
کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
معرفی کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی نوشته حسن بلخاری است و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب به بررسی تاریخ و سیر تحول دو هنر اسلامی مهم، یعنی موسیقی و معماری، میپردازد و تلاش کرده است با رویکردی فلسفی و عرفانی، جایگاه و معنای هنر را در بستر تمدن اسلامی واکاوی کند. نویسنده با بهرهگیری از منابع تاریخی، فلسفی و عرفانی، به تحلیل ریشهها، مبانی و تأثیرات متقابل هنر و اندیشهی اسلامی پرداخته است. اثر حاضر در اصل جزوهای درسی برای دانشجویان رشتهی هنر و تمدن اسلامی و حاصل پژوهشهای نویسنده در زمینهی تجلی وحدت وجود در هنر و معماری اسلامی ایران و هند است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی اثر حسن بلخاری به بررسی تاریخچه و مبانی نظری هنر اسلامی با تمرکز بر دو حوزهی موسیقی و معماری اختصاص یافته است. نویسنده در این کتاب، هنر اسلامی را نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از آثار هنری بلکه بهمثابهی تجلی اندیشه، عرفان و فلسفه در بستر تمدن اسلامی تحلیل کرده است. ساختار کتاب بر پایهی تحلیل تاریخی و فلسفی شکل گرفته و در کنار روایت سیر تطور هنر به نقد و بررسی دیدگاههای مختلف دربارهی ماهیت و چیستی هنر اسلامی نیز پرداخته است. بخشهایی از کتاب به نقد آرای پژوهشگران معاصر دربارهی هندسه و تزیین در معماری اسلامی اختصاص دارد و نویسنده با رویکردی تحلیلی، نسبت میان هنر، ریاضیات، عرفان و فلسفه را در تمدن اسلامی بررسی کرده است. این کتاب با تکیه بر منابع اصیل و تحلیلهای تطبیقی، تصویری چندلایه از هنر اسلامی ارائه داده و به نقش متفکران و هنرمندان برجسته در شکلگیری و تحول این هنر پرداخته است.
خلاصه کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی با تمرکز بر موسیقی و معماری، به واکاوی ریشهها و سیر تحول هنر در بستر تمدن اسلامی میپردازد. نویسنده ابتدا به دشواریهای تعریف و تدوین تاریخ هنر اسلامی اشاره کرده است و عوامل متعددی مانند گستردگی جغرافیایی، تنوع فرهنگی، اختلاف نظر میان فقها و عرفا و تأثیرپذیری از تمدنهای دیگر را در شکلگیری هنر اسلامی مؤثر دانسته است. در بخش موسیقی، کتاب به تأثیر فلسفه و ریاضیات یونانی، بهویژه اندیشههای فیثاغورث و افلاطون بر نظریهپردازی موسیقی در جهان اسلام میپردازد و نقش متفکرانی چون کندی، فارابی، ابنسینا، اخوانالصفا و صفیالدین ارموی را در تدوین مبانی نظری و فنی موسیقی اسلامی برجسته میکند. همچنین به جایگاه موسیقی در عرفان و تصوف اسلامی و دیدگاههایی مانند موسیقی افلاک و سماع عارفانه پرداخته شده است. در بخش معماری، کتاب به پیوند میان هندسه، ریاضیات و هنر اسلامی اشاره کرده و تأثیر اندیشههای فلسفی و عرفانی بر شکلگیری نقوش و ساختارهای معماری را بررسی کرده است. نویسنده با تحلیل تطبیقی، نقش هنر اسلامی را در ایجاد وحدت میان عقل و عشق، ریاضیات و عرفان و زیبایی و معنا نشان داده است. در بخشهایی از کتاب نیز به نقد دیدگاههای معاصر دربارهی هندسه و تزیین در معماری اسلامی پرداخته شده و نسبت میان سنت و نوآوری در هنر اسلامی مورد توجه قرار گرفته است.
چرا باید کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، امکان آشنایی با ریشههای فلسفی، عرفانی و تاریخی هنر اسلامی را فراهم میکند. سرگذشت هنر در تمدن اسلامی نهتنها به معرفی آثار و هنرمندان برجسته میپردازد بلکه تلاش کرده است زمینههای فکری و فرهنگی شکلگیری این هنر را روشن کند. خواننده با مطالعهی این اثر، با پیوندهای عمیق میان هنر، ریاضیات، فلسفه و عرفان در تمدن اسلامی آشنا میشود و میتواند سیر تطور و تحول هنر اسلامی را در بستر تاریخی و فکری آن دنبال کند. همچنین کتاب به نقد و بررسی دیدگاههای مختلف دربارهی هنر اسلامی پرداخته و تصویری چندوجهی از این حوزه ارائه داده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به تاریخ هنر، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای هنر، معماری، فلسفه و مطالعات اسلامی پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی شناخت ریشههای فکری و معنایی هنر اسلامی را دارند یا به پیوند میان هنر و عرفان علاقه دارند، مناسب است.
بخشی از کتاب سرگذشت هنر در تمدن اسلامی
«در تاریخ هنر، هیچ هنری به اندازه هنر اسلامی بحثانگیز و در عین حال متعالی و حیرتانگیز نبوده است. از یک سو نگاه عارفانه و شهودی هنرمندان اسلامی با تأسی از مبانی قرآنی و عرفانی و نیز مبتنی بر هندسه و ریاضیات قدسی، آثاری پدید آورده است که شگفتانگیز و بس زیبا و متعالی است و از سوی دیگر نگاه فقهی و کلامی، به ضرورت، احکام حرمتی بر هنر روا داشته، که در نظر برخی محققان و مستشرقان، حد اسلام است بر بطن و متن هنر. لیک اسلام، به عنوان دینی جامع و کامل، که حق هر جزئی از اجزای عالمِ خلق را ارج مینهد و حد آن را معین میسازد، در نظامی عادلانه و حکیمانه، هر جزء را در جای خود نهاده و حق و حد اجزا را، بنا به ماهیتشان، متعین ساخته است. عقل و عشق، برهان و عرفان، زیبایی و دانایی، هریک، حق و حد خاص خود را دارند و اسلام مفتخر به این است که عرفانش بستر تجلی، هنرش محمل زیبایی، برهانش مبتنی بر خردپذیرترین استدلالها و قرآنش دریای بیکرانی از هر آنچه عالمیان به دنبال آن اند و فقهش بستر احکامی است که حدود را، با پاسداشت منزلت حقوق، بر متعدیان جاری میسازد.»
