
دانلود و خرید کتاب صوتی نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ
معرفی کتاب صوتی نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ
کتاب صوتی نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ نوشتهی ماتئی ویسنییک با تنظیم رادیویی نازی دشتکیان اثری است که در قالب یک نمایش گفتوگومحور پیش میرود و شنونده را وارد جهانی میکند که در آن مرز میان واقعیت، خیال و قدرت ذهن بههم میریزد. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و بازی نازیه دشتکیان، فرناز حیدری، حجت نصاری و میثم جوکار تولید شده و نشر تاپ آرت آن را منتشر کرده است. صدابرداری محسن زحمتکش و تولید گروه هنری تاپ آرت فضایی شبیه یک نمایش رادیویی کلاسیک ساخته است که در آن صدا، سکوت، مکثها و ریتم دیالوگها نقش اصلی را در شکلدادن به تجربهی شنیداری برعهده دارند. در این کتاب صوتی شنونده با موقعیتی ظاهراً ساده روبهرو میشود: چند شخصیت از پشت پنجره و از کنار درختان یک خیابان، مرد و زنی را زیر نظر گرفتهاند و مدعی هستند که میتوانند رفتار آنها را کنترل کنند. اما همین موقعیت ساده بهتدریج به صحنهای برای طرح سؤالاتی دربارهی اختیار، وابستگی، قدرت و بازیهای ذهنی تبدیل میشود. نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ با تکیهبر دیالوگهای پیدرپی، توصیفهای شنیداری و جزئیات رفتاری، شنونده را درگیر نوعی بازی میکند که در آن معلوم نیست چهکسی واقعاً کنترل را در دست دارد و چهکسی فقط خیال میکند مسلط است.
درباره کتاب نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ
کتاب صوتی نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ اثری است که تمام بار روایت را بر دوش گفتوگوها گذاشته است. ماتئی ویسنییک در این متن، دو سطح از تماشا و کنترل را روبهروی هم قرار داده است: در یک سطح، شخصیتی از پشت پنجره مردی را که هر روز رأس ساعت ۶ کنار نیمکتی زیر درخت زیزفون میایستد زیر نظر گرفته و مدعی است که میتواند کوچکترین حرکات او را هدایت کند؛ از گذاشتن پا روی نیمکت و نگاهکردن به آسمان گرفته تا درآوردن سیگار، روشنکردن کبریت، تکیهدادن به درخت و حتی زمان انداختن تهسیگار روی زمین. در سطحی دیگر، همین الگو میان مردی که روی نیمکت مینشیند و زنی که پشت پنجره است تکرار شده است. این ساختار آینهوار، فضایی میسازد که در آن شخصیتها مدام دربارهی «تسلط مرموز» خود بر دیگری حرف میزنند و درعینحال از وابستگی عاطفی و ترس از سوءاستفاده از این قدرت میگویند. در طول نمایش، شنونده با توصیف دقیق حرکات، زمانبندی ثانیهبهثانیه، اشاره به ساعت ۶ و ۶ و ۳۰ ثانیه، و جزئیاتی مثل دستمال گلدوزیشده، عینک، سیگار و درخت زیزفون روبهرو است که هم فضا را عینی میکند و هم حالوهوایی نمادین به آن میدهد. در ادامهی کتاب صوتی نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ شنونده متوجه میشود که این فقط یک بازی سادهی تقلید نیست، بلکه نوعی زنجیرهی علت و معلول ذهنی است که هر شخصیت برای خودش ساخته است. یکی از شخصیتها باور دارد که هر بار دستش را روی عینکش میگذارد، مرد کنار درخت از جا بلند میشود؛ وقتی دستمالش را گم میکند، نگران میشود که «همهچیز خراب شود»؛ وقتی دستش را در جیبش میگذارد، مطمئن است که زن پشت پنجره پردهها را میبندد. در بخشهایی از نمایش، گفتوگوها بهسمت پیشنهادهای خشنتر میرود، مثل اینکه شخصیت بتواند مرد را وادار کند یکی از چشمهایش را دربیاورد، اما همان شخصیت بلافاصله از این حد از کنترل میترسد و از «ترس از کارهایی که میتواند انجام دهد» حرف میزند. نمایش در چند صحنهی متوالی و تکرارشونده پیش میرود که میتوان آنها را بهعنوان بخشها یا پردههای جداگانه دید: صحنهی مرد و نیمکت و درخت، صحنهی زن و پنجره و پردهها، صحنهی قدمزدنها و شمردن ثانیهها، صحنهی عینک و دستمال، و صحنههایی که در آنها شخصیتها دربارهی عشق احتمالی پنهان، تنهایی و وابستگی حرف میزنند. این تکرارها و تغییرات جزئی در هر بار اجرا، ساختار نمایش را شکل میدهد و شنونده را بهسمت پرسش از معنای واقعی این «تسلط» و این رابطههای یکطرفه میبرد.
خلاصه داستان نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ
در نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ محور اصلی داستان بر یک موقعیت تکرارشونده بنا شده است: شخصیتی که از پشت پنجره به خیابانی پر درخت نگاه میکند، هر روز رأس ساعت ۶ مردی را میبیند که کنار نیمکتی زیر درخت زیزفون دوم از سمت چپ میآید و دقیقاً همان کارهایی را انجام میدهد که او پیشبینی کرده است. این شخصیت برای همراهش توضیح میدهد که ده سال است این صحنه را تماشا کرده و به این نتیجه رسیده که نوعی تسلط مرموز بر آن مرد دارد. او با جزئیات میگوید که مرد چگونه پای چپش را روی نیمکت میگذارد، به آسمان نگاه میکند، مینشیند، سیگارش را درمیآورد، منتظر میماند تا کبریت را روشن کند و حتی اینکه تا وقتی او پشت پنجره قدم میزند، مرد اجازهی روشنکردن سیگارش را ندارد. بهتدریج این بازی شکل پیچیدهتری پیدا میکند. شخصیت اصلی شروع میکند به آزمایشکردن مرزهای این تسلط: دستش را بالا میبرد تا مرد کبریتش را بیندازد، دستش را روی عینکش میگذارد تا مرد از جا بلند شود، دستمالی گلدوزیشده را درمیآورد تا مرد هم دستمالی از جیبش بیرون بیاورد و پیشانیاش را پاک کند. او حتی نفسهای عمیق خودش را با تکیهدادن مرد به درخت و انداختن تهسیگار هماهنگ میکند. در این میان، همراهش مدام او را تشویق میکند که «سوءاستفاده» کند، مرد را «مثل یک لیمو له کند» یا او را وادار به کارهای افراطی کند، اما شخصیت اصلی از این حد از کنترل میترسد و میگوید به مرد وابسته شده است و نمیخواهد از دستش دلخور شود. در بخش دیگری از کتاب صوتی، همین الگو میان مردی که روی نیمکت مینشیند و زنی که پشت پنجرهی خانهی آجری است تکرار میشود. اینبار مردی که روی نیمکت است ادعا میکند میتواند رفتار زن را کنترل کند: وقتی ساعت ۶ نزدیک نیمکت مینشیند، زن پردهها را کنار میزند؛ وقتی به آسمان نگاه میکند و روی نیمکت مینشیند، زن پنجره را باز میکند؛ وقتی شروع به قدمزدن میکند و ثانیهها را میشمارد، زن جلوی پنجره قدم میزند؛ وقتی کبریت را در دستش روشن نگه میدارد، زن دستهایش را بالا میبرد و میچرخاند؛ وقتی کبریت را میاندازد، زن دستهایش را پایین میآورد و شانههایش را میمالد؛ وقتی او از جا بلند میشود، زن عینکش را تمیز میکند. این زنجیرهی علت و معلول ذهنی، کمکم به جایی میرسد که شخصیتها از «ترس از قدرتی که دارند» حرف میزنند و درعینحال حدس میزنند شاید زیر لب، در آن سوی پنجره، حرفهای عاشقانهای در جریان است و شاید «یک عشق بزرگ» در حال از دسترفتن است. نمایش بدون توضیح مستقیم، شنونده را در میانهی این بازیهای ذهنی، وابستگیها و خیال تسلط بر دیگری رها میکند.
چرا باید کتاب نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ را بشنویم؟
نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ برای شنونده فضایی میسازد که در آن یک موقعیت کوچک روزمره به آزمایشگاهی برای بررسی قدرت، کنترل و وابستگی تبدیل شده است. در این کتاب صوتی، شخصیتها نهتنها دیگری را زیر نظر گرفتهاند، بلکه مدام در حال ساختن روایتهایی دربارهی رابطهی خود با او هستند. این نگاه، شنونده را به فکر وامیدارد که چقدر از احساس «تسلط» بر دیگران، محصول تفسیر ذهنی و نیاز به معنا دادن به رفتارهای تکراری است. این کتاب صوتی با تکرار صحنهها و تغییرات جزئی در هر بار اجرا، نوعی ریتم نمایشی ایجاد کرده است که برای شنیدن بسیار مناسب است. شنونده از خلال همین تکرارها متوجه میشود که شخصیتها در عین ادعای قدرت، بهشدت وابسته و نگران از دستدادن سوژهی تماشا هستند. گفتوگوها میان شوخی، طعنه، پیشنهادهای افراطی و اعتراف به ترس و احساسات در نوسان است و همین نوسان، نمایش را از یک موقعیت صرفاً عجیب به تجربهای چندلایه دربارهی تنهایی، خیال و رابطهی یکطرفه تبدیل کرده است. از سوی دیگر، تمرکز اثر بر جزئیات شنیداری مثل صدای قدمها، مکثها، اشاره به ساعت، سیگار، عینک و پردهها باعث شده است که قالب صوتی برای آن کتاب بسیار مناسب باشد. شنونده بدون نیاز به توصیفهای تصویری مفصل، از خلال دیالوگها صحنه را در ذهن خود میسازد و در بازی علت و معلولی که شخصیتها طراحی کردهاند شریک میشود. این ویژگی، نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ را به تجربهای تبدیل کرده است که هم میتواند برای علاقهمندان به نمایش رادیویی جذاب باشد و هم برای کسانی که به سؤالاتی دربارهی اختیار، کنترل و خیال در روابط انسانی فکر میکنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن نمایش صوتی زیزفون دوم از سمت چپ به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشهای رادیویی و دیالوگمحور علاقهمند هستند و از دنبالکردن یک موقعیت محدود اما پرجزئیات خسته نمیشوند. این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل قدرت و کنترل در روابط، وابستگی عاطفی، تنهایی و بازیهای ذهنی میان تماشاچی و سوژهی تماشا کنجکاو هستند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان تئاتر، نمایشنامه و ادبیات نمایشی که میخواهند نمونهای از متنی مبتنیبر تکرار، زمانبندی دقیق و ساختن تعلیق از دل جزئیات رفتاری را در قالب صوتی تجربه کنند پیشنهاد میشود.
زمان
۱۸ دقیقه
حجم
۲۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۸ دقیقه
حجم
۲۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد