
کتاب فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی
معرفی کتاب فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی
کتاب الکترونیکی «فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی» نوشتهٔ عبدالرضا قریشی در انتشارات سخن به چاپ رسیده است. عنوان این رساله بررسی فرهنگهای عرفانی فارسی و ارائهٔ یک فرهنگ عرفانی جدید بر پایهٔ روشهای نوین فرهنگنویسی بود. در اثنای نگارش رساله، بنا شد که اصطلاحات استعاری عرفانی متمایز و مشخص شوند تا فرهنگ مجزایی برای این اصطلاحات تهیه گردد. بنا به پیشنهاد و با راهنمایی ایشان، در حدود یکصد و چهل اصطلاح پرکاربرد و مهم که مورد نیاز بسیاری از دانشجویان و عموم علاقهمندان به عرفان و تصوف است، انتخاب و کار بر روی آن آغاز شد.
درباره کتاب فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی
در فرهنگِ حاضر اصطلاحاتِ استعاری و نمادینِ عرفان و تصوف با پشتوانهٔ شواهدی از متونِ نظم و نثرِ عرفانیِ فارسی، تألیف شده از قرن پنجم تا سیزدهم هجری، بررسی شده و تعاریف و مفاهیمِ آنها که از دلِ متون استخراج گردیده، در اختیارِ مخاطب قرار گرفته است.
بسیاری از متون نثر و نظمِ فارسی مربوط به عرفان و تصوف هستند؛ یعنی یا در شمار متون تعلیمی عرفانی هستند یا در توضیح و شرح باورها، عقاید، رسوم و اصول عرفانی تألیف و تصنیف شدهاند و یا در نقد و بررسی آراء و عقاید و تعلیمات عرفانی پدید آمدهاند. از آغاز قرن ششم هجری میدانِ فراخِ شعر فارسی در اختیار عارفان و صوفیان قرار گرفت و عارفانِ شاعر یا شاعرانِ عارف با استفاده از ابزار نیرومندِ شعر، اندیشهها و افکار خود را در جامهٔ اصطلاحاتِ خاص در سطح وسیعی از سرزمینهای تحت تأثیر زبان فارسی ترویج دادند.
کتاب فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به علاقهمندان و پژوهشگران حوزهٔ عرفان و تصوف پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب فرهنگ اصطلاحات استعاری و نمادین عرفانی
عرفان و تصوف مفهومی است پیچیده و پُر رمز و راز. اگر بتوان تعریفی از آن ارائه کرد، شاید اینگونه بتوان گفت که عرفان معرفتی است شهودی به واقعیتِ حقیقیِ هستی که همانا خداست. شناخت و معرفتی که فرآیندی درونی دارد و هدفِ آن رسیدن به حقیقتِ مطلق و اتصال به خداست. هدفِ عرفان رسیدن به حقیقتِ نهایی هستی و شناختِ کاملِ اوست. این حقیقت خدایی است که نورِ او همهٔ هستی را فراگرفته و همهٔ آفریدهها جلوههایی از این نور هستند. عارف و صوفی برای رسیدن به این هدف به ابزار نیاز دارد مانندِ گذشتن از خود و نیازهای خود، پشتِ پا زدن به دنیا و زیباییهای آن، تبدیلِ ویژگیهای بشری به صفاتِ الهی و صفای دل.
این مفهوم دو اصطلاح را دربر دارد: عرفان و تصوف. در متون و آثاری که از سوی بزرگان و دانشمندانِ این مکتب، یا از سوی منتقدان و دیگر پژوهشگران نگاشته شده، هریک از این دو اصطلاح در بسیاری از موارد به تنهایی و نمایندگی از دیگری به کار رفته است؛ یعنی گاهی تصوف و تصوفِ اسلامی در معنای کلیّتِ آن استفاده شده و گاهی نیز با عنوانِ عرفان و عرفانِ اسلامی از آن یاد گردیده و حتّی عارف و صوفی هم در یک معنا به کار رفته است. با در نظر گرفتنِ تمامِ تعاریف و مصادیقی که برای این دو اصطلاح در پی میآید، میتوان گفت که عرفان یک مفهومِ کلی و عام است که شاملِ مباحث و برنامههای علمی و نظری برای رسیدن به وحدت و فنای در ذاتِ خداست، ولی تصوف یکی از شاخهها، زیرمجموعهها و یکی از جلوههای عرفان است. تصوف روشی است عملی که پیروانِ آن اعمال و تکالیفِ معیّنی را زیرِ نظر شخصی به نام مرشد و پیر انجام میدهند. این آداب و قوانین به وسیلهٔ بنیانگذاران و پیرانِ هر فرقه و طریقت وضع میشود تا صوفی و سالک را به سرمنزلِ مقصود که همانا رضایتِ پیر و خداست، رهنمون شود. این حکایت از اسرارالتوحید میتواند تأییدی بر این گفته باشد: «خواجه مصعد پسرِ خواجه امام مظفرِ حمدانِ نوقانی گفت که یک روز شیخ بوسعید، قَدَّس الله روحَهُ العزیز، با پدرم نشسته بودند. پدرم شیخ را گفت: صوفیت نگویم و درویشت نگویم، بلکه عارفیت گویم به کمال. شیخ بوسعید گفت: آن بوَد که او گوید.» (صفا، ۳۴۳: ۱۳۸۸)
دربارهٔ معنا، مفهوم و ریشهشناسی این دو اصطلاح در طولِ زمان بحثها و پژوهشهای دامنهداری انجام گرفته و نظرات گوناگونی ابراز شده است که به اختصار به آنها اشاره میشود:
الف. عرفان: اصطلاح عرفان در زبان عربی از ریشهٔ «عَرَف» و به معنای شناختن است. شناختنی عمیق و باطنی که هدفِ آن معرفتِ خدا و رسیدن به اوست. «علمای اصول فرق نکردهاند میان علم و معرفت و هر دو را یکی گفتهاند، امّا مشایخ این طریقت (رض) علمی را که مقرونِ معاملت و حال باشد و علم آن عبارت از احوال خود کند آن را معرفت خوانند، و مر عالمِ آن را عارف، و علمی را که از معنی مجرّد بوَد و از معاملت خالی آن را علم خوانند و مر عالم آن را عالم. پس آنکه به عبارت مجرّد و حفظ آن بیحفظ معنی عالم بوَد ورا عالم خوانند و آنکه به معنی و حقیقت آن چیز عالم بوَد ورا عارف خوانند.»

نظرات کاربران
پی دی اف باشد میخرم