
دانلود و خرید کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا
معرفی کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا
کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا نوشتهی اریک امانوئل اشمیت با گویندگی گروه گویندگان و به تهیهکنندگی نشر تاپ آرت منتشر شده است. این کتاب صوتی شنونده را به فضایی میبرد که نه کاملاً شبیه زندگی روزمره است و نه شبیه تصوری که از مرگ وجود دارد؛ جایی میان زمین و «آن بالا» که در قالب یک مهمانسرا تصویر شده است. در این مهمانسرا شخصیتهایی از طبقات و سرگذشتهای مختلف کنار هم قرار گرفتهاند؛ از ژولین پورتالِ سرگردان و عصبی تا لیلی غیبگو و لرا، دختری که سالها با بیماری و اتاقهای بیمارستان خو گرفته است. در این کتاب صوتی مهمانسرا به صحنهای برای گفتوگوهای تند، شوخیهای تلخ، اعترافها و لحظههای عمیق تبدیل شده است؛ جایی که هرکس درست در مرز میان مرگ و زندگی ایستاده و باید با گذشتهی خود روبهرو شود. حضور شخصیتی به نام دکتر آس که هم شبیه پزشک است و هم شبیه راهنما، به این فضا حالوهوای معلق و رازآلود میدهد. نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا با اجرای گروهی و دیالوگمحور بودنش، در قالب کتاب صوتی حالوهوای یک نمایش زنده را برای شنونده زنده میکند و تجربهای شبیه نشستن در سالن تئاتر اما فقط با تکیهبر صدا و تخیل میسازد.
درباره کتاب نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا
کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا اثری از اریک امانوئل اشمیت است که داستان خود را در یک مهمانسرای عجیب بنا کرده است؛ مهمانسرایی که نه روی نقشهی شهرها پیدا میشود و نه در دستهی معمول هتلها و مسافرخانهها جا میگیرد. شنونده در همان دقایق آغازین با ژولین پورتال روبهرو میشود؛ مردی ۳۵ ساله، پر از خستگی و بیقراری که بعد از یک تصادف شدید، ناگهان خود را در این مکان ناشناخته میبیند. او ابتدا همهچیز را با معیارهای عادی میسنجد؛ دنبال مسئول پذیرش، نام مهمانسرا، شهر و جاده میگردد اما کمکم با کمک لیلی و دیگران میفهمد که اینجا جایی میان مرگ و زندگی است؛ جایی که ساکنانش روی زمین در اغما هستند و بدنهایشان در بخش فوریتهای پزشکی زیر دستگاهها و لولهها قرار دارد. در این میان دکتر آس، با لحنی همزمان خونسرد و صریح، پروندهی زندگی ژولین را مرور میکند و به او نشان میدهد که سالهاست با الکل و فرار از خود، نوعی «خودکشی طولانی» را پیش برده است. در ادامهی کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا شنونده با دیگر ساکنان این فضای معلق آشنا میشود؛ از جمله لرا، دختری که بارها بین این مهمانسرا و تخت بیمارستان رفتوآمد داشته و حالا منتظر پیوند قلب است. گفتوگوهای او با ژولین، از شوخی و بازی با تظاهر به عاشقشدن شروع میشود و به اعترافهای عمیق دربارهی ترس، امید، عدالت، بیماری و معنای زندگی میرسد. ساختار اثر بر پایهی صحنهها و موقعیتهای متوالی در همین مهمانسرا شکل گرفته و شنونده از خلال رفتوآمدها به راهرو الف و ب، حضور و غیبت آسانسور، و تصمیمهای پزشکان روی زمین، با سرنوشت شخصیتها همراه میشود. در متن بهطور مستقیم به تقسیمبندی راهروها اشاره شده است؛ راهرو ب برای تصادفیها و راهرو الف برای کسانی که مرگشان رنگ و بوی ارادی و خودخواسته دارد. این تقسیمبندی، همراه با حضور دکتر آس و توضیح او دربارهی «سفر بیبازگشت» آسانسور به بالا، به کتاب حالوهوایی فلسفی میدهد که در عین سادگی، شنونده را درگیر سؤالاتی دربارهی مسئولیت فردی، شانس، معجزه و عشق میکند.
خلاصه داستان نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا
در کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا شنونده با فضایی روبهرو است که در آن مرز میان بیمارستان و جهان پس از مرگ محو شده است. ژولین پورتال بعد از تصادفی شدید با سرعت بیش از ۲۰۰ کیلومتر، در حالیکه روی زمین در بخش فوریتهای پزشکی بیمارستان دکارت روی تخت و زیر دست جراحان است، خود را در مهمانسرایی ناشناخته میبیند. او ابتدا همهچیز را انکار میکند و مدام تکرار میکند که «من مردم؟» اما لیلی که خود را غیبگو معرفی کرده و از اغمای دیابتی به اینجا رسیده، به او توضیح میدهد که این مکان نه بیمارستان است و نه مسافرخانه؛ بلکه جایی است که آدمها در فاصلهی کوتاه و سرنوشتساز بین مرگ و زندگی نگه داشته شدهاند. پنجرهها ماتاند، شیشهها نمیشکنند و هیچ راه خروجی وجود ندارد؛ تنها راه رفتن، آسانسوری است که یا به زمین برمیگرداند یا «آن بالا» میبرد. دکتر آس با مرور پروندهی ژولین، زندگی او را مثل یک گزارش بیطرف باز میکند: مردی از خانوادهای مرفه، با تحصیلات خوب، بدون بیماری جدی، اما با شغلهای متعدد و ناپایدار، روابط عاطفی کوتاه و فرار دائمی بهسوی الکل و مواد. دکتر نتیجه میگیرد که ژولین در واقع درگیر نوعی خودکشی طولانی بوده است؛ خودنابودی تدریجی که حالا در قالب یک تصادف شدید خودش را نشان داده است. در کنار او، لرا حضور دارد؛ دختری که از کودکی با بیماری قلبی و اتاقهای بیمارستان خو گرفته و حتی یکبار دیگر هم تا آستانهی «نور» رفته و برگشته است. او با انرژی و شوخطبعی از بیماریاش حرف میزند، از اینکه زندگیاش به مرگ ناگهانی یک نفر دیگر و پیوند قلب او وابسته است، و از اینکه یاد گرفته است آرزوهایش را کوچک اما عمیق انتخاب کند؛ مثل لذت یک گل تنها بهجای یک باغ بزرگ. رابطهی ژولین و لرا ابتدا در قالب یک بازی شکل میگیرد؛ لرا از دیگران میخواهد کسی نقش مردی را بازی کند که دلش را میبرد، چون روی زمین بهخاطر بیماریاش کمتر کسی حاضر شده جدی عاشق او شود. ژولین با اکراه وارد این بازی میشود اما کمکم کلماتی که برای «تظاهر» انتخاب کرده، به احساس واقعی نزدیک میشود. او از زیبایی لرا، از لحظهی دیدن او در آسانسور و از نامش که مثل یک بوسه روی لبها مینشیند حرف میزند و ناگهان متوجه میشود که ترس تازهای در دلش شکل گرفته است: ترس از اینکه واقعاً عاشق شود. در همین حین، روی زمین پزشکان تصمیم میگیرند قلب ژولین را به لرا پیوند بزنند. این تصمیم در مهمانسرا بهصورت فراخواندن لرا به آسانسور و خداحافظی او با ژولین و دیگران نمود پیدا میکند. لرا با شجاعت و در عین حال با دلهره بهسوی آسانسور میرود و ژولین در لحظههای آخر اعتراف میکند که دوستش دارد. در بخشهای بعدی، لیلی با خبر قطعکردن دستگاههایش روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا به این «رهاشدن» تن بدهد یا نه. او که سالها با احساس گناه نسبت به مرگ دختر کوچکش زندگی کرده، حالا در آستانهی انتخابی قرار میگیرد که میتواند معنای تازهای به رنجهایش بدهد. دکتر آس بار دیگر نقش راهنما را بازی میکند و توضیح میدهد که آسانسور به بالا سفری بیبازگشت است و آنچه در این میان باقی میماند، نوعی حافظهی عمیق در روح انسان است؛ حافظهای که روی زمین به شکل «عشق در نگاه اول» خودش را نشان میدهد. در پایان، ژولین در آستانهی رفتن به آسانسور، با آرامشی تازه به مرگ و زندگی نگاه میکند و این ایده در ذهن شنونده میماند که شاید دیدارهای کوتاه در این مهمانسرای میانراهی، روی زمین در قالب کششهای ناگهانی، آشناییهای بیدلیل و عشقهای برقآسا دوباره تکرار شوند.
چرا باید کتاب نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا را بشنویم؟
کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا از آن دسته آثاری است که در عین کوتاهبودن فضا و محدودبودن مکان، سؤالات بزرگی را پیش میکشد. شنونده در طول اثر با شخصیتهایی روبهرو است که هرکدام در لحظهای مرزی قرار گرفتهاند؛ نه کاملاً زندهاند و نه کاملاً مرده. همین وضعیت تعلیق باعث میشود حرفهایی که دربارهی زندگی، انتخابها، عشق، گناه، شانس و عدالت میزنند، رنگی صریحتر و بیپردهتر به خود بگیرد. این کتاب صوتی بهجای ارائهی پاسخهای قطعی، موقعیتهایی میسازد که شنونده را به فکرکردن وامیدارد؛ مثلاً وقتی دکتر آس زندگی ژولین را بهعنوان «خودکشی طولانی» توصیف کرده است یا وقتی لرا از وابستگی زندگیاش به مرگ ناگهانی یک نفر دیگر حرف میزند، مسئلهی مسئولیت فردی و تصادف در سرنوشت بهشکل ملموس مطرح میشود. از سوی دیگر، رابطهی ژولین و لرا نشان میدهد که حتی در کوتاهترین و نامطمئنترین لحظهها هم امکان شکلگیری عشق و دگرگونی وجود دارد. شنیدن این نمایشنامه در قالب کتاب صوتی، بهخاطر دیالوگمحور بودن متن، تجربهای نزدیک به تماشای تئاتر فقط از راه گوش ایجاد میکند. شنونده بدون نیاز به توصیفهای طولانی تصویری، از خلال گفتوگوها و تنشهای کلامی، فضای مهمانسرا، شخصیتها و تغییرات درونی آنها را در ذهن خود میسازد. برای کسانی که به داستانهایی با رنگوبوی فلسفی، اما با زبان روزمره و موقعیتهای ملموس علاقهمند هستند، این کتاب صوتی میتواند فرصتی برای مکثکردن و دوباره نگاهکردن به معنای زندگی و مرگ باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نمایشنامه مهمانسرای دو دنیا به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشنامهها و آثار دیالوگمحور علاقهمند هستند و دوست دارند تجربهای شبیه شنیدن یک تئاتر ضبطشده داشته باشند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر پرسشهایی دربارهی مرگ، بیماری، عدالت، شانس، عشق و معنای زندگی هستند و ترجیح میدهند این موضوعات را در قالب داستان و گفتوگو دنبال کنند نه در قالب بحث نظری. به علاقهمندان ادبیات شخصیتمحور، کسانی که از فضاهای محدود اما پرتنش خوششان میآید و شنوندگانی که دوست دارند در مدتزمانی نهچندان طولانی با اثری مواجه شوند که بعد از تمامشدن هم در ذهنشان ادامه پیدا میکند، نیز میتوان این کتاب صوتی را پیشنهاد کرد.
زمان
۲۷ دقیقه
حجم
۶۳٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۷ دقیقه
حجم
۶۳٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد