کتاب صوتی آهوی بخت من گزل + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی آهوی بخت من گزل

دانلود و خرید کتاب صوتی آهوی بخت من گزل

معرفی کتاب صوتی آهوی بخت من گزل

کتاب صوتی آهوی بخت من گزل نوشته محمود دولت‌آبادی روایتی بلند و افسانه‌گون از سرنوشت آهوها، سواران و مردمانی است که در دل دشت‌های سوخته و جنگل افلاک زندگی می‌کنند و با امید، ترس، عشق و وفاداری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نشر موسیقی هرمس آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی محمود دولت‌آبادی، مانی حقیقی، الهام کردا و سحر دولتشاهی منتشر شده تا چند صدا و چند نگاه، جهان پررمزوراز این قصه را برای شنونده زنده کنند. در این کتاب صوتی، دولت‌آبادی قصه‌ای را که خود آن را «یک افسانه برای کودکی فرزندانم» نامیده، از دل تصویرهایی سرشار از دشت سبز، آفتاب بلند، چشمه‌های گوارا و هجوم سواران صیاد بیرون می‌کشد. محور روایت، آهوی سپید و زیبایی به نام گوزل است که دو بره آهو دارد و در آرامش دشت و کنار جنگل افلاک زندگی می‌کند؛ اما این آرامش به‌تدریج به کمینگاه خطر بدل می‌شود و گوزل ناچار است میان مادری، بقا، وفاداری و امید به فردا انتخاب کند. کتاب صوتی آهوی بخت من گزل با ترکیب صداهای مختلف، فضای افسانه‌ای و تصویری متن را تقویت کرده است؛ از ضرباهنگ نفس‌گیر تعقیب و گریز آهو و سواران تا لحظه‌های آرام کنار چشمه هزار نوش و گفت‌وگوهای پر از دلهره و مهربانی در سیاه‌چادر نیمه‌سوخته. شنونده در این کتاب صوتی با جهانی روبه‌رو است که در آن مرز میان رؤیا و واقعیت، افسانه و زندگی روزمره، به‌تدریج کمرنگ می‌شود و قصه آهوها به قصه انسان‌ها نزدیک می‌شود.

درباره کتاب آهوی بخت من گزل

کتاب صوتی آهوی بخت من گزل قصه‌ای بلند از محمود دولت‌آبادی است که در قالب یک افسانه، جهانی سرشار از تصویر، حرکت و دلهره را پیش چشم شنونده می‌گذارد. در آغاز، دشت سبز، آفتاب بلند، چشمه‌های خوش و جنگل افلاک، صحنه زندگی آرام گوزل و دو بره‌اش است؛ بره‌هایی که تازه چریدن یاد می‌گیرند و هنوز طعم غم، خطر و دلتنگی را نمی‌شناسند. دولت‌آبادی در آن کتاب، از همان سطرهای نخست، تضاد میان آرامش و کمین خطر را می‌سازد؛ گوزل هم‌زمان که از سرخوشی بره‌ها شاد است، از بی‌اعتباری لحظه‌ها و ناتوانی خود در آماده‌کردن آن‌ها برای تلخی‌های روزگار غمگین است. این دوگانه شادی و اندوه، امید و هراس، در تمام طول کتاب صوتی همراه شنونده می‌ماند. کتاب صوتی آهوی بخت من گزل در چندین بخش پی‌درپی پیش می‌رود که مرز روشنی میان فصل‌ها ندارند اما می‌توان در آن‌ها گره‌های اصلی قصه را تشخیص داد: بخش نخست با «آرامش دشت و کودکی بره‌ها» آغاز می‌شود؛ سپس به «هجوم سواران و تعقیب نفس‌گیر گوزل» می‌رسد؛ بعد به «پناه‌گرفتن در جنگل افلاک و دل‌سپردن به درخت کهن» و «دیدار دوباره با بانوی سیاه‌چادر» می‌رسد؛ و در ادامه به «شرط سلطان برای شکار غزال»، «سپردن دو غزاله به گوزل» و «سال‌های دراز انتظار و مادری» گسترش پیدا می‌کند. در بخش پایانی، تصویر «پیرزالی سپیدموی و سیاه‌پوش» شکل می‌گیرد که هنوز در دشت سوخته چشم‌به‌راه سواران است و در عین‌حال دو غزاله را بزرگ کرده است. در هر دو بخش اصلی روایت، کتاب صوتی آهوی بخت من گزل با تکرار عدد هفت، اشاره به هفت روز و هفت شب، هفت سوار و آتش در هفت جهت، حال‌وهوای افسانه‌ای و آیینی قصه را پررنگ کرده است و شنونده را در مسیری از کودکی و بی‌خبری تا پیری، صبوری و پذیرش سرنوشت همراه می‌کند.

خلاصه داستان آهوی بخت من گزل

در کتاب صوتی آهوی بخت من گزل، قصه با تصویری روشن و آرام از دشت سبز، آفتاب بلند و جنگل افلاک آغاز می‌شود؛ جایی که آهوی سپید و زیبایی به نام گوزل همراه دو بره‌اش در امنیت و بی‌خبری از خطر می‌چرند. بره‌ها تازه از شیر گرفته شده‌اند و هنوز معنای غم، دلهره و مرگ را نمی‌دانند. گوزل اما می‌داند که دنیا به‌آسانی چیزی به کسی نمی‌دهد و همین دانستن، شادی او را به غمی پنهان گره می‌زند. او از یک‌سو از سرخوشی بره‌ها شاد است و از سوی دیگر از این‌که نتوانسته آن‌ها را زودتر برای تلخی‌های روزگار آماده کند دلواپس است. این آرامش ناگهان با هجوم سواران و صیادان برهم می‌خورد. غبار دشت را می‌پوشاند، آفتاب پشت ابرها پنهان می‌شود و صدای سم اسب‌ها و فریادها، دشت را از جای امن به میدان شکار بدل می‌کند. گوزل که پیش‌تر بوی خطر را حس کرده بود، به تاخت می‌گریزد؛ تپه به تپه، جوی به جوی، بیشه به بیشه. سواران در پی او می‌تازند و به‌تدریج اسب‌ها خسته می‌شوند تا جایی که تنها هفت سوار باقی می‌مانند و یکی از آن‌ها با شنل ارغوانی و درخششی بر تارک خود، جلودار است. تیرها از چله کمان رها می‌شوند، کمندها آماده می‌شوند و گوزل برای زنده‌ماندن، راهی جز پناه‌بردن به جنگل افلاک ندارد. در جنگل افلاک، آتش در هفت جهت افروخته می‌شود تا آهو را در میان بگیرد. نور شعله‌ها گوزل را در جا میخکوب می‌کند و او در آستانه تسلیم‌شدن است که درختی کهن دلش می‌شکند، پهلو می‌گشاید و آهو را در خود پناه می‌دهد. گوزل تا سپیده‌دم در دل درخت می‌ماند و زنده می‌ماند؛ اما دلش از فکر دو بره گمشده‌اش آرام نمی‌گیرد. با طلوع سپیده، دوباره در دشت است و باز صدای سوار ارغوانی را می‌شنود که می‌گوید آهو را زنده می‌خواهد؛ هفت روز و هفت شب تعقیب ادامه پیدا می‌کند تا گوزل خسته و فرسوده به دشتی سوخته و سیاه‌چادری نیمه‌سوخته می‌رسد؛ همان جایی که سالی پیش در شب عروسی، دختری سبزپوش با گیسوان بافته و یل قرمز، او را از دست صیاد خریده و آزاد کرده بود. در سیاه‌چادر، گوزل این‌بار بانویی را می‌بیند که دیگر عروس شاد آن شب نیست؛ سیاه‌پوش و اندوهگین است. آهو آمده تا نام گوزل را به او برگرداند؛ نامی که آن دختر سال‌ها پیش به آهو داده بود. هنوز گفت‌وگو ناتمام است که سواران و سلطان از راه می‌رسند. سلطان آهو را صید خود می‌داند و آن را طلب می‌کند. بانوی خیمه سوخته، میان حرمت خانه و فرمان سلطان گرفتار می‌شود و تا مرز مجازات و کشیده‌شدن به دم اسب پیش می‌رود. در لحظه‌ای حساس، غزال از سیاه‌چادر بیرون می‌آید و خود را به سلطان نشان می‌دهد. سلطان شرطی می‌گذارد: آهو باید دوباره در دشت بدود و اگر در تعقیب تازه به کمند نیفتد و تیر هم به او نرسد، آزاد خواهد بود تا در تمام ملک سلطان بچرد. پیش از آغاز این تعقیب تازه، غزال از گوزل خواهشی دارد: دو غزاله‌ای که پیش از هجوم صیادان داشته و اکنون گمشده‌اند، به او سپرده می‌شوند. غزال از گوزل می‌خواهد که خود را مادر آن‌ها بداند و آن‌ها را بزرگ کند. نشانی‌شان را کنار جنگل افلاک می‌دهد و می‌گوید که نام گوزل برای آن‌ها آشناست. تعقیب میان سلطان و غزال آغاز می‌شود؛ تیر از چله کمان رها می‌شود و در همان دم، گوزل شیونی می‌کشد و از بلندی فرو می‌غلتد. وقتی در نیمه‌های شب به هوش می‌آید، دشت خالی از سلطان و میرشکاران است و تنها او مانده است با رویای غزال گمشده و عهدی که بر دوش دارد. گوزل برای وفای به قول خود، مشکی آب و چند کلوچه برمی‌دارد، مادیان سپیدی را که از هجوم‌ها جان به‌در برده از بیشه بیرون می‌آورد و راهی جنگل افلاک می‌شود. هفت روز و هفت شب می‌تازد تا به چشمه هزار نوش برسد. آن‌جا، پس از نوشیدن آب و رفع خستگی، در دشت سبز و کنار جنگل، نام گوزل را در هر شکاف و شیار صدا می‌زند تا سرانجام دو غزاله بیم‌زده سر از پهلوگاه درخت کهن بیرون می‌آورند؛ درختی که آن‌ها را پناه داده است. گوزل آن‌ها را در آغوش می‌گیرد، درخت شکاف خود را می‌بندد و آهو دو غزاله را در خورجین مادیان می‌گذارد و به‌سوی محله بازمی‌گردد. از آن پس، زندگی گوزل معنای تازه‌ای پیدا می‌کند: مادری برای دو غزاله امانتی. او هر روز صبح با مادیان سپید و دو بره آهو به کنار چشمه می‌رود، آن‌ها را به چرا می‌سپارد و خود بر بلندترین بلندی‌ها می‌ایستد و راه رفته سواران را نگاه می‌کند. سال‌ها می‌گذرد، غزاله‌ها بزرگ می‌شوند، تارهای موی گوزل سپید می‌شود و او در سیاه‌چادر خود، در دل دشتی سوخته، به صبوری و انتظار خو می‌کند. در خیال خود می‌پذیرد که شاید آهوی بختش تیر خورده و هلاک شده و سوار بی کج‌کلاه هرگز بازنگردد؛ پس تنها دل‌خوشی‌اش این است که مادری دو غزاله را به‌خوبی به‌جا آورد و اگر روزی سواران بازگشتند، بدانند که او تا دم آخر چشم‌به‌راه بوده است. در پایان روایت، هنگامی که غزاله‌های جوان بوی مادر را در دوردست‌ها حس می‌کنند و رو به آستانه خورشید می‌تازند، گوزل بر بلندترین بلندی می‌ایستد و در دوردست‌ها سوارانی را می‌بیند که با دشت سبزه و آب و امید بازمی‌گردند؛ پیشاپیش آن‌ها همان سوار بی جقه و بی شنل ارغوانی است و در نگاه گوزل، زندگی در آینه چشمانش انگار دوباره آغاز می‌شود.

چرا باید کتاب آهوی بخت من گزل را بشنویم؟

کتاب صوتی آهوی بخت من گزل برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا در قالب یک افسانه طولانی، با پرسش‌های جدی‌تری درمورد زندگی، خطر، امید و مسئولیت روبه‌رو شود. قصه از سطح ماجرای تعقیب یک آهو و هجوم سواران فراتر می‌رود و به دغدغه‌هایی مثل مادری، دلواپسی برای آینده فرزندان، ناتوانی در محافظت کامل از عزیزان و پذیرش بی‌اعتباری لحظه‌های خوش نزدیک می‌شود. گوزل در تمام طول داستان میان شادی کوتاه‌مدت و آگاهی از خطرهای پنهان در کمین، در رفت‌وآمد است و این کشمکش درونی، شنونده را به فکرکردن درباره ترس‌ها و امیدهای خودش وامی‌دارد. در آن کتاب، مفهوم «بخت» و «سرنوشت» نه‌تنها در نام گوزل و تعبیر «آهوی بخت من» بلکه در تصمیم‌ها و انتخاب‌های شخصیت‌ها حضور دارد. گوزل بارها می‌توانست فقط به نجات خود فکر کند اما هر بار پیوندش با بره‌ها و بعدتر با دو غزاله امانتی، او را به‌سوی مسئولیت و وفاداری می‌کشاند. شنونده در این مسیر، با این پرسش روبه‌رو می‌شود که بخت تا کجا دست خود انسان است و از کجا به نیروهایی بیرون از اراده او گره می‌خورد. کتاب صوتی آهوی بخت من گزل همچنین برای کسانی که به زبان تصویری و آهنگین علاقه دارند جذاب است. توصیف‌های دشت، جنگل افلاک، آتش در هفت جهت، سیاه‌چادر نیمه‌سوخته و تعقیب‌های طولانی، در ترکیب با چند صدای گوینده، فضایی می‌سازد که شنونده می‌تواند آن را به‌خوبی در ذهن خود مجسم کند. حضور خود محمود دولت‌آبادی در میان گویندگان، پیوندی مستقیم میان متن و صدا ایجاد کرده است و دیگر گویندگان نیز با نقش‌آفرینی در شخصیت‌هایی مثل گوزل و بانوی سیاه‌چادر، لایه‌های عاطفی قصه را برجسته کرده‌اند. از زاویه‌ای دیگر، آن کتاب برای کسانی که به افسانه‌ها و روایت‌های تمثیلی علاقه‌مند هستند، نمونه‌ای است از این‌که چگونه می‌توان با استفاده از حیوانات، دشت‌ها و سواران، درباره جنگ، ویرانی، کوچ، وفاداری و انتظار سخن گفت بی‌آنکه مستقیم به این موضوع‌ها نام بدهد. شنیدن این کتاب صوتی می‌تواند تجربه‌ای باشد برای همراهی با مسیری که از کودکی بی‌خبر بره‌ها آغاز می‌شود و به پیری صبور گوزل می‌رسد؛ مسیری که در آن، امید هرچند بارها زخمی می‌شود اما به‌طور کامل خاموش نمی‌شود.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی آهوی بخت من گزل به کسانی پیشنهاد می‌شود که به افسانه‌ها و قصه‌های بلند با حال‌وهوای تمثیلی علاقه دارند و دوست دارند در دل یک روایت پرتصویر، درباره بخت، سرنوشت، مادری و مسئولیت فکر کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که به زبان تصویری و آهنگین، توصیف‌های مفصل از طبیعت، دشت و کوچ سواران و نیز به اجراهای چندصدایی در کتاب‌های صوتی علاقه‌مند هستند. به علاقه‌مندان آثار محمود دولت‌آبادی و کسانی که می‌خواهند وجه افسانه‌ای و شاعرانه‌تری از نوشتن او را تجربه کنند نیز شنیدن این کتاب صوتی پیشنهاد می‌شود. و درنهایت به شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که با موضوعاتی مثل دلواپسی برای آینده فرزندان، صبوری در برابر ناملایمات و انتظار طولانی برای بازگشت عزیزان درگیر هستند و می‌خواهند این دغدغه‌ها را در قالب یک قصه بلند و پرکشش دنبال کنند.

معرفی نویسنده
عکس محمود دولت‌آبادی
محمود دولت‌آبادی
ایرانی | تولد ۱۳۱۹

محمود دولت‌آبادی نویسنده، نمایشنامه‌نویس و بازیگر تئاتر در سال ۱۳۱۹ در روستای دولت‌آباد واقع در سبزوار به دنیا آمد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در روستای دولت‌آباد گذراند و درآنجا دوران تحصیل خود را سپری کرد. در سبزوار، مشهد و بعدها در تهران کار کرد. مدتی کشاورزی و صنعت‌گری می‌کرد و چند صباحی کنترل‌چی سینما بود. عشق تئاتر او را به تهران آورد و در کلاس‌های تئاتر نام‌نویسی کرد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۵۳ دقیقه

حجم

۳۷٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۴

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۵۳ دقیقه

حجم

۳۷٫۰ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۴

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان