دانلود رایگان کتاب صوتی سقط جنین (قسمت دوم)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سقط جنین (قسمت دوم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سقط جنین (قسمت دوم)

نویسنده:علی پاینده
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سقط جنین (قسمت دوم)

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 نوشته علی پاینده با گویندگی گروه گویندگان و به تهیه‌کنندگی خانه داستان چوک منتشر شده است. این کتاب صوتی در قالب یک نمایش رادیویی پرکشمکش، شنونده را وارد موقعیتی می‌کند که در آن عشق، ترس، شرم، فشارهای خانوادگی و باورهای مذهبی در هم گره خورده است. ماجرا در یک روز پراضطراب می‌گذرد؛ روزی که پروانه و مجید در آستانه تصمیمی قرار گرفته‌اند که می‌تواند هم زندگی خودشان و هم سرنوشت جنینی را که شاید «نمی‌خواهد بمیرد» تغییر دهد. در این کتاب صوتی، روایت از زاویه دید مجید پیش می‌رود؛ مردی که میان میل به پدرشدن، ترس از قضاوت خانواده‌ها و واقعیت تلخ «رابطه‌ای بدون ازدواج رسمی» سرگردان است. در کنار او، پروانه قرار دارد که هم‌زمان هم دلش با جنین است و هم زیر فشار سنگین آبرو، خانواده و آینده‌ای نامعلوم خم شده است. فضای داستان در شهر، خیابان‌ها، داروخانه، مطب زیرزمینی و در زردرنگی شکل می‌گیرد که به‌تدریج به نمادی از «دروازه جهنم» و ورود به منطقه‌ای ممنوعه تبدیل می‌شود. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 با تکیه‌بر دیالوگ‌های طولانی، مونولوگ‌های درونی مجید و فضاسازی صوتی، تجربه‌ای شبیه شنیدن یک فیلم ذهنی می‌سازد؛ فیلمی که در آن هر بوق ماشین، هر درِ بسته و هر پل سیمانی، نشانه‌ای از اضطراب و سرگردانی شخصیت‌ها است.

درباره کتاب نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 داستان یک روز بحرانی در زندگی دو جوان به نام‌های مجید و پروانه است که درگیر پیامدهای یک رابطه پنهانی و بارداری ناخواسته شده‌اند. علی پاینده در این کتاب صوتی، ماجرا را از لحظه‌ای روایت کرده است که ماشین کنار بلوار می‌ایستد و پروانه در آستانه پیاده‌شدن برای رفتن به مطب زیرزمینی سقط جنین است. از همان ابتدا، مجید با گرفتن دست پروانه و خواهش برای منصرف‌شدن، کشمکش اصلی را روشن می‌کند: تقابل میان حفظ جنین و ترس از آبرو و قضاوت خانواده‌ها. در طول روایت، شنونده با اعتراف‌های پروانه روبه‌رو می‌شود؛ از حرف‌زدن شبانه‌اش با جنین تا مراجعه‌های قبلی به پزشک و مصرف «۱۶ مدل قرص» که نتیجه نداده است. همین جزئیات، جنین را به موجودی سرسخت و زنده در ذهن شخصیت‌ها تبدیل می‌کند که «نمی‌خواهد بمیرد». کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 در چند صحنه و موقعیت پی‌درپی پیش می‌رود که هرکدام حال‌وهوای خاص خود را دارند: صحنه گفت‌وگوی اولیه در ماشین کنار بلوار، ورود به ساختمان قدیمی و زیرزمینی با در زردرنگی که به‌عنوان «دروازه جهنم» تصویر شده است، مواجهه با منشی موطلایی و خانم دکتر با لهجه غیرشهری، امضای برگه رضایت با نام «پروانه حیدری و مجید رحیمی»، فرستادن مجید برای خرید «دستگاه معاینه سایز کوچک» از داروخانه شلوغ، سرگردانی او در بلوار بی‌انتها و پل‌های سیمانی، توقف در غذای بیرون‌بر و خرید خورش بادمجان، بازگشت دوباره به مطب و تحویل دستگاه ۱۵۰۰ تومانی، انتظار ربع‌ساعته پشت در بسته، و درنهایت خروج پروانه با چهره‌ای بی‌رنگ و توصیف لحظه‌ای که «بچه آمد» و در شیشه افتاد. در ادامه، مسیر بازگشت به خانه پروانه، خرید نسکافه به‌جای قهوه، لرزش صدا و بدن پروانه، و صحنه پایانی که مجید پس از رساندن او، در حیاط مجتمع خودشان خیره به دختر بچه‌ای یک‌ساله می‌شود، ساختار کلی این قسمت را شکل می‌دهد. هرچند در متن به‌صورت فصل‌بندی کلاسیک اشاره نشده است، اما می‌توان این توالی را به‌عنوان بخش‌هایی نانوشته در نظر گرفت که از «کنار بلوار»، «زیرزمین»، «داروخانه»، «غذای بیرون‌بر»، «انتظار پشت در زرد» و «بازگشت به خانه» عبور می‌کند و در پایان با جمله «داستان دیگری به پایان رسید اما پرواز چوک را پایانی نیست» به‌نوعی به قالب مجموعه‌ای از نمایش‌های صوتی اشاره کرده است.

خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02

در مرکز کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02، کشمکش میان زندگی و مرگ یک جنین، و میان عشق و ترس دو جوان قرار دارد. مجید راوی ماجرا است؛ مردی که در همان ابتدای داستان وقتی پروانه می‌خواهد از ماشین پیاده شود، ناخودآگاه دستش را می‌گیرد و از او می‌خواهد در را ببندد و از انجام عمل منصرف شود. او از رؤیای قدیمی‌اش برای پدرشدن می‌گوید، از این‌که همیشه وقتی هم‌سن‌وسال‌هایش را با یک یا دو بچه می‌دیده دلش می‌خواسته فرزندی داشته باشد که در پیری دستش را بگیرد و از حقش دفاع کند. در مقابل، پروانه با چشمانی خیس اعتراف می‌کند که خودش هم دلش نمی‌خواهد این کار را بکند، شب‌ها با جنین حرف زده و از او پرسیده که در این دنیای «به این کثیفی» چه می‌خواهد، حتی یک‌بار وسط بلوار ایستاده و از خدا خواسته بوده که هم خودش و هم بچه را با هم بکشد. پروانه تعریف می‌کند که به سؤال‌های خانم دکتر درباره قرص‌ها جواب داده و گفته ۱۶ مدل قرص خورده اما بچه هنوز زنده است. دکتر به او گفته شاید خدا نمی‌خواهد این بچه بمیرد، اما وقتی می‌فهمد پروانه و مجید فقط دوست هستند و ازدواج نکرده‌اند، درنهایت راضی می‌شود عمل کورتاژ را انجام دهد. ساختمان مطب در زیرزمین است؛ با دیوارهای گچی رنگ‌شده و کاشی‌های سفید قدیمی، و دری زرد که در ذهن مجید به «دروازه جهنم» تبدیل می‌شود. در طبقه پایین، خانم دکتر با لباس سفید و روسری قهوه‌ای پشت میز نشسته و برگه‌ای را جلو پروانه می‌گذارد تا خودش و «شوهرش» امضا کنند. مجید از امضاکردن می‌ترسد و از پروانه می‌خواهد امضایی دیگر بزند تا مدرکی علیه او نباشد. روی برگه نام «پروانه حیدری و مجید رحیمی» و کلمه «رضایت» نوشته شده است. پروانه برای شروع عمل به زیرزمین می‌رود و مجید به بهانه‌ای از مطب بیرون می‌آید. کمی بعد پروانه زنگ می‌زند و با عجله از او می‌خواهد «دستگاه معاینه سایز کوچک» بخرد. مجید در بلوار بی‌انتها به‌دنبال داروخانه می‌گردد، چندبار می‌ترسد که مسیر را گم کرده باشد، بالاخره داروخانه شلوغی را پیدا می‌کند و پس از معطلی، دستگاهی پلاستیکی و شفاف به قیمت ۱۵۰۰ تومان می‌خرد. در راه برگشت، گرسنگی و استرس او را به یک غذای بیرون‌بر می‌کشاند؛ خورش بادمجان سفارش می‌دهد و درحالی‌که منتظر است، پروانه چندبار زنگ می‌زند و با صدایی مضطرب حالش را می‌پرسد. پس از پیدا کردن دوباره مسیر و دیدن همان پل سیمانی و در زردرنگ، مجید دستگاه را به خانم دکتر می‌دهد. او با لهجه‌اش می‌گوید که «یه ربع صبر کن» و در را محکم پشت سرش می‌بندد. مجید در ماشین می‌نشیند، غذا را می‌خورد و درحالی‌که هیچ کاری برای کم‌کردن اضطرابش از دستش برنمی‌آید، طولانی‌شدن هر ثانیه را حس می‌کند. وقتی در زرد باز می‌شود، این‌بار پروانه است که بیرون می‌آید؛ رنگ‌پریده، بی‌رمق و در آستانه افتادن. سوار ماشین می‌شود و فقط می‌گوید «برو». در راه، با صدایی لرزان توضیح می‌دهد که «بچه آمد»، با انگشت اشاره اندازه‌اش را نشان می‌دهد و می‌گوید نصفش را دیده و نصف دیگرش قرار است با خونریزی بیاید. از درد شدید، تکان‌دادن وسیله‌ای شبیه قاشق در رحم و حال بدش می‌گوید. خانم دکتر به او گفته قهوه بخورد. مجید کنار یک سوپری می‌ایستد، از مرد مغازه‌دار قهوه می‌خواهد و درنهایت قوطی نسکافه‌ای می‌خرد که مرد ادعا می‌کند همان قهوه است. پروانه بدون نگاه‌کردن قوطی را در کیفش می‌اندازد. در ادامه، مجید برخلاف همیشه او را تا نزدیک خانه همراهی می‌کند، وارد خیابان باریک و کوچه‌ای می‌شود که برای اولین‌بار محل دقیق خانه پروانه را نشان می‌دهد. پروانه در کوچه پیاده می‌شود، مثل آدم‌آهنی راه می‌رود و فقط یک خداحافظ کوتاه می‌گوید. بعد از رفتن او، مجید در راه بازگشت به خانه خودشان، در حیاط مجتمع، دختر بچه یکی‌دو ساله‌ای را می‌بیند که تازه راه‌رفتن و گفتن «مامان» را یاد گرفته است. نگاهش روی معصومیت آن بچه می‌ماند و داستان در نقطه‌ای تمام می‌شود که تصویر آن کودک، در ذهن شنونده کنار جنین سقط‌شده قرار می‌گیرد.

چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 را بشنویم؟

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 به‌جای بحث‌های مستقیم و قضاوت‌های صریح، شنونده را وسط یک موقعیت واقعی و پرتنش می‌گذارد تا خودش با سؤالات سخت روبه‌رو شود. در این کتاب صوتی، سقط جنین فقط یک «عمل پزشکی» نیست؛ گره‌ای است از ترس، شرم، عشق، فقر، ناآگاهی، فشار خانواده و باورهای دینی که در طول یک روز فشرده، روی دوش مجید و پروانه سنگینی می‌کند. شنونده در طول داستان، هم با میل مجید به پدرشدن همراه می‌شود و هم با اضطراب پروانه که از «شر شدن» ماجرا در خانواده ترک‌زبانش می‌ترسد. این کتاب صوتی به‌خوبی نشان داده است که تصمیم‌های بزرگ همیشه در اتاق‌های فکر گرفته نمی‌شوند؛ گاهی در ماشین کنار بلوار، پشت در زرد یک زیرزمین، وسط داروخانه شلوغ یا پای پیشخوان یک غذای بیرون‌بر شکل می‌گیرند. جزئیات روزمره مثل قیمت خورش بادمجان، ۱۵۰۰ تومان بودن دستگاه معاینه، یا نسکافه‌ای که به‌جای قهوه خریده می‌شود، فضای ملموسی می‌سازد که شنونده را به دل ماجرا می‌برد. در عین حال، تصویرسازی‌هایی مثل «دروازه جهنم»، «متوکلین دوزخ» و پل‌های سیمانی، لایه‌ای نمادین به داستان داده است که می‌تواند برای شنونده‌ای که به دنبال خوانش‌های عمیق‌تر است جذاب باشد. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای مواجهه با موضوعی که معمولاً در حاشیه و پچ‌پچ‌ها باقی می‌ماند. نه‌تنها تجربه عاطفی دو شخصیت، بلکه ترس آن‌ها از امضا، از مدرک، از لو رفتن، و از این‌که «همه کاسه‌کوزه‌ها سر یک نفر بشکند» به‌خوبی نشان داده شده است. پایان‌بندی با تصویر دختر بچه‌ای که «مامان» می‌گوید، بدون آنکه مستقیماً پیام اخلاقی بدهد، شنونده را وادار می‌کند به معنای زندگی، مسئولیت و انتخاب فکر کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان سقط جنین: قسمت02 به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعات اجتماعی حساس مثل سقط جنین، روابط پنهانی، فشارهای خانوادگی و مسئله آبرو علاقه‌مند هستند. این کتاب صوتی برای کسانی مناسب است که دوست دارند از خلال یک روایت شهری و دیالوگ‌محور، با تجربه عاطفی و روانی دو جوان در آستانه یک تصمیم سخت آشنا شوند. به دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی، نمایش رادیویی و داستان‌های مبتنی‌بر گفت‌وگو نیز پیشنهاد می‌شود، چون می‌توانند از نحوه فضاسازی، استفاده از نمادهایی مثل «در زرد» و طراحی صحنه‌های متوالی در یک روز بحرانی ایده بگیرند. همچنین به کسانی که در حوزه‌های مشاوره، مددکاری اجتماعی یا مطالعات خانواده فعالیت می‌کنند، شنیدن این کتاب صوتی می‌تواند تصویری نزدیک از تجربه زیسته افرادی بدهد که در موقعیت بارداری ناخواسته و سقط قرار می‌گیرند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۲۴ دقیقه

حجم

۵۵٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۲۴ دقیقه

حجم

۵۵٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان