با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آنا و ناتالی

دانلود و خرید کتاب صوتی آنا و ناتالی

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی آنا و ناتالی  نوشته  باربارا هنکوک کول  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی آنا و ناتالی

کتاب صوتی آنا و ناتالی، داستان لطیف و خواندنی از باربارا هنکوک کول است که صادق مولودی به فارسی برگردانده است. آنا و ناتالی، ماجرای تلاش‌های سرسختانه‌ی آنا برای انتخاب شدن در تیم آرامگاه مراسم تاج گل‌گذاری برای سربازان گمنام است.

داستان صوتی آنا و ناتالی را با صدای مبینا چیت‌سازان، مهرانه امروانی، معصومه رمضانی و کارن اقوامی می‌شنوید.

درباره‌ی کتاب صوتی آنا و ناتالی

کتاب صوتی زیبای آنا و ناتالی، یک داستان لطیف از باربارا هنکوک کول، درباره‌ی یک انتخاب مهم در مدرسه است. خانم رندال معلم کلاس سوم مدرسه‌ی ویلوران چشم­‌هایی مثل عقاب داشت و همه‌ی حرکات بچه‌ها را می‌دید. گوش­‌های بزرگ خانم رندال به او کمک می‌کرد که از نقشه­‌های شیطانی بچه‌ها باخبر بشود. بازوهای بلندش، بچه­‌های پای تخته را می‌گرفت و سرجایشان می‌گذاشت و صدای بلندش ترس را به جان شجاع‌ترین و شلوغ‌ترین بچه‌های کلاس می‌انداخت. اما با وجود همه‌ی این‌ها، آن‌ها یک برنامه‌ی مهم داشتند. هرسال کلاس سوم خانم رَندال در مدرسه‌ی ویلوران به مراسم تاجِ گُل­‌گذاری در آرامگاه سربازان گمنام در ایالت آرلینگتونِ ، ویرجینیا می‌­رفتند. این مراسم برای همه‌ی بچه‌ها حسابی مهم بود. اما یک مشکل وجود داشت؛ فقط چهار دانش‌آموز می‌توانستند تاج گل را به داخل مراسم ببرند. یعنی خانم رندال چه کسانی را انتخاب می‌کرد؟ 

کتاب صوتی آنا و ناتالی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

شنیدن داستان زیبای آنا و ناتالی تمام بچه‌هایی را که به مدرسه می‌روند، خوشحال می‌کند. 

بخشی از کتاب صوتی آنا و ناتالی

انتخاب شدن مثل این بود که حس کنی خاص‌ترین آدم دنیایی.

خانم رندال گفت: « اگر واقعا می‌خواهین که توی تیم آرامگاه باشین، باید یک نامه برای من بنویسین و بگین که چرا شما باید انتخاب بشین. و فردا اول صبح تحویل بدین.»

فِرِدی گفت: «من نامه نوشتن رو دوست ندارم. من نیستم!»

تامی هم گفت: «منم همینطور.»

اما نانسی گفت: «من نامه نوشتن رو دوست دارم و مال من بهترین می‌شه!»

آنا ساکت بود. او همیشه دوست داشت برای تیم‌ها انتخاب بشود. اما تقریبا هیچوقت نمی‌شد. هیچ‌وقت برای تیم سافت‌بال انتخاب نمی‌شد. هیچ‌وقت ازش نخواستند که عضو تیم بسکتبال، تئاتر کلاس یا حتی گرگم به هوا باشه. البته که برای تیم املا انتخاب می‌شد. اما بقیه‌ی تیم‌های باحال، هیچ‌وقت، هیچ‌وقت، هیچ‌وقت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
سنا بانو
۱۳۹۹/۰۳/۱۷

خیلی عالی هست

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
زمان۰۰ ساعت و ۱۲ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۷٫۷ مگابایت
زمان۰۰ ساعت و ۱۲ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۱۷٫۷ مگابایت