جملات زیبا از متن کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختری که به اعماق دریا افتادsubscriptionAvailable

کتاب دختری که به اعماق دریا افتاد

۴.۱(از ۶۵۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
اکسی اوه، کیمیا فضایی

قیمت:

۱۵۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«تو کی باشی که بخوای امیدهاشون رو قضاوت کنی؟ حداقل اون‌ها امید دارن. تو چی داری؟ شمشیری بُران؛ کلامی پر از نفرت.»
موراکامی کوچک⛅
۲۶۹
«دقیقاً انسان‌ها همه‌شون فکر می‌کنن که دنیا حول محور اون‌ها می‌چرخه؛ فکر می‌کنین رودخونه‌ها مال شمان؛ آسمون، دریا مال شمان. شماها فقط یه بخش کوچیکی از دنیای بی‌نهایت هستین و، اگه نظر من رو بخوای، بخشی هستین که تمام بخش‌های دیگه رو به تباهی می‌کشونه.»
بهناز
۱۳۸
«دنبال سرنوشت نیفت، مینا. بذار سرنوشت بیفته دنبالت.»
بهناز
۱۲۶
«پس چرا من رو پشت سرش جا گذاشت؟» «چون می‌دونه اون‌قدر دوستش داری که رهاش کنی.»
Aravir
۱۱۳
آیا تو داری دنیا را به گریه می‌ندازی یا دنیاست که تو رو به گریه انداخته؟
River Song
۱۰۷
دوستت دارم. منتظرم بمون اون‌جا که خشکی به دریا می‌پیونده.
sarahoosh
۱۰۷
با مرگ بیگانه نیستم، اما دیدنش هرگز آسان‌تر نمی‌شود.
بهناز
۸۶
چرا تمام چیزهایی که دوستشان داریم باید از ما گرفته شود؟ چرا نمی‌توانیم آنچه را دوست داریم تاابد زنده و گرم و سالم در دستانمان نگه داریم؟
daisy
۸۵
«باید خوشحال باشم که روبان از بین رفته و هنوز زنده‌ام. اما عجیبه، مینا، چرا این حس رو دارم؟ من نیازی ندارم نوار قرمز سرنوشت بهم بگه که اگه تو بمیری، من هم می‌میرم.»
موراکامی کوچک⛅
۶۳
«اما من می‌تونم برات توضیح بدم. مردم تو نه به‌خاطر ارادهٔ عظیم خدایان بلکه به‌خاطر اعمال وحشیانهٔ خودشونه که دارن زجر می‌کشن. اون‌ها جنگ‌هایی رو راه می‌ندازن که جنگل‌ها و مزارع رو می‌سوزونه. خون‌هایی رو می‌ریزن که رودخونه‌ها و نهرها رو آلوده می‌کنه. مقصردونستن خدایان مثل مقصردونستن خودِ زمین می‌مونه. به خودتون بنگرین تا دشمنتون رو پیدا کنین.»
Adrian
۵۵
گاهی اوقات، تنها راه شنیده‌شدن حقیقت از طریق داستان‌گویی است
ZAHRA
۳۸
گاهی اوقات آدم خانواده‌ش رو نه تو هم‌خون‌هاش، بلکه جای دیگه‌ای پیدا می‌کنه.»
daisy
۳۷
انگار دنیا جلوتر رفته و من را پشت سر تنها گذاشته است.
n re
۲۲
امید حس گیج‌کننده‌ای است.
n re
۲۱
هیچ کار خارق‌العاده‌ای هرگز از سرِ منطق و دلیل انجام نمی‌شود بلکه انجام می‌شود چون روحت تنها وقتی می‌تواند نفس بکشد که آن کار را انجام دهی.
n re
۱۹
شما کی باشی که بخوای به من بگی سرنوشتم چیه؛ یا این‌که بگی شکست می‌خورم یا موفق می‌شم. سرنوشت من مال تو نیست که راجع بهش تصمیم بگیری. سرنوشتم مال خودمه.»
Hana
۱۹
خدایان چطور توانستند آدم‌هایی را تنها بگذارند که دوستشان دارند؟
MoonA
۱۶
من نیازی ندارم نوار قرمز سرنوشت بهم بگه که اگه تو بمیری، من هم می‌میرم.»
ZAHRA
۱۴
جنگ‌سالارها بر سر زمین می‌جنگند و به‌خاطر خواسته‌های بی‌اهمیتشان خون می‌ریزند.
n re
۱۳
پدربزرگ با دستان پینه‌بسته‌اش اشک‌هایم را از صورتم پاک کرد: «دارم می‌گم، مینا، که جون تو کل زندگیت دوستت داشته، از روزی که به دنیا اومدی. همیشه هم دوستت خواهد داشت. این هدیهٔ ابدیش به توئه.» سرم را تکان دادم: «پس چرا من رو پشت سرش جا گذاشت؟» «چون می‌دونه اون‌قدر دوستش داری که رهاش کنی.»
گگاب
۱۲
چرا تمام چیزهایی که دوستشان داریم باید از ما گرفته شود؟ چرا نمی‌توانیم آنچه را دوست داریم تاابد زنده و گرم و سالم در دستانمان نگه داریم؟
bahar
۱۲
می‌گوید اعتماد به‌دست‌آوردنی است؛ می‌گوید اعتمادکردن به کسی به دادن خنجری به او برای زخمی‌کردن آدم می‌ماند.
n re
۱۱
«گاهی اوقات آدم خانواده‌ش رو نه تو هم‌خون‌هاش، بلکه جای دیگه‌ای پیدا می‌کنه.»
Sophie
۱۰
انسان‌ها همه‌شون فکر می‌کنن که دنیا حول محور اون‌ها می‌چرخه؛ فکر می‌کنین رودخونه‌ها مال شمان؛ آسمون، دریا مال شمان. شماها فقط یه بخش کوچیکی از دنیای بی‌نهایت هستین و، اگه نظر من رو بخوای، بخشی هستین که تمام بخش‌های دیگه رو به تباهی می‌کشونه.»
Sophie
۱۰
می‌دانم باید عین قهرمانان قصه‌های مادربزرگم قوی باشم؛ اما مستأصلم؛ خسته‌ام
n re
۱۰
«اون آروم‌آروم به یکی وابسته می‌شه، اما وقتی بشه، وفادارترین دوست می‌شه؛ شدیداً هوای اون‌هایی رو داره که براش مهمن.
n re
۸
سرنوشت ممکن است هزار راه مختلف پیش روی آدم بگذارد.
sansan
۸
«تو قول‌وقرار الکی می‌ذاری. با یک حرف بهم امید می‌دی و با حرف بعدی ناامیدم می‌کنی.»
n re
۷
هرچه باشد؛ همهٔ قصه‌گوها مادربزرگ نیستند، ولی همهٔ مادربزرگ‌ها قصه‌گو هستند.
نگین
۷
به نظر من عشق نباید خریدنی یا به‌دست‌آوردنی یا حتی دعاکردنی باشه؛ باید رایگان داده بشه.»
daisy
۷