلود و خرید کتاب رمان دختری که به اعماق دریا افتاد (با تخفیف)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد اثر اکسی اوه

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد

نویسنده:اکسی اوه
دسته‌بندی:
امتیاز:
۴.۲از ۲۸۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد از اکسی اوه یک رمان تخیلی مناسب نوجوانان و جوانان است که برای اولین بار در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. اکسی اوه در این کتاب با الهام گرفتن از افسانه‌ای کره‌ای داستان زندگی دختری به نام مینا را روایت می‌کند که سرزمین مادری‌اش دچار نفرین خدای دریا شده است. این رمان تا به امروز با استقبال زیادی روبه‌رو بوده و به زبان‌‌های مختلفی از جمله روسی، عربی، پرتغالی و فارسی ترجمه شده است.

انتشارات میلکان این اثر را با ترجمه کیمیا فضایی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این کتاب را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید. برای آشنایی با شیوه‌ی خرید کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد می‌توانید راهنمای خرید و پرداخت آنلاین در بخش سوالات متداول را مطالعه کنید.

درباره کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد اثر اکسی اوه

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد نوشته‌ی اکسی اوه رمانی تخیلی درباره‌ی دختری به نام مینا و ماجراجویی او برای نجات جان برادرش است. داستان از این قرار است که طوفان‌های مرگبار سال‌هاست که سرزمین مادری مینا قهرمان داستان را ویران کرده است. سیل تمام روستاها را با خود می‌برد و جنگ‌های خونین بر سر منابع معدود باقی‌مانده به راه افتاده است. مردم سرزمین معتقدند که خدای دریا که زمانی محافظ آن‌ها بوده است، اکنون آن‌ها را با مرگ و ناامیدی نفرین می‌کند. به همین خاطر و در تلاش برای دلجویی از خدای دریا، هر سال یک دوشیزه زیبا به دریا می‌اندازند تا به‌عنوان عروس خدای دریا خدمت کند، به این امید که روزی «عروس واقعی» انتخاب شود و به این رنج پایان دهد.

بسیاری بر این باورند که شیم چئونگ، زیباترین دختر دهکده -و معشوق جون برادر بزرگتر مینا- ممکن است عروس واقعی افسانه‌ای باشد. اما در شبی که قرار است چئونگ قربانی شود، جون با اینکه می‌داند که دخالت کردن در این امر حکم اعدام دارد، به دنبال چئونگ به دریا می‌رود و مینا برای نجات برادرش، به جای چئونگ خود را به آب می‌اندازد. مینا که به سرزمین اشباح -شهری جادویی از خدایان کوچک‌تر و موجودات افسانه‌ای- رفته به دنبال خدای دریا می‌گردد، اما او را در خوابی سحرآمیز می‌یابد. مینا با کمک یک مرد جوان مرموز به نام شین -و همچنین گروهی متشکل از شیاطین، خدایان و ارواح- تصمیم می‌گیرد تا خدای دریا را بیدار کند و یک بار برای همیشه به طوفان‌های مرگبار سرزمینش پایان دهد. اما او زمان زیادی ندارد: یک انسان نمی‌تواند مدت زیادی در سرزمین اشباح زندگی کند. در این بین کسانی هستند که هر کاری می‌کنند تا جلوی مینا را بگیرند تا خدای دریا را از خواب بیدار نکند. این تضاد منافع برای مینا ماجراهایی به وجود می‌آورد.

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد بارها با فیلم Spirited Away به علت هم‌پوشانی بسیاری از مضامین مشترک و دنیای مشابه پر از جنگ قدرت و شخصیت‌هایی که آن‌طور که به نظر می‌رسند نیستند مقایسه شده است. شخصیت‌های داستان بسیار عالی پرداخته شده‌اند. این کتاب همچنین دارای هزاران نکته‌ی منحصربه‌فرد ساده است که جذابیت زیادی به کتاب می‌دهد. در حالی که داستان کتاب بسیار طرح‌محور است، در طی داستان با رگباری از پیچیدگی‌ها و چرخش‌هایی که شما را درگیر می‌کند روبه‌رو می‌شوید.

خرید و دانلود کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن رمان دختری که به اعماق دریا افتاد از اکسی اوه را به تمامی خوانندگانی که به خواندن کتاب‌های تخیلی علاقه دارند و یا مایلند تا داستانی ماجراجویانه و با پیچیدگی‌های فراوان بخوانند توصیه می‌کنیم. علاوه بر این، این کتاب برای افرادی که به خواندن افسانه‌های آسیای شرقی مشتاق هستند نیز مورد توجه خواهد بود.

چرا باید این کتاب با ترجمه کیمیا فضایی را بخوانیم؟

داستان کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد آمیزه‌ای از تخیل و افسانه‌های اساطیری کره است که با نگاهی فمنیستی ماجراجویی مینا را روایت می‌کند. در دنیای امروزه که برای دست‌یابی به برابری و دوری از تبعیض‌های جنسیتی تلاش می‌کنیم، خواندن کتابی که با نگاهی نو به افسانه‌های باستانی بنگرد و آن را بدون هرگونه تعصبی بیان کند برای هر خواننده‌ای جذاب خواهد بود.

درباره اکسی اوه

اکسی اوه نویسنده‌ی کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد نویسنده‌ی نسل اول آمریکایی-کره‌ای است که در شهر نیویورک متولد و در نیوجرسی ایلات متحده‌ی آمریکا بزرگ شده است. اکسی اوه تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته‌ی تاریخ کره و نویسندگی خلاق در مقطع کارشناسی در دانشگاه سن دیگو کالیفرنیا آغاز کرد و پس از دریافت مدرک کارشناسی خود، مدرک MFA در نویسندگی برای جوانان از دانشگاه لزلی را نیز دریافت کرد.

این نویسنده به گفته‌ی خود به شنیدن موسیقی کی‌پاپ، دیدن انیمه، خرید لوازم‌التحریر و نوشیدن چای-شیر علاقه‌مند است و در حال حاضر با سگ‌هایش لیلا و تورو در شهر لاس وگاس در ایالت نوادا زندگی می‌کند و در زمینه‌ی نویسندگی کتاب برای نوجوانان و جوانان فعالیت دارد. اکسی اوه علاوه‌بر کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد آثار دیگری همچون مجموعه‌ی «شورشی سئول»، «عشق» و «قلب سرکش» نیز در کارنامه‌ی خود دارد. پنجمین و ششمین رمان‌های او با نام‌های «هر چه زودتر» و «جهان شناور» به ترتیب در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ منتشر خواهند شد.

داستان دختری که به اعماق دریا افتاد بر اساس کدام افسانه نوشته شده است؟

داستان کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد اثر اکسی اوه از افسانه کره‌ای «شیم چئونگ» الهام گرفته شده است. این کتاب بازگویی فمینیستی داستان عامیانه «شیم چئونگ» است. در افسانه‌ی «شیم چئونگ» دختری وظیفه‌شناس خود را فدای خدای دریا می‌کند تا به پدر نابینای خود کمک کند تا بینایی‌اش را دوباره به دست آورد، اما برای ازخودگذشتگی‌اش پاداش دریافت می‌کند و به خشکی باز می‌گردد. در این افسانه امپراتور با آگاهی از داستان زندگی شیم چئونگ با او ازدواج می‌کند. وقتی شیم چئونگ و پدرش دوباره به هم می‌رسند، پدر چشمانش را باز می‌کند و با مسرت درمی‌یابد که می‌تواند دوباره ببیند. این افسانه در مورد قدرت عشق و فداکاری است.

این رمان مناسب کدام رده سنی است؟

مخاطب اصلی کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد خوانندگان جوان و نوجوان هستند و پیچیدگی‌های فراوان داستان و سبک نگارش کتاب، آن را برای خوانندگان ۱۳سال به بالا مناسب می‌کند، اما تمام خوانندگانی که به فانتزی و اسطوره‌شناسی علاقه دارند، می‌توانند از خواندن آن لذت ببرند.

سبک و ژانر داستان

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد یک رمان تخیلی-اسطوره‌ای برای جوانان و نوجوانان است. اکسی اوه در این رمان عناصر اساطیر کره‌ای، عاشقانه و ماجراجویی را ترکیب کرده است تا با نگاهی فمنیستی داستانی منحصربه‌فرد ایجاد کند.

جایزه‌ها و افتخارات کتاب و نویسنده

این رمان پس از انتشار در فهرست کتاب‌های پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفت. علاوه‌بر این کتاب، اثر دیگر اکسی اوه، مجموعه‌ی «شورشی سئول»، نیز در این فهرست قرار گرفته است. دختری که به اعماق دریا افتاد نامزد نهایی جایزه لوکوس برای بهترین رمان بزرگسالان جوان در سال ۲۰۲۲ بوده است. این کتاب همچنین نامزد جایزه انتخاب Goodreads برای بخش کتاب‌های تخیلی و علمی تخیلی بزرگسالان جوان (۲۰۲۲) بوده است. علاوه بر این مجموعه «شورشی سئول» فینالیست جایزه آندره نورتون ۲۰۱۸ برای بهترین کتاب علمی تخیلی یا فانتزی بزرگسالان جوان بود. همچنین این کتاب یکی از منتخبان انجمن صنفی کتابخانه‌های جوان نیز بوده است.

نظرات افراد و مجله‌های مشهور درباره دختری که به اعماق دریا افتاد

این اثر نقدهای مثبت بسیاری از سوی نشریات مختلف و افراد سرشناس دنیای ادبی دریافت کرده است. نشریه نقد کتاب نیویورک تایمز این رمان را بسیار گیرا خواند و و از «نثر غنایی» و «شخصیت‌های پرخروش»‌ آن ستایش کرد. نشریه‌ی منتشر هفتگی این کتاب را یک فانتزی غنی با فضاسازی راضی‌کننده و هسته‌ی عاطفی قوی توصیف کرد. مجله‌ی کتابخانه مدرسه کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد را کتابی خواند که هر فردی باید آن را بخواند و «شخصیت‌های زن مستقل و قوی» آن را تحسین کرد.

معرفی ترجمه‌های فارسی کتاب

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد نوشته‌ی اکسی اوه تا به امروز توسط مترجمین متعددی با نام‌های مختلف به فارسی برگردان شده است. از جمله این افراد می‌توان به نیلوفر احمدپور، زهره شیشه‌چی،‌ کیمیا فضایی، شیما کرمی و الهام صیفی‌کار، مریم رفیعی و ملیکا بیگی اشاره کرد. این اثر برای اولین بار در سال ۱۴۰۱ توسط مریم رفیعی و با نام «دختری که به اعماق دریا افتاد» به فارسی ترجمه و توسط انتشارات کتاب مجازی منتشر شد. این کتاب با نام‌های «دختری که به زیر دریا افتاد» و «دختری که به اعماق دریا سقوط کرد» نیز ترجمه و منتشر شده است.

بخشی از متن کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد

«با فرورفتنم در آب، ناگهان غرش امواج قطع می‌شود و همه‌جا را سکوت فرامی‌گیرد. بالای سر و اطرافم، بدن دراز و مارپیچ اژدها می‌چرخد و گرداب چرخان بزرگی ایجاد می‌کند.

با همدیگر به دل دریا می‌زنیم.

عجیب است؛ ولی هیچ نیازی به نفس‌کشیدن نیست. سقوطم به‌نوعی... بی‌سروصدا است؛ آرامش‌بخش است. حتماً کار اژدها است. دارد از جادویش استفاده می‌کند تا غرق نشوم.

بغض گلویم را می‌گیرد؛ و قلبم با آسودگی خاطر می‌تپد... همهٔ عروس‌های قبل از من زنده ماندند.

آن‌قدر در دل تاریکی پایین و پایین‌تر می‌رویم، که دریای بالای سرم آسمان می‌شود و ما... من و اژدها... مانند دو شهاب‌سنگ می‌شویم.

اژدها چرخان جلوتر می‌آید و، از لای حلقه‌پیچ‌های به‌هم‌فشرده‌اش، چشمی نیمه‌بسته می‌بینم که اندکی باز شده تا حوضچهٔ درخشان نیمه‌شب را آشکار کند. زمان کند می‌شود. دنیا می‌ایستد. دستانم را دراز می‌کنم. قطرات ریز خون از زخم بازم بیرون می‌آیند و مانند گوهر در امتداد فاصلهٔ بین ما راه را نشان می‌دهند.

اژدها پلک می‌زند، یک بار. شکافی زیر پایم باز می‌شود.

به تاریکی درون آن می‌افتم.

***

مادربزرگم اغلب برایم داستان‌هایی دربارهٔ سرزمین اشباح تعریف می‌کرد؛ دربارهٔ دنیایی بین آسمان و زمین و پر از انواع موجودات خارق‌العاده... خدایان و اشباح و موجودات افسانه‌ای. مادربزرگم می‌گفت از مادربزرگ خودش این داستان‌ها را شنیده. هرچه باشد؛ همهٔ قصه‌گوها مادربزرگ نیستند، ولی همهٔ مادربزرگ‌ها قصه‌گو هستند.

من و مادربزرگم هرکدام یک طرف زیرانداز خیزران تاشده را می‌گرفتیم و بلند می‌کردیم و از مسیر کوتاه لای شالیزارها تا ساحل پیاده‌روی می‌کردیم. بعد زیرانداز را روی شن‌ها پهن می‌کردیم و دست‌به‌دست کنار هم می‌نشستیم و انگشتان پایمان را در آب خنک می‌گذاشتیم.

منظرهٔ دریا در صبح زود را خوب یادم است. خورشید از پشت افق سرک می‌کشید و مسیری طلایی را در آب روشن می‌کرد. هوای نمکی دریا را همچون بوسه‌های شور روی صورتمان حس می‌کردیم. خودم را به مادربزرگ نزدیک‌تر می‌کردم و از گرمای همیشگی‌اش لذت می‌بردم.

همیشه اول با قصه شروع می‌کرد، قصه‌هایی با آغاز و پایان؛ اما وقتی هاله‌های نارنجی و ارغوانی اول صبح جایش را به آبی روشن بعدازظهر می‌داد، با صدایی آهنگین همچون ملودی شروع می‌کرد از این شاخه به آن شاخه پریدن.

«سرزمین اشباح جایی پهناور و جادوییه؛ اما شهر خدای دریا از همهٔ جاهای دیدنیش شگفت‌انگیزتره. بعضی‌ها می‌گن خدای دریا مرد خیلی مسنیه. بعضی‌ها می‌گن تو بهار جوونیه، بلند عین درخت با ریشی به سیاهی زغال. و بعضی‌ها هم باور دارن خودش هم ممکنه اژدهایی باشه که از باد و آب درست شده. اما هر شکلی که خدای دریا به خودش بگیره، خدایان و اشباح باز هم از اون اطاعت می‌کنن. چون اون خدای خداهاس و حاکم همه‌شونه.»

تمام عمرم، احاطه‌شده با خدایان زندگی کرده‌ام. هزاران خدا وجود دارد... خدای چاه وسط روستایمان که از طریق قورقور قورباغه‌ها آواز می‌خواند؛ الههٔ نسیم که با طلوع ماه از غرب می‌آید؛ خدای نهر باغمان، که من و جون کیک گِلی و پای نیلوفر آبی به او اهدا می‌کردیم. دنیا پر از خدایان کوچک است؛ چرا که تک‌تک بخش‌های طبیعت نیاز به نگهبانی دارد که حواسش باشد و از آن محافظت کند.»

نظرات کاربران

بِه بانو
۱۴۰۱/۱۲/۲۴

داستانش تو مایه های انیمیشن شهر اشباح هست با ژانر فانتزی و تخیلی . من با خوندش حس قشنگی میگیرم انگار تو دنیای انیمیشن و فضاهایی که نویسنده به تصویر کشیده غرق میشم. انگار واقعا تو اون محیطم. اولین کتابیه

- بیشتر
lonelyhera
۱۴۰۱/۱۲/۲۷

داستان درباره دختری به اسم میناست که برای آرام کردن خدای دریا به جای دختر برگزیده روستا داخل دریا میپره اما برخلاف انتظارش نمیمیره و متوجه میشه تمام این خشم به خاطر طلسمی هست که خدای دریا شده و سعی

- بیشتر
فاطمه
۱۴۰۱/۱۲/۲۸

لطفاً این کتاب بذارید تو بخش بی نهایت

sepideh
۱۴۰۲/۰۱/۲۲

اگه عاشق فیلمای کره ای قدیمی هستید و همچنین به افسانه ها و اعتقادات کره ای علاقه دارین این کتاب بهترین گزینه برای شماس! متن بشدت روانه اصلا حوصله سر بر نیست و متجرم هم انصافا گل کاشته چند صفحه اولش

- بیشتر
ببعی
۱۴۰۱/۱۲/۱۱

عالی بودد پیشنهاد میکنم بخونیدد🥲🤌🏿

گگاب
۱۴۰۲/۰۱/۰۲

یک داستان شرقی جذاب گره خورده با افسانه ها و خدایان باستانی روایتی جذاب با توصیفاتی که شما رو میبره به دنیای انیمه های جیبلی کتاب توصیفات جذاب و قشنگی داره فضا سازی کتاب خیلی خوب شما رو به دنیای خودش

- بیشتر
tayebe
۱۴۰۲/۰۱/۲۴

این کتاب فوق‌العاده بود، جوری بود که شما حس میکردید درون داستان دارید قدم می‌زنید و ساعت ها از دنیای واقعی فاصله گرفتید، بسیار فضا سازی زیبایی داشت.

کاربر ۶۰۴۷۱۵۰
۱۴۰۱/۱۲/۱۹

خیلی عالی بود من خیلی خوشم اومد و دوست داشتم

لیلی
۱۴۰۲/۰۳/۰۵

ژانرش عاشقانه تخیلی فانتزی هست ،توصیفات قوی ای داره فضای فانتزیش مثل قلعه هاول و شهر اشباحه و خیلی زیبا توصیفش میکنه ولی شخصیت خاص و جالبی نداره دیالوگ ها واقعا ضعیفه و یکم رو اعصابه کلا عاشقانش مثل کی

- بیشتر
mehrbanoo
۱۴۰۲/۰۴/۲۰

من نسخه ی چاپی کتاب رو خریدم با اینکه ژانر موردعلاقم نیست اما خوندمش. دیالوگ هاش خیلی قوی نیست. و نویسنده بیشتر رو توصیفات محیط و شخصیت ها کارکرده و شاید چون ژانر فانتزی و تخیلیه اینطوریه...البته جریان داستان طوریه که به خوبی

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۱۵۰)
«تو کی باشی که بخوای امیدهاشون رو قضاوت کنی؟ حداقل اون‌ها امید دارن. تو چی داری؟ شمشیری بُران؛ کلامی پر از نفرت.»
موراکامی کوچک
«دقیقاً انسان‌ها همه‌شون فکر می‌کنن که دنیا حول محور اون‌ها می‌چرخه؛ فکر می‌کنین رودخونه‌ها مال شمان؛ آسمون، دریا مال شمان. شماها فقط یه بخش کوچیکی از دنیای بی‌نهایت هستین و، اگه نظر من رو بخوای، بخشی هستین که تمام بخش‌های دیگه رو به تباهی می‌کشونه.»
بِه بانو
«پس چرا من رو پشت سرش جا گذاشت؟» «چون می‌دونه اون‌قدر دوستش داری که رهاش کنی.»
𝑨𝒓𝒂𝒗𝒊𝒓
«دنبال سرنوشت نیفت، مینا. بذار سرنوشت بیفته دنبالت.»
بِه بانو
دوستت دارم. منتظرم بمون اون‌جا که خشکی به دریا می‌پیونده.
sarahoosh
آیا تو داری دنیا را به گریه می‌ندازی یا دنیاست که تو رو به گریه انداخته؟
River Song
با مرگ بیگانه نیستم، اما دیدنش هرگز آسان‌تر نمی‌شود.
بِه بانو
چرا تمام چیزهایی که دوستشان داریم باید از ما گرفته شود؟ چرا نمی‌توانیم آنچه را دوست داریم تاابد زنده و گرم و سالم در دستانمان نگه داریم؟
daisy
«باید خوشحال باشم که روبان از بین رفته و هنوز زنده‌ام. اما عجیبه، مینا، چرا این حس رو دارم؟ من نیازی ندارم نوار قرمز سرنوشت بهم بگه که اگه تو بمیری، من هم می‌میرم.»
موراکامی کوچک
«اما من می‌تونم برات توضیح بدم. مردم تو نه به‌خاطر ارادهٔ عظیم خدایان بلکه به‌خاطر اعمال وحشیانهٔ خودشونه که دارن زجر می‌کشن. اون‌ها جنگ‌هایی رو راه می‌ندازن که جنگل‌ها و مزارع رو می‌سوزونه. خون‌هایی رو می‌ریزن که رودخونه‌ها و نهرها رو آلوده می‌کنه. مقصردونستن خدایان مثل مقصردونستن خودِ زمین می‌مونه. به خودتون بنگرین تا دشمنتون رو پیدا کنین.»
Adrian
گاهی اوقات، تنها راه شنیده‌شدن حقیقت از طریق داستان‌گویی است
ZAHRA
گاهی اوقات آدم خانواده‌ش رو نه تو هم‌خون‌هاش، بلکه جای دیگه‌ای پیدا می‌کنه.»
daisy
خدایان چطور توانستند آدم‌هایی را تنها بگذارند که دوستشان دارند؟
MoonA
انگار دنیا جلوتر رفته و من را پشت سر تنها گذاشته است.
n re
هیچ کار خارق‌العاده‌ای هرگز از سرِ منطق و دلیل انجام نمی‌شود بلکه انجام می‌شود چون روحت تنها وقتی می‌تواند نفس بکشد که آن کار را انجام دهی.
n re
امید حس گیج‌کننده‌ای است.
n re
پدربزرگ با دستان پینه‌بسته‌اش اشک‌هایم را از صورتم پاک کرد: «دارم می‌گم، مینا، که جون تو کل زندگیت دوستت داشته، از روزی که به دنیا اومدی. همیشه هم دوستت خواهد داشت. این هدیهٔ ابدیش به توئه.» سرم را تکان دادم: «پس چرا من رو پشت سرش جا گذاشت؟» «چون می‌دونه اون‌قدر دوستش داری که رهاش کنی.»
گگاب
نمی‌توانستم دنیایی را تحمل کنم که کاری در آن از دستم برنمی‌آمد؛ دنیایی که در آن اجازه می‌دادم عزیزانم زجر بکشند و آسیب ببینند.
n re
جنگ‌سالارها بر سر زمین می‌جنگند و به‌خاطر خواسته‌های بی‌اهمیتشان خون می‌ریزند.
n re
می‌گوید اعتماد به‌دست‌آوردنی است؛ می‌گوید اعتمادکردن به کسی به دادن خنجری به او برای زخمی‌کردن آدم می‌ماند.
n re

حجم

۲۵۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۸۰ صفحه

حجم

۲۵۳٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۸۰ صفحه

قیمت:
۶۸,۰۰۰
تومان