معرفی و دانلود کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم)subscriptionAvailable

کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم)

سرگذشت استعمار

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۲۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
مهدی میرکیایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم)

کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم از مجموعه سرگذشت استعمار) نوشتهٔ مهدی میرکیایی است و انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب راهپیمایی اشک ها

سرگذشت استعمار یک مجموعه ۱۵ جلدی است که در هر جلد آن به بخشی از تاریخ کشورهای استعمارگر و روش‌های استثمار دیگر ملت‌ها توسط آنان پرداخته می‌شود. جلد پنجم از این مجموعه با نام راهپیمایی اشک‌ها، ما را با سرگذشت ساکنین اصلی قاره آمریکا آشنا می‌کند. این کتاب ابتدا سرنوشت تمدن سرخپوستان آمریکای مرکزی و جنوبی را بیان می‌کند و سپس به آمریکای شمالی می‌پردازد. جایی که سرخپوست‌ها ابتدا از زمین‌های حاصلخیز شرقی به مناطق بد آب و هوای غربی رانده شدند اما پیدا شدن طلا در آن زمین‌ها هم، آنان را از یورش مردان رنگ پریده در امان نگذاشت.

ما در این کتاب قدم به قدم با کوچ اجباری مردم بومی این سرزمین همراه می‌شویم و نسل‌کشی و قتل عام ایشان را به چشم می‌بینیم. رفتاری که سفیدپوست‌های مهاجم در خاطرات خودشان برای تاریخ ثبت کرده‌اند نشان می‌دهد از همان ابتدا پیمان‌شکنی جزء لاینفک مهاجرین این سرزمین بوده است. 

خواندن کتاب راهپیمایی اشک ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران مطالعهٔ تاریخ جهان پیشنهاد می‌کنیم. نوجوانان بالای ۱۳ سال می‌توانند با خواندن این کتابْ از اطلاعات تاریخی آن استفاده کنند.

درباره مهدی میرکیایی

مهدی میرکیایی متولد سال ۱۳۵۲ در شهر تهران است. او دارای مدرک دکتری تاریخ و عضو هیئت علمی گروه آموزشی تاریخ دانشگاه علامه طباطبایی است. وی در مجموعه سرگذشت استعمار با زبانی ساده و نثری روان که می‌تواند مخاطب نوجوان را جذب کند، به تاریخ کشورهای اروپایی بعد از دوران رنسانس می‌پردازد؛ زمانی که به‌واسطه سفرنامه‌ٔ معروف مارکوپلو، اروپایی‌ها با فرهنگ و جغرافیای کشورهای شرق آسیا آشنا شده بودند و سودای به‌دست‌آوردن ثروت آن‌ها را در سر می‌پروراندند. 

بخشی از کتاب راهپیمایی اشک ها

«در بین اروپایی‌ها، فرانسوی‌ها با ملایمت بیشتری با سرخپوست‌ها رفتار می‌کردند. آن‌ها در اندیشهٔ تجارت پوست با سرخپوست‌ها بودند و مانند انگلیسی‌ها به تسخیر زمین فکر نمی‌کردند. حتّی در مناطقی مانند لوئیزیانا یا کانادا هم، که در تصرّف فرانسوی‌ها بود، سرخپوست‌ها با آزادی به زندگی گذشتهٔ خود ادامه می‌دادند. همین شیوهٔ برخورد باعث شد بیشتر سرخپوست‌ها، به جز ایروکواها، در جنگ‌های هفت‌ساله بین فرانسه و انگلستان، که در سال ۱۷۵۶ میلادی آغاز شد، از فرانسوی‌ها حمایت کنند.

«مونت کالم» یکی از فرماندهان فرانسوی‌ها در این جنگ‌ها بود. سرخپوست‌ها که داستان‌های زیادی از سرسختی او در برابر انگلیسی‌ها شنیده بودند او را به صورت «نجات‌بخشی» می‌دیدند که دارای نیروهای شگفت‌انگیز است. یکی از رهبران سرخپوست‌ها در دیدار با مونت کالم به او گفت: «پدرم، ما آرزو داشتیم مردی را ببینیم که انگلیسی‌ها را زیر پای خود لگدمال می‌کند. همیشه فکر می‌کردیم این مرد از چنان عظمتی برخوردار است که سرش به آسمان می‌رسد و ابرها گرد سر او را گرفته‌اند. امّا امروز که شما را دیدم، فهمیدم که از چنین عظمتی برخوردار نیستید. امّا وقتی به چشم‌هایتان خیره می‌شوم، می‌بینم که در عظمت مثل درخت و در تندی و تیزی مانند عقاب هستید.»

درحقیقت مونت کالم با تکیه بر سلحشوری همین سرخپوست‌ها می‌خواست انگلیسی‌ها را زیر پا لگدمال کند؛ سرخپوست‌هایی که مثل تمام جنگ‌هایشان صورت خود را با رنگ‌های مختلف آرایش کرده بودند و در قایق‌های فرانسوی‌ها نشسته بودند. امّا ژنرال فرانسوی، هنگامی که دژ انگلیسی را در محاصره گرفت، در نامه‌ای که به انگلیسی‌ها نوشت به شکل جالبی به سرخپوست‌ها اشاره کرد.

سرخپوست‌هایی که با آن لحن ستایش‌آمیز با او صحبت کرده بودند، در نامهٔ ژنرال «وحشی» نام گرفته بودند: «صادقانه از شما می‌خواهم که دژ را تخلیّه کنید و تسلیم شوید. هنوز هم می‌توانم از حملهٔ این سرخپوست‌های وحشی به دژ جلوگیری کنم.»

اتحاد سرخپوست‌ها با فرانسوی‌ها به جایی نرسید. فرانسه در جنگ‌های هفت‌ساله شکست خورد و سرخپوست‌ها در برابر انگلیسی‌ها تنها ماندند. سرخپوست‌ها چاره‌ای جز مذاکره با انگلیسی‌ها نداشتند تا در شرایط جدید از خشونت بیشتر انگلیسی‌ها جلوگیری کنند.

فرماندهٔ نیروی انگلیسی، «ژنرال جفری آمهرست»، از پیشنهاد مذاکره استقبال کرد. او به فرماندهٔ قلعهٔ «فوردپیت» دستور داد تا برای اثبات حسن نیّت انگلیسی‌ها تعداد زیادی پتو را که در کارخانه‌های منچستر تولید شده بود به رئیس سرخپوستان هدیه کند.

پتوها به‌سرعت بین سرخپوستان تقسیم شده بود. فقط یک نکتهٔ ظریف وجود داشت؛ فرمانده دستور داده بود این پتوها را از بیمارستان مبتلایان به آبله تهیّه کنند. تمام پتوها به ویروس آبله آلوده بودند. یک بیماری واگیردار که سرخپوست‌ها پیش از ورود اروپایی‌ها به آمریکا با آن آشنا نبودند.

آبله به‌سرعت بین سرخپوست‌ها همه‌گیر شد و کشتار وسیعی را آغاز کرد. بیماری، سرخپوست‌ها را از پا می‌انداخت؛ درحالی‌که برای آن‌ها کاملاً ناشناخته بود و راه مبارزه با آن را نمی‌دانستند. انگلیسی‌ها هم شاهد مرگ دسته‌جمعی آن‌ها بودند و به هیچ وجه تصمیم نداشتند برای درمان آن‌ها قدمی بردارند. انگلیسی‌ها انتقام خود را از سرخپوست‌هایی که با فرانسوی‌ها متحد شده بودند گرفتند.

ژنرال جفری آمهرست به پیش‌کسوت جنگ‌های میکروبی در جهان مشهور شد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب راهپیمایی اشک ها (جلد پنجم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابراهپیمایی اشک ها (جلد پنجم)
عنوان دیگرسرگذشت استعمار
موضوعدانستنی‌های کودک و نوجوان
نویسندهمهدی میرکیایی
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۱۰/۲۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳۷.۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۰۳۲۷۵۷۶
تعداد صفحه‌ها۱۱۲ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Zeinab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۳

جلد پنجم مجموعهٔ سرگذشت استعمار به سرنوشت تلخ بومیان آمریکا بعد از ورود اروپاییان به این قاره می‌پردازد. سرخپوستان با روی خوش به استقبال غریبه‌های تازه‌وارد آمدند، برایشان آب و غذا آوردند، اما این غریبه‌ها آمده بودند که کل قاره...بیشتر

۰
کاربر 9472312
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۹

کتابی زیبا درباره تاریخ سرخپوستان و ذره ذره آب شدن قبیله ها و دشت های متعلق به آنها توسط اروپاییان و آمریکایی ها و بد عهدی های اروپایی ها با سرخپوستان درباره قرار داد هایی که با هم میبستند.در آخر...بیشتر

۰
z.s.j
۱۴۰۲/۰۲/۲۴

کاش جلد اولم بذارید

۲
REZA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۲

این مجموعه برای شروع مطالعه تاریخ غرب خوبه

۰
007
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۵/۰۶

جلد پنجم مجموعه سرگذشت استعمار 🛳⚔️ در این کتاب به سرنوشت تلخ سرخپوستان بعد از کشف قاره آمریکا توسط اروپاییان بیشتر پرداخته . واقعا جلد تلخ و غمناکی بود ❤️‍🩹

۰
Reihanh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۴/۲۷

کاش همه این کتابا رو بخونن هرچند خیلی غم انگیزه اما این حقیقت های تلخ رو باید بدونیم

۰
Gom Nam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۴/۰۵

خوندن کتاب سخته واقعا از جهت تلخی جنایتهایی که چشم آبی بر سر سرخپوستها اوردند. تلختر اینکه این فقط قله کوه یخ جنابات اونهاست. بقول دوستمون خدایا شکرت که جهنم رو آفریدی

۰

بریده‌هایی از کتاب

𝑯𝒆𝒛.
۶
فرماندهٔ نیروی انگلیسی، «ژنرال جفری آمهرست»، از پیشنهاد مذاکره استقبال کرد. او به فرماندهٔ قلعهٔ «فوردپیت» دستور داد تا برای اثبات حسن نیّت انگلیسی‌ها تعداد زیادی پتو را که در کارخانه‌های منچستر تولید شده بود به رئیس سرخپوستان هدیه کند. پتوها به‌سرعت بین سرخپوستان تقسیم شده بود. فقط یک نکتهٔ ظریف وجود داشت؛ فرمانده دستور داده بود این پتوها را از بیمارستان مبتلایان به آبله تهیّه کنند. تمام پتوها به ویروس آبله آلوده بودند. یک بیماری واگیردار که سرخپوست‌ها پیش از ورود اروپایی‌ها به آمریکا با آن آشنا نبودند.
Zeinab
۳
سرخپوست‌ها چاره‌ای جز مذاکره با انگلیسی‌ها نداشتند تا در شرایط جدید از خشونت بیشتر انگلیسی‌ها جلوگیری کنند. فرماندهٔ نیروی انگلیسی، «ژنرال جفری آمهرست»، از پیشنهاد مذاکره استقبال کرد. او به فرماندهٔ قلعهٔ «فوردپیت» دستور داد تا برای اثبات حسن نیّت انگلیسی‌ها تعداد زیادی پتو را که در کارخانه‌های منچستر تولید شده بود به رئیس سرخپوستان هدیه کند. پتوها به‌سرعت بین سرخپوستان تقسیم شده بود. فقط یک نکتهٔ ظریف وجود داشت؛ فرمانده دستور داده بود این پتوها را از بیمارستان مبتلایان به آبله تهیّه کنند. تمام پتوها به ویروس آبله آلوده بودند. یک بیماری واگیردار که سرخپوست‌ها پیش از ورود اروپایی‌ها به آمریکا با آن آشنا نبودند. آبله به‌سرعت بین سرخپوست‌ها همه‌گیر شد و کشتار وسیعی را آغاز کرد.
𝑯𝒆𝒛.
۲
حضور چند قبیلهٔ سرخپوست در یک قرارگاه هم بهانهٔ خوبی برای دولت بود تا باز هم قسمتی از قرارگاه را از دست سرخپوست‌ها خارج کند. هنگامی که اختلافی بین دو یا چند قبیله بر سر محدودهٔ هر کدام پیش می‌آمد، سفیدپوست‌ها برای حل اختلاف وارد می‌شدند و زمین متعلق به هر قبیله را مشخص می‌کردند. پس از آن زمین‌های باقی‌مانده به سفیدها تعلّق می‌گرفت! این حیله را نخستین بار کشیشی به نام «هینمن» در سال ۱۸۸۲ میلادی در تقسیم زمین‌های قرارگاه «استندینگ راک» به کار برد. این کشیش برای آنکه امضای کافی برای این قراردادها داشته باشد، حتّی پسر بچّه‌های هفت‌سالهٔ سرخپوست را وادار به امضای اسناد کرد. هینمن اعتقاد داشت سرخپوست‌ها بیش از زمین به دین مسیح نیاز دارند.
Anita
۲
هزاران نفر از آراواک‌ها در شرایط سخت معادن و کشتزارها یا بر اثر تنبیه اسپانیایی‌ها از بین رفتند؛ به‌طوری‌که در سال ۱۵۵۰ میلادی یعنی پنجاه و هشت سال پس از ورود کلمب به سرزمینشان تنها پانصد نفر از آن‌ها زنده بودند. این جمعیّت هنگام ورود اسپانیایی‌ها به سرزمین آن‌ها پنجاه هزار نفر بود.
Anita
۲
سرانجام شاه‌فیلیپ با چند قبیلهٔ سرخپوست دیگر آمادهٔ حملهٔ غافلگیرانه به انگلیسی‌ها شد. سرخپوست‌ها پنجاه و دو ناحیّهٔ مهاجرنشین را هدف گرفتند و به طور هم‌زمان به آن‌ها هجوم بردند. انگلیسی‌ها، که انتظار این یورش را نداشتند، از بسیاری از این مناطق گریختند. جنگ و گریز چند ماه طول کشید؛ امّا سرانجام برتری با انگلیسی‌ها بود که به تفنگ و توپخانه مسلّح بودند. شاه‌فیلیپ کشته شد. انگلیسی‌ها سرش را جدا کردند و برای ۲۰ سال آن را در شهر «پلیموت» به نمایش گذاشتند.
Anita
۲
سرخپوست‌ها که داستان‌های زیادی از سرسختی او در برابر انگلیسی‌ها شنیده بودند او را به صورت «نجات‌بخشی» می‌دیدند که دارای نیروهای شگفت‌انگیز است. یکی از رهبران سرخپوست‌ها در دیدار با مونت کالم به او گفت: «پدرم، ما آرزو داشتیم مردی را ببینیم که انگلیسی‌ها را زیر پای خود لگدمال می‌کند. همیشه فکر می‌کردیم این مرد از چنان عظمتی برخوردار است که سرش به آسمان می‌رسد و ابرها گرد سر او را گرفته‌اند. امّا امروز که شما را دیدم، فهمیدم که از چنین عظمتی برخوردار نیستید. امّا وقتی به چشم‌هایتان خیره می‌شوم، می‌بینم که در عظمت مثل درخت و در تندی و تیزی مانند عقاب هستید.»
Anita
۲
فرماندهٔ نیروی انگلیسی، «ژنرال جفری آمهرست»، از پیشنهاد مذاکره استقبال کرد. او به فرماندهٔ قلعهٔ «فوردپیت» دستور داد تا برای اثبات حسن نیّت انگلیسی‌ها تعداد زیادی پتو را که در کارخانه‌های منچستر تولید شده بود به رئیس سرخپوستان هدیه کند. پتوها به‌سرعت بین سرخپوستان تقسیم شده بود. فقط یک نکتهٔ ظریف وجود داشت؛ فرمانده دستور داده بود این پتوها را از بیمارستان مبتلایان به آبله تهیّه کنند. تمام پتوها به ویروس آبله آلوده بودند. یک بیماری واگیردار که سرخپوست‌ها پیش از ورود اروپایی‌ها به آمریکا با آن آشنا نبودند. آبله به‌سرعت بین سرخپوست‌ها همه‌گیر شد و کشتار وسیعی را آغاز کرد. بیماری، سرخپوست‌ها را از پا می‌انداخت؛ درحالی‌که برای آن‌ها کاملاً ناشناخته بود و راه مبارزه با آن را نمی‌دانستند. انگلیسی‌ها هم شاهد مرگ دسته‌جمعی آن‌ها بودند و به هیچ وجه تصمیم نداشتند برای درمان آن‌ها قدمی بردارند.
Anita
۲
برادران! من سخنرانی‌های زیادی از پدربزرگ سفیدمان شنیده‌ام؛ ولی اوّل و آخر همهٔ آن‌ها یکسان است: کمی دورتر بروید. شما خیلی به من نزدیک هستید.
Anita
۲
چیروکی‌ها در سرمای سخت زمستان به راه افتادند تا جویندگان طلا به‌سرعت جانشین آن‌ها شوند. صدها کیلومتر پیاده‌روی در زمین‌های یخ‌زده و پوشیده از برف، بسیاری از سرخپوست‌ها مخصوصاً زنان و کودکان را از پا می‌انداخت. چیروکی‌ها حدود هفت‌هزار نفر بودند که چهارهزار نفر آن‌ها در این راهپیمایی هولناک کشته شدند. آن‌ها، هنگامی که به رودخانهٔ می‌سی‌سی‌پی رسیدند، رودخانه نیمه‌یخ‌زده بود و یخ‌های شناور برای قایق‌هایی که از عرض رودخانه می‌گذشتند بسیار خطرناک بودند. امّا قانون ایالات متحده باید اجرا می‌شد. محلی که برای زندگی آن‌ها تعیین شده بود غرب رودخانه بود، نه شرق آن. سرخپوست‌ها که پس از راهپیمایی طولانی دیگر توانی برایشان نمانده بود، در قایق‌ها نشستند و به سوی ساحل غربی به راه افتادند. تکّه‌های بزرگی از یخ‌های شناور با قایق‌ها برخورد و بعضی از آن‌ها را واژگون می‌کردند. یخ زدن در آب می‌سی‌سی‌پی سرنوشت گروه دیگری از چیروکی‌ها بود.
𝑯𝒆𝒛.
۱
زاغچه عصبانی شد: «این پول حق ماست. ما مدّت‌ها صبر کردیم. می‌توانید خوراک ما را از انبار بدهید و وقتی پول رسید، بهای آن را بردارید. ما گرسنه‌ایم و وقتی آدم گرسنه باشد، به هر کاری دست می‌زند تا غذای خودش را به دست آورد.» گالبریث به جای آنکه پاسخ زاغچه را بدهد به طرف تاجرهای سفیدپوست برگشت و گفت: «نظر شما چیست؟» یکی از تجّار به نام «آندرو مایریک» گفت: «اگر نظر مرا می‌پرسید، معتقدم اگر آقایان گرسنه هستند یا علف بخورند یا... خودشان را!»