با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب صوتی سگ ولگرد اثر مصطفی طالبیان

دانلود و خرید کتاب صوتی سگ ولگرد

۳٫۹ از ۱۴ نظر
۳٫۹ از ۱۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی سگ ولگرد  نوشته  مصطفی طالبیان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

این کتاب صوتی عضو بی‌نهایت است.

با نصب اپلیکیشن طاقچه می‌توانی به این کتاب و هزاران کتاب صوتی و متنی دیگر در اشتراک بی‌نهایت دسترسی داشته باشی.

این کتاب صوتی عضو بی‌نهایت است.

با نصب اپلیکیشن طاقچه می‌توانی به این کتاب و هزاران کتاب صوتی و متنی دیگر در اشتراک بی‌نهایت دسترسی داشته باشی.

معرفی نویسنده
عکس صادق هدایت
صادق هدایت
ایرانی | تولد ۱۲۸۱ - درگذشت ۱۳۳۰

صادق هدایت (۱۳۳۰- ۱۲۸۱)، نویسنده برجسته ایرانی است. هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران است و بسیاری از محققان رمانِ «بوف کور» او را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران می‌دانند. به گفته خود صادق هدایت اولین آشنایی‌اش با ادبیات جهان در مدرسه سن‌لویی، مدرسه فرانسوی‌ها، بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی می‌داد و کشیش هم او را با ادبیات جهان آشنا می‌کرد. دو سال پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه سن لویی در ۱۳۰۵ با اولین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج، راهی بلژیک شد و در رشته ریاضیات محض به تحصیل پرداخت.

هدایت از وضع تحصیل و رشته‌اش در بلژیک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آنجا به پاریس، که آن زمان مرکز تمدن غرب بود، برساند. سرانجام در اسفند ۱۳۰۵ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد.

در ۱۳۰۷ اقدام به خودکشی در رودخانه مارن (فرانسه) کرد، ولی سرنشینان یک قایق او را نجات دادند. در همین دوران در پاریس با دختری به نام ترز دوست بود. او در مورد خودکشی‌اش به برادرش محمود می‌نویسد: «یک دیوانگی کردم به خیر گذشت».

هدایت در ۱۳۰۹، بی‌آنکه تحصیلاتش را به پایان رسانده باشد، به تهران بازگشت و در بانک ملی (در قسمت محاسباتی و دفتر ارسال مرسلات) مشغول به کار شد ولی از وضع کارش هم راضی نبود. در همین سال مجموعه داستان «زنده‌به‌گور» و نمایشنامه «پروین دختر ساسان» را در تهران منتشر کرد. هدایت در این سال با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی آشنا شد و حلقه دوستی‌ای با نام «گروه ربعه» ایجاد شد.

در آن دوران گروهی از نویسندگان و ادیبان بودند که به آنها «ادبای سبعه» می‌گفتند. گروه ربعه این نام را برای دهن‌کجی به این افراد (که به نظر ایشان کهنه‌پرست بودند) انتخاب کردند. سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ برای هدایت دورانی پربار محسوب می‌شود و آثار تحقیقی و داستانی بسیاری انتشار داد. هدایت در ۱۳۱۵ به همراه ش. پرتو به هند رفت و در آپارتمان او اقامت گزید. در هند به فراگیری زبان پهلوی پرداخت و کارنامه «اردشیر پاپکان» را از پهلوی به فارسی ترجمه کرد.

در طی اقامت خود در بمبئی «بوف کور» را که در پاریس نوشته بود پس از اندکی تغییر با دست بر روی کاغذ استنسیل نوشت و به‌صورت پلی‌کپی در پنجاه نسخه انتشار داد و برای دوستان خود فرستاد؛ از جمله نسخه‌ای برای مجتبی مینوی که در لندن اقامت داشت و نسخه‌ای برای جمالزاده که آن زمان در ژنو بود. هدایت پس از سفر به هند به‌شدت در مضیقه مالی قرار داشت و خرج زندگی‌اش از سوی ش. پرتو تقبل می‌شد. همین فقر و شکست از بی‌اعتنایی جامعه سبب شد او روی به طنزنویسی بیاورد و همین طنز تلخ، زخم‌های سینه وی را بیش‌تر هویدا می‌کرد. او در ۱۳۱۶ از هند بازگشت و دوباره در بانک ملی مشغول به کار شد. یکسال بعد از بانک ملی استعفا داد و در وزارت فرهنگ استخدام شد.

او تا ۱۳۲۰ که متفقین ایران را اشغال کردند به فعالیت‌های ادبی پرداخت و چندین داستان و مقاله انتشار داد. با وجود این «بوف کور» همچنان در ایران منتشر نشده بود. بعد از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ و پایان جنگ جهانی دوم انتقادهای اجتماعی صادق هدایت شدت می‌گیرد. در این دوران بسیاری از دوستان هدایت از جمله علوی و عبدالحسین نوشین به حزب توده پیوسته بودند و در مجموع نشست و برخاست وی با توده‌ای‌ها بیشتر شده بود ولی علی‌رغم اصرار سردمداران حزب هرگز به حزب توده نپیوست.

در ۱۳۲۶ به نوشتن «توپ مرواری» پرداخت اما این اثر تا پس از مرگش به چاپ نرسید. معروف‌ترین نام مستعار او که توپ مرواری هم تحت آن منتشر شد، هادی صداقت است. در ۱۲ آذر ۱۳۲۹ با گرفتن گواهی پزشکی (برای اخذ روادید) و فروختن کتاب‌هایش به فرانسه رفت. در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد. سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌ای‌اش در پاریس با گاز خودکشی کرد. او نخستین نویسنده و ادیب ایرانی محسوب می‌شود که خودکشی کرده ‌است. هدایت چند روز قبل از خودکشی، بسیاری از داستان‌های چاپ‌نشده‌اش را نابود کرد. طی سالیان گذشته بسیاری از آثار او از جمله «بوف کور»، علیرغم ممنوعیت انتشار، بارها خوانده شده است.

معرفی کتاب صوتی سگ ولگرد

داستان صوتی سگ ولگرد یکی از داستان‌های کوتاه صادق هدایت(۱۳۳۰-۱۲۸۱) داستان‌نویس معاصر ایرانی است. سبک نو و خاص هدایت در نوشتن داستان‌های کوتاه، او را الگوی نویسندگان بعد از خود کرده است. این داستان با صدای مصطفی طالبیان منتشر شده است.

درباره داستان صوتی سگ ولگرد

این داستان از زاویه دید یک حیوان است که آسیب دیده و رها شده در خیابان زندگی می‌کند. این کتاب روایت سرگشتگی و گم‌شدگی انسان امروز در دنیای بی‌رحم است. این داستان هرچند بسیار فضای ساده‌ای دارد اما در لایه دوم روایتی پیچیده است از غم و اندوه انسان.

شنیدن داستان سگ ولگرد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این داستان را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی معاصر ایران پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از داستان سگ ولگرد

«تمام قوای خودش را جمع کرده بود و جست‌وخیزهایی از روی ناامیدی برمی‌داشت. اما اتومبیل از او تندتر می‌رفت. ـ او اشتباه کرده بود. علاوه بر اینکه به دو اتومبیل نمی‌رسید، ناتوان و شکسته شده بود. دلش ضعف می‌رفت و یک‌‌مرتبه حس کرد که اعضایش از اراده‌ی او خارج شده و قادر به کمترین حرکت نیست. تمام کوشش او بیهوده بود. اصلاً نمی‌دانست چرا دویده، نمی‌دانست به کجا می‌رود، ‌نه راه پس داشت و نه راه پیش. ایستاد. له‌له می‌زد، زبان از دهنش بیرون آمده بود. جلوی چشم‌هایش تاریک شده بود. با سر خمیده، به زحمت خودش را از کنار جاده کشید و رفت در یک جوی کنار کشتزار، شکمش را روی ماسه‌ی داغ و نمناک گذاشت، و با میل غریزی خودش که هیچ وقت گول نمی‌خورد، حس کرد که دیگر از اینجا نمی‌تواند تکان بخورد. سرش گیج می‌رفت، افکار و احساساتش محو و تیره شده بود، درد شدیدی در شکمش حس می‌کرد و در چشم‌هایش روشنایی ناخوشی می‌درخشید. در میان تشنج و پیچ و تاب، دست‌ها و پاهایش کم‌کم بی‌حس می‌شد، عرق سردی تمام تنش را فرا گرفت. یک ‌نوع خنگی ملایم و مکیفی بود...

نزدیک غروب سه کلاغ گرسنه بالای سر پات پرواز می‌کردند، چون بوی پات را از دور شنیده بودند. یکی از آن‌ها با احتیاط آمد نزدیک او نشست، به دقت نگاه کرد، همین که مطمئن شد هنوز کاملاً نمرده است، دوباره پرید. این سه کلاغ برای درآوردن دو چشم میش پات آمده بودند»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
علیرضا روزگار
۱۳۹۸/۱۲/۰۴

اجراهای زیادی از آثار صادق شنیدم اما این بار با این روایت گوینده مو به تنم راست شد . دمتون گرم

محمدرضا
۱۴۰۱/۰۱/۲۳

بسیار عالی و دلنشین

Aesculapius_99
۱۴۰۱/۰۱/۰۷

گویندگی به شدت ضعیفه. صدای گوینده بد نیست، اما لحن خوندنش اصلاً مناسب نیست و اعصاب خرد کنه. یه لحن خاصیه انگار حماسیه ولی هر چی هست خیلی بده. حتی غلط هم هست. یه جا «می‌بُرد» رو «می‌بَرَد» می‌گه. 😐😬

- بیشتر
جلال آل اقدس
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

یک تراژدی از زبان یک سگ

ftmnjf
۱۴۰۱/۰۳/۰۱

فضاسازی داستان و دوست داشتم و قشنگ میشد اون شرایط رو تصور کرد. با خوانش گوینده هم مشکلی نداشتم و به نظرم خوب بود.

امین آقا
۱۴۰۰/۱۱/۰۹

متن کتاب خوبه ولی از گویندش خوشم نیومد .گویندگیش جذاب نبود متاسفانه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۰ ساعت و ۲۷ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۵٫۴ مگابایت
زمان۰۰ ساعت و ۲۷ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۲۵٫۴ مگابایت