
دانلود و خرید کتاب صوتی ۱۲ ستون موفقیت
معرفی کتاب صوتی ۱۲ ستون موفقیت
کتاب صوتی 12 ستون موفقیت نوشتهی جیم ران با ترجمهی گروه مترجمان و با گویندگی علی نجفی منتشر شده است و نشر آگاه باشیم آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی داستان زندگی مردی به نام مایکل را روایت میکند که در میانهی زندگی، زیر فشار کار خستهکننده، رابطهی سرد با همسر و فرزندان و مشکلات مالی، احساس بنبست و ناتوانی میکند. یک خرابی سادهی ماشین در جاده، او را به عمارت باشکوهی با ۱۲ ستون سفید میرساند؛ جایی که با پیرمردی به نام چارلی آشنا میشود و این آشنایی، نقطهی عطف زندگی او میشود. در این کتاب صوتی، گفتوگوهای مایکل و چارلی در قالب دیدارهای پیاپی شکل میگیرد و هر بار، یکی از ستونهای موفقیت در زندگی شخصی، خانوادگی، شغلی و مالی معرفی میشود. نویسنده با استفاده از یک داستان ساده و شخصیتهای محدود، مفاهیمی مثل رشد شخصی، سلامت سهبعدی، رابطهی عاطفی، هدفگذاری، مدیریت زمان، انتخاب دوستان، خودآموزی، فروش، پول، ارتباط، رهبری و میراث زندگی را در قالب ۱۲ ستون کنار هم میچیند. روایت شنیداری این کتاب صوتی بر پایهی دیالوگ و صحنههای روزمره پیش میرود و شنونده را همراه با مایکل، قدمبهقدم در مسیر تغییر قرار میدهد.
درباره کتاب 12 ستون موفقیت جیم ران
کتاب 12 ستون موفقیت با محوریت آموزههای جیم ران، در قالب داستانی دربارهی مایکل جونز شکل گرفته است؛ مردی حدوداً میانسال که ۱۴ سال از ازدواجش گذشته، دو فرزند دارد و در شغلی فرساینده و کمدرآمد گیر افتاده است. او در ابتدای داستان، از ماشین فرسوده، زندگی تکراری و فاصلهای که میان خودش، همسرش امی و بچههایش افتاده خشمگین است. خرابی ماشین در جاده باعث میشود به عمارت بزرگی برسد که ۱۲ ستون سفید در نمای آن دیده میشود و تابلویی با عنوان ۱۲ ستون کنار آن نصب شده است. در همینجا با پیرمردی به نام چارلی آشنا میشود؛ سرایدار ظاهری عمارت که در واقع نزدیکترین فرد به صاحب خانه، آقای دیویس، است. از این نقطه، ساختار کتاب بر پایهی دیدارهای مکرر مایکل و چارلی شکل میگیرد و هر دیدار، به یکی از ستونهای موفقیت اختصاص داده شده است. کتاب 12 ستون موفقیت در ۱۲ بخش اصلی، هر بار یک ستون را از دل گفتوگوها بیرون میکشد: ستون اول رشد شخصی است و این ایده که بهجای فقط سخت کار کردن، باید روی خود کار کرد. ستون دوم به سلامتی سهبعدی (جسم، روان، روح) میپردازد و ستون سوم روی رابطه و خانواده تمرکز دارد و آن را به باغچهای تشبیه کرده است که اگر به آن نرسند، علف هرز میروید. در ادامه، ستون چهارم هدفگذاری و نوشتن اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را مطرح میکند و ستون پنجم به استفادهی عاقلانه از زمان و تفاوت بین «درد انضباط» و «درد تأسف» میپردازد. ستون ششم دربارهی انتخاب آدمهای اطراف و تأثیر دوستان بر نگرش و مسیر زندگی است و ستون هفتم بر خودآموزی، کتابخواندن و یادگیری مداوم تأکید کرده است. ستون هشتم زندگی را در جایگاه فروش و نفوذ بر دیگران توضیح میدهد، ستون نهم به پول، سودآوری و تفاوت حقوقبگیری و صاحبکاری میپردازد، ستون دهم مهارت ارتباط، ستون یازدهم رهبری و ستون دوازدهم میراث و اثری است که هر فرد از خود بهجا میگذارد. در پایان، شنونده با افشای هویت واقعی چارلی بهعنوان خودِ آقای دیویس و نامهی پایانی او، حلقهی همهی ستونها را در قالب یک پیام واحد دربارهی کوتاهی زندگی و ضرورت برجاگذاشتن میراثی معنادار میبیند.
خلاصه کتاب 12 ستون موفقیت جیم ران
در مرکز کتاب صوتی 12 ستون موفقیت، داستان مایکل قرار دارد؛ فروشندهای که ۱۴ سال از ازدواجش گذشته، دو فرزند دارد و در زندگیاش احساس شکست میکند. او از ماشین کهنه، شغل کمدرآمد، نبود پسانداز و فاصلهی عاطفی با همسر و فرزندانش ناراضی است و همهچیز را گردن شانس بد و شرایط میاندازد. یک روز در راه جلسهی فروش، ماشینش در جاده خراب میشود و همین اتفاق او را به عمارت بزرگ و سفیدرنگی با ۱۲ ستون میرساند. در آنجا با پیرمردی به نام چارلی آشنا میشود که ابتدا مشکل سادهی ماشین (تمامشدن بنزین) را حل میکند و بعد، در مسیر برگشت، از صاحب عمارت، آقای دیویس، و ۱۲ ستون موفقیت او حرف میزند. در دیدارهای بعدی، هر بار یکی از ستونها برای مایکل روشن میشود. ستون اول رشد شخصی است: چارلی توضیح میدهد که بهجای فقط سخت کار کردن، باید روی خود کار کرد، مهارتها را بالا برد، کتاب خواند و در کنفرانسها شرکت کرد تا ارزش فرد بالا برود. ستون دوم سلامتی سهبعدی است؛ جسم، روان و روح که مثل لایههای پیاز روی هم قرار گرفتهاند و باید بین آنها تعادل برقرار شود. ستون سوم به رابطه و خانواده میپردازد و با تشبیه رابطه به باغچه، از مایکل میخواهد برای همسر و فرزندانش وقت بگذارد و علفهای هرز رابطه را بکند. در ستون چهارم، موضوع هدفگذاری مطرح میشود: نوشتن اهداف بلندمدت، میانمدت، کوتاهمدت و حتی «خردههدفها» و اینکه خودِ مسیر رسیدن به هدف، شخصیت را شکل میدهد. ستون پنجم به استفاده از زمان و انتخاب بین درد انضباط و درد تأسف میپردازد و هشدار میدهد که اگر کسی برای زندگیاش برنامه نداشته باشد، دیگران از او کار میکشند. ستون ششم دربارهی انتخاب اطرافیان است؛ چارلی از مایکل میخواهد دوستانش را بررسی کند و ببیند هرکدام او را به کدام سمت میبرند و روابط را در سه دستهی «عدم رابطه»، «محدودیت رابطه» و «رابطهی زیاد» قرار دهد. ستون هفتم خودآموزی است؛ جایی که چارلی به مایکل میگوید مدرک دانشگاهی کافی نیست و کتابخواندن و یادگیری مداوم، تفاوت اصلی آدمهای موفق است. ستون هشتم زندگی را در جایگاه فروش توضیح میدهد و فروش را معادل نفوذ میگیرد؛ از رابطه با مشتری تا خانواده. ستون نهم به پول و سودآوری میپردازد و تفاوت حقوقبگیری و صاحبکاری را برای مایکل روشن میکند و پیشنهاد میدهد در کنار کار فعلی، بهصورت پارهوقت روی ایجاد منبع درآمد خود کار کند. ستون دهم مهارت ارتباط است؛ پیدا کردن زمینهی مشترک، انتخاب زمان و لحن مناسب و مهمتر از همه، گوشدادن واقعی. ستون یازدهم رهبری را بهعنوان توانایی نفوذ مثبت و کمک به دیگران برای دیدن نسخهی بهتر خودشان تعریف میکند. در نهایت، پس از مدتی دوری مایکل از چارلی، او برمیگردد و میفهمد چارلی درگذشته و در واقع همان آقای دیویس بوده است. در نامهی پایانی، ستون دوازدهم معرفی میشود: میراث. اینکه زندگی کوتاه است و هرکس میتواند فقط آن را بگذراند یا طوری زندگی کند که اثری ماندگار در بعد مالی، جسمی، روحی و آموزشی برای دیگران بهجا بگذارد.
چرا باید کتاب 12 ستون موفقیت جیم ران را بشنویم؟
کتاب صوتی 12 ستون موفقیت مجموعهای از ایدههای پراکندهی رشد فردی را در قالب یک داستان واحد و منسجم کنار هم قرار داده است. شنونده همراه با مایکل، از نقطهی نارضایتی و بنبست، وارد مسیری میشود که در آن مسئولیتپذیری، رشد شخصی، سلامت، رابطه، هدفگذاری، زمان، پول، ارتباط و رهبری بهعنوان اجزای بههمپیوستهی یک زندگی معنادار دیده میشوند. هر ستون نهتنها یک مفهوم نظری، بلکه یک گفتوگوی زنده بین مایکل و چارلی است که در موقعیتهای واقعی مثل کارگاه، باغچه، استخر یا رستوران شکل میگیرد و همین باعث میشود شنونده بتواند خودش را جای مایکل بگذارد. این کتاب صوتی بهجای تمرکز صرف بر موفقیت مالی، تصویری چندبعدی از موفقیت ارائه کرده است: از رشد درونی و معنوی تا کیفیت رابطه با خانواده، از انتخاب دوستان تا نوع استفاده از زمان، از یادگیری مداوم تا تأثیرگذاری بر دیگران. شنونده در طول داستان میبیند که چگونه تغییرهای کوچک مایکل در نوشتن اهداف، وقتگذاشتن برای همسر و فرزندان، بازنگری در روابط دوستانه، کتابخواندن و نگاه تازه به شغل فروشندگی، بهتدریج مسیر زندگی او را عوض میکند. یکی از نکات قابلتوجه این کتاب صوتی، ستون دوازدهم است که همهی ستونهای قبلی را به هم وصل میکند و بحث میراث را پیش میکشد؛ اینکه هرکس چه چیزی برای نسل بعدی و اطرافیانش بهجا میگذارد. شنیدن نامهی پایانی آقای دیویس، که پس از مرگش به دست مایکل میرسد، برای شنونده فرصتی است تا به کوتاهی زندگی، ارزش زمان و معنای واقعی «خوب زندگیکردن» فکر کند. این ساختار داستانی باعث میشود مفاهیم مطرحشده فقط در حد توصیه نماند و به تجربهای عاطفی و قابللمس تبدیل شود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که در میانهی زندگی یا مسیر شغلی احساس بنبست، خستگی یا بیهدفی دارند و بهدنبال بازتعریف مسیر شخصی و حرفهای خود هستند. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل رشد فردی، بهبود رابطهی خانوادگی، هدفگذاری، مدیریت زمان، تغییر شغل از حقوقبگیری به سودآوری، تقویت مهارت فروش و ارتباط، و رهبری علاقهمندند. کسانی که دوست دارند مفاهیم موفقیت را در قالب یک داستان دنبال کنند نه در قالب فهرست نکتهها، میتوانند از شنیدن این کتاب صوتی بهره ببرند.
زمان
۱ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۹۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۹۳٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد