دانلود رایگان کتاب صوتی شب هنگام (روزنه ۸)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی شب هنگام (روزنه ۸)

دانلود و خرید کتاب صوتی شب هنگام (روزنه ۸)

معرفی کتاب صوتی شب هنگام (روزنه ۸)

کتاب صوتی روزنه08؛ شب هنگام نوشته مونیکا مارون با ترجمه حمید زرگرباشی روایتی است از شبی برفی، سکوتی سنگین و زنی که همراه سگش در شهری خاموش قدم می‌زند و در همین قدم‌زدن‌ها به گذشته، تنهایی و رابطه‌های از دست‌رفته‌اش سر می‌زند. نشر ترانه پدرام آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب صوتی با گویندگی نعیمه مهدویان، بهاره سیاف و سحر حمیدی منتشر شده است. در این کتاب صوتی شنونده وارد جهان یوهانا می‌شود؛ زنی که در خیابان‌های پوشیده از برف، در میان پنجره‌های خاموش و چراغ‌های خاموش‌شده، هم‌زمان با مراقبت از سگش بردو، با خاطرات و ترس‌ها و دل‌بستگی‌هایش روبه‌رو می‌شود. فضای داستان در همان چند صفحه‌ آغازین با جزئیات دقیق برف، سکوت، صدای قلاده سگ و پنجره‌های تاریک شکل گرفته است و به‌تدریج چهره شخصیت‌ها و رابطه‌هایشان را آشکار می‌کند؛ از شوهر همیشه‌درحال‌کار یوهانا تا همسایه‌ها و به‌ویژه رزی، هنرپیشه‌ای بیمار که حضورش در ذهن راوی پررنگ است. کتاب صوتی روزنه08؛ شب هنگام با تکیه‌بر همین فضای شبانه و قدم‌زدن در شهر، به درونی‌ترین لایه‌های احساس تنهایی، بلوغ، ترس و نیاز به همراهی سرک می‌کشد و شنونده را در مسیری آرام اما پرجزئیات همراه خود می‌کند؛ مسیری که در آن هر ردپا روی برف و هر پنجره روشن یا خاموش معنایی تازه پیدا می‌کند.

درباره کتاب شب هنگام (روزنه ۸)

کتاب روزنه08؛ شب هنگام داستان شبی است که در آن یوهانا همراه سگ سیاهش بردو در خیابانی پوشیده از برف قدم می‌زند و در سکوتی که بر شهر افتاده است به نوعی مالکیت عجیب بر این فضای خالی و بی‌صدا فکر می‌کند. مونیکا مارون در آن کتاب با تمرکز بر یک بازه زمانی محدود و مکانی مشخص، یعنی محله‌ای مسکونی با خیابان‌ها، پارک کوچک، دفتر پست و خانه‌های چندطبقه، جهانی می‌سازد که در آن هر حرکت کوچک معنا پیدا می‌کند؛ از صدای تق‌تق پلاک قلاده سگ تا ردپاهای تازه روی برف. شنونده در خلال این قدم‌زدن شبانه با گذشته یوهانا آشنا می‌شود؛ زمانی که در جوانی در شهرهای دیگر شب‌ها تنها قدم می‌زد، از حس پیروزی‌اش بر شهری خاموش می‌گفت و از لحظه‌ای که خود را «بالغ» دانست و نبرد خیالی‌اش با شهر را کنار گذاشت. در همین مسیر، شخصیت رزی یا روزی نیز وارد میدان می‌شود؛ هنرپیشه‌ای که زمانی ستاره بوده، حالا بیمار است و با زبان خاص و ترکیب لهجه روستایی و تجربه زبانی شکسپیر در ذهن راوی زنده مانده است. در ادامه کتاب روزنه08؛ شب هنگام شنونده با شبکه‌ای از رابطه‌های کم‌تعداد اما پرمعنا روبه‌رو می‌شود: رابطه یوهانا با شوهرش آخیم که از پشت پنجره اتاق کارش در طبقه دوم فقط به‌صورت نوری سرد و کم‌رمق دیده می‌شود، رابطه او با رزی که سال‌هاست ندیده‌اش اما واژه‌ها و جمله‌هایش هنوز در ذهنش می‌چرخد و رابطه ویژه‌اش با سگش بردو که از دل یک اتفاق تلخ به زندگی او وارد شده است؛ سگی که کسی او را به سطل کاغذ باطله بسته بود و نجاتش برای یوهانا به نوعی نشانه مشیت تبدیل شده است. ساختار کتاب صوتی بر پایه حرکت در یک شب و رفت‌وبرگشت‌های ذهنی بنا شده است و در خلال این حرکت، شنونده با شخصیت‌های فرعی دیگری هم آشنا می‌شود؛ مثل زن شکارچی پلاک ۱۴ که درباره قلاده شب‌نما برای سگ سیاه حرف می‌زند یا همسایه‌هایی که فقط از خلال نام سگ‌هایشان شناخته می‌شوند. فصل‌ها و بخش‌های کتاب به‌جای پرش‌های زمانی بزرگ، بیشتر بر جزئیات همین شب، مسیرهای تکراری تا دفتر پست، پارک کوچک، خیابان‌های فرعی و خاطراتی که در هر نقطه زنده می‌شوند تمرکز کرده است و از خلال همین جزئیات، تصویری از تنهایی شهری، پیوندهای سست همسایگی و تلاش برای حفظ یک رابطه صمیمی میان انسان و حیوان خانگی شکل می‌گیرد.

خلاصه داستان شب هنگام (روزنه ۸)

در مرکز کتاب صوتی روزنه08؛ شب هنگام شبی برفی قرار دارد که در آن همه پنجره‌ها خاموش است و فقط اتاق کار آخیم، شوهر یوهانا، در طبقه دوم با نور سرد لامپ هالوژن دیده می‌شود. یوهانا همراه سگش بردو از خانه بیرون می‌آید؛ برفی تازه و دست‌نخورده روی برف چرک دیروز نشسته و هر قدم او ردپایی واضح بر جا می‌گذارد. سکوت شهر، نبودن هیچ جنبنده‌ای جز او و سگش و صدای تق‌تق پلاک قلاده بردو، فضایی می‌سازد که در آن هر حرکت کوچک برجسته می‌شود. در همین قدم‌زدن‌هاست که ذهن یوهانا به گذشته می‌رود؛ به سال‌هایی که هنوز پیش پدر و مادرش زندگی می‌کرد، پول تاکسی و خودرو نداشت و شب‌ها در شهرهای دیگر تنها قدم می‌زد و از این تنهایی و سکوت احساس پیروزی می‌کرد، انگار شهر را بدون نبرد تسخیر کرده است. در طول مسیر، رابطه او با رزی پررنگ می‌شود؛ همسایه‌ای که زمانی هنرپیشه بوده، حالا بیمار است و چهره‌اش از کورتیزون باد کرده. رزی با زبان خاص خود، ترکیبی از لهجه شمالی روستایی و ارجاع‌های ادبی، در خاطره‌های یوهانا زنده است؛ از واژه‌سازی‌هایش مثل «دستمال سینه» برای سینه‌بند تا جمله‌های طنزآمیزش درباره جدایی‌ها و بحران‌ها. یوهانا به دیدارهایی فکر می‌کند که با رزی داشته، شبی که ساعت سه و نیم صبح زنگ خانه‌اش را زده و رزی بدون تعجب در را باز کرده، برایش چای و شراب آماده کرده و باز همان جمله همیشگی را تکرار کرده که «توان انجام کاری را ندارد»؛ جمله‌ای که تقریباً ضمیمه هر گفت‌وگوی اوست. در همین حال، رابطه یوهانا با بردو نیز لایه‌لایه آشکار می‌شود. شنونده می‌فهمد که بردو از دل حادثه‌ای تلخ وارد زندگی او شده است؛ سگی بی‌نام که کسی او را به سطل کاغذ باطله بسته بود و نجاتش برای یوهانا معنایی فراتر از «صاحب سگ شدن» داشته است. از آن پس، هر بار که بردو با سگ دیگری روبه‌رو می‌شود و او ناچار است با صاحبانشان چند کلمه‌ای ردوبدل کند، احساس می‌کند این برخوردها خلوت ویژه میان خودش و بردو را مخدوش می‌کند. در عین حال، همین گردش‌های سه‌باره روزانه با سگ باعث شده است که او بعد از شش سال زندگی در محله، دست‌کم نام چند سگ و صاحبانشان را بداند و از پشت همین آشنایی‌های حداقلی، تصویری از همسایگی مدرن شکل بگیرد. کتاب به‌تدریج نشان می‌دهد که چگونه نگاه یوهانا به شهر عوض شده است؛ از روزگاری که خاموشی پنجره‌ها برایش نشانه پیروزی و تسلط بود تا اکنون که پنجره‌های روشن به او آرامش می‌دهد و دیگر نمی‌خواهد در پشت آنها دشمنان خیالی تصور کند. در این میان، یاد رزی که سال‌هاست ندیده‌اش، سلامی که کسی از طرف او رسانده و حس تعویق‌دار «باید بروم دیدنش» در ذهن او می‌چرخد و با هر قدم روی برف، با هر بار رفتن تا دفتر پست و برگشتن، این حس تعلیق و دلتنگی پررنگ‌تر می‌شود. داستان در همین فضای شبانه، میان سکوت، برف، نور آبی‌فام چراغ خودرویی که از چهارراه می‌گذرد و بازی‌های ساده بردو با گلوله‌های برف، جهان درونی زنی را ترسیم می‌کند که میان تنهایی، مسئولیت، خاطره و نیاز به پیوند انسانی در نوسان است.

چرا باید کتاب شب هنگام (روزنه ۸) را بشنویم؟

کتاب صوتی روزنه08؛ شب هنگام برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا در قالب شبی برفی و قدم‌زدن در خیابان‌های خلوت، با لایه‌های پنهان تنهایی شهری و رابطه‌های ظریف انسانی روبه‌رو شود. تمرکز داستان بر جزئیات کوچک روزمره، مثل ردپا روی برف، قلاده شب‌نما، دفتر پست، پارک کوچک و پنجره‌های روشن و خاموش، کمک می‌کند تا شنونده تجربه‌ای نزدیک و ملموس از زیستن در شهری بزرگ اما عاطفاً پراکنده به دست آورد. در این کتاب صوتی رابطه میان انسان و حیوان خانگی فقط به‌عنوان همراهی ساده طرح نشده است، بلکه به‌عنوان پیوندی که می‌تواند معنای تازه‌ای به زندگی بدهد و فرد را به شبکه‌ای از آدم‌ها و موقعیت‌ها وصل کند نشان داده شده است. شنونده در خلال روایت با پرسش‌هایی درباره بلوغ، ترس، احساس مالکیت بر فضا، همسایگی و مسئولیت در برابر دیگری روبه‌رو می‌شود؛ پرسش‌هایی که بدون شعار و نتیجه‌گیری مستقیم، در دل صحنه‌ها و گفت‌وگوها شکل گرفته است. چندصدایی‌بودن گویندگی و حضور سه صدا برای اجرای شخصیت‌ها، به‌ویژه در بازآفرینی لحن خاص رزی و تفاوت حال‌وهوای شخصیت‌ها، شنیدن آن کتاب را برای کسانی که به فضاسازی صوتی و اجرای دقیق دیالوگ‌ها علاقه‌مند هستند جذاب‌تر کرده است. این کتاب صوتی برای کسانی که به دنبال داستانی پرحادثه نیستند و بیشتر می‌خواهند در یک شب آرام، همراه با شخصیت اصلی، در خیابان‌های برفی و در ذهن او قدم بزنند، تجربه‌ای متفاوت به‌همراه می‌آورد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی روزنه08؛ شب هنگام به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌هایی با تمرکز بر فضا، حال‌وهوا و زندگی درونی شخصیت‌ها علاقه‌مند هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه تنهایی شهری، رابطه‌های همسایگی، پیوند انسان و حیوان خانگی و تأمل در خاطره‌ها و گذشته شخصی را دارند و ترجیح می‌دهند در فضایی آرام و تأملی با این موضوع‌ها همراه شوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۴ دقیقه

حجم

۱۳٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۴ دقیقه

حجم

۱۳٫۷ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان